No time to lose, no time to choose
Time taking time, it's taken mine
Scenes of my life seem so unkind
Time chasing time creeps up behind
I can't run forever and time waits for no one
Not even me
I can't get any younger
Time has brutal hunger
هرچقدر از هوشمندی آمریکایی ها و علی الخصوص ترامپ درس بگیریم کمه.
۱۵ دی، ۳ روز قبل از فراخوان ۱۸ دی، علی جوانمردی رو بردن صدای آمریکا، تا صدای رسمی دولت آمریکا، عملاً نشون بده که رهبر اپوزیسیون رو قبول نداره و امیدهای مذاکره رو در دل امت زنده نگه داره.
از طرفی از اونجایی ماچادو هم جایگاهی مشابه رهبر اپوزیسیون رو نداره، ترامپ ماچادو رو جدی نگرفت تا فکر کنند برنامه ترامپ برای ایران هم همینه و امیدهای حسن روحانی و طیف های مختلف درون قدرت برای فردای جنگ احتمالی یا تسلیم در مذاکرات، زنده بشه که شانس دارند تا زیرآب هم رو بزنند یا کلا بکشن زیر همه چیز، تحرکات رو زیاد کنند و نسبت به هم بدبینی و توطئه بالا بره.
🔴 میگن مار اگه به شما نزدیک شد تکون نخورید تا شما رو با اشیا اشتباه بگیره و رد بشه بره.
چیزی که به مار اطلاعات میده، تحرک شماست.
تمام این سیگنال های ضد و نقیض، سیگنال های تحرک زا بودند برای جمع آوری اطلاعات.
از اونجایی که بعد از عملیات پیجرها، دیگه وسایل الکترونیکی حمل نمیکنند، برای هر سیگنال، جمعی باید بشینن جلسه حضوری بذارند. هر جلسه اضافه، نیازمند تحرک بیشتره و هر تحرک یعنی اطلاعات بیشتر از مخفیگاه گرفته تا محل لانچرها گرفته تا هر چیزی فکرش رو بکنید.
حتی انفجارهای اخیر بندرعباس باز باعث میشه همه از جاشون تکون بخورند.
ترامپ برای ایجاد این تحرک ها، دائم آهنگ های مختلف پخش کرد تا همه بلند بشن برقصن. هرکس با آهنگی که دوست داره برقصه. هیچ وقت دستش رو هم رو نکرد. یکی با آهنگ مذاکره برقصه یکی با آهنگ جنگ برقصه یکی با آهنگ تغییر از درون برقصه و یکی با آهنگ اپوزیسیون برقصه.
🟢 از شرکت پالانتیر هم باید نامی برد که آنالیز تجمیع همه این داده ها رو انجام میده.
هر توییتی که ترامپ بزنه، هر سیگنال جدیدی که در اخبار بیاد فلان تانکر سوخت یا ناو اومد منطقه، هر سیگنالی که ویتکاف برای مذاکره بده،
هرکدام واکنش های مختلف مسئولان و دهان های رسانه ای آن ها را خواهد داشت و هر کدام باعث تغییر آرایش نظامی و جابجایی نیروها و لانچرها و ... میشه و میره میشینه تو سرورها تجمیع داده و تحلیل میشه.
برای همینه که در ویدیوی «مادر تحلیلها» از تمامی ابعاد، سرنوشت نهایی رو مستقل از اخبار نوشتم.
اخبار مثل سوزن میمونند. تولید خبر و دیتا میکنند شبیه سوزنیه که به آدمای مخالف میزنند نحوه واکنش رو ببینند. یکی میگه آخ، یکی فحش خوارمادر میده، یکی به روی خودشم نمیاره و ...
دوباره تولید اخبار و دیتای جدید و جایگزینی چاقو با سوزن.
ما الان تو جنگیم.
اینا هم بخشی از جنگه. اگه موقعی که گفت locked and loaded مثلا ۶۰ درصد اطلاعات محرمانه لازم رو داشت. الان با این تحرکات تدریجی ممکنه رسونده باشه بالای ۸۰ ۹۰ درصد.
ممکنه بیشتر هم ادامه بده بشه ۱۰۰. ممکنه قبل از اینکه به اون حد برسه با اتفاقی پیش بینی ناپذیر برنامه اش بهم بخوره.
به هرحال روی یه عدد بهینه ای باید تصمیم نهایی طرفین گرفته بشه.
سرنوشت نهایی، یا حمله پیشدستانه جمهوری اسلامی خواهد بود، یا حمله پیشدستانه اسراییل، یا حمله رسمی و سراسری آمریکا.
مذاکره لاینحل است. مذاکره، برای آمریکایی ها دیتا جمع کردن است و برای جمهوری اسلامی وقت خریدن ولو تا جام جهانی فوتبال به برداشت خودشون.
ولی از نظر من، تا سال ۲۰۲۷ امریکا باید حمله کنه برای منافع خودش و تا سال ۱۴۰۸ کلا ایران تبدیل به چیزی ۱۸۰ درجه متفاوت با امروز بشه.
بعد دو هفته گوشی نداشتن بخاطر آموزشی اخبار رو وا کردم دیدم آزی آزبورن مرد وسط خیابون نشستم شروع کردم به ناراحتی
شب قبل اعزام آخرین اجراشو لایو دیدم
خدایش بیامرزد
While the lack of a standout track to rival masterpieces like Burden or Ghost of Perdition the album maintains a consistently high level of quality throughout, offering an experience that speaks to the band’s enduring mastery.
@OfficialOpeth#Opeth#TheLastWillAndTestament
The new Opeth album stands as a testament to the heights progressive music can achieve when executed with both precision and artistry. Seamlessly balancing unrelenting heaviness with refined, almost orchestral sophistication, the record is a masterclass in dynamic range.
Each track unfolds with deliberate intent, revealing layers of intricate composition and emotional depth. The inclusion of Middle Eastern elements adds a mesmerizing exoticism to the soundscape, weaving rich, haunting melodies that linger long after the music has ended.
Moreover, Martín Méndez's bass work is awe-inspiring, conjuring a sense of overwhelming depth and resonance that anchors the album’s intricate soundscapes.
When Fredrik Åkesson enters with his guitar parts, the sheer intensity and emotional weight are enough to send shivers down the spine, while Ian Anderson's contributions elevate the album to near-transcendent heights, creating moments of pure goosebumps.