بالا برید و پایین بیاید، "دکان دو نبش محرم و عاشورا" متعلق به آخوند است. سند و سرقفلی و همهچیزش بهنام ملاهاست.
با محرم و سینهزنی و تشبیه مظلومیت جانفداهای وطن به کشتهشدههای کربلا نمیتوانید این مراسم را از آن خود کنید.
از قدم گذاشتن به راهی که آخوند آسفالتش کرده خودداری کنیم.
نوحه و سینهزنی و حسین حسین و اباالفضل و علیاکبر و زینب و رقیه گفتن، مسیری است که آخوند شیعه و مراجع تقلیدش در انتهای آن دکهی سیگارفروشی باز کردهاند.
قدم زدن در این مسیر، با هر انگیزه و به هر ترتیبی که صورت گیرد، انتهایش به آن دکه و "نفع آخوند" ختم میشود.
با چه منطقی این کار را میکنید؟!
و جدای از اینها، ما ایرانی هستیم و اجدادمان ایرانی بودهاند و سرزمینمان هم "ایران" است. دعواهای ۱۴۰۰سال پیش اعراب (که از قضا دشمن سرزمین ما و ویرانگران آن و قاتلان اجدادمان بودهاند) هیچ ربطی به ما ندارد.
با چه منطقی میهمنپرستترین هموطنانمان را با کشتهشدههای ۱۴۰۰سال پیش اعراب شبیهسازی میکنید؟!
رها کنیم این کار بیمعنی را.
خاک وقتی سردی میاره که تو هشتاد سالگی، بعد از رسیدن به تمام آرزوهات، کنار نوه و نتیجهت به مرگ طبیعی بمیری. وگرنه خون به ناحق ریخته شده جوون ۱۸ ساله خاک رو آتیش میزنه و شعلهش هر روز بزرگ و بزرگتر میشه.
اینجای تاریخ که ما ایستادیم ضرب المثلها کار نمیکنن.
امشب حس میکنم عادلانه ترین مرگ برای خامنه ای دقیقا همین مرگ بود.یک جوری بمیری که انگار هرگز نبودی.صد شب به گور نداشته ات برقصند و در اخر به ریشت بخندن و توافق کنند.
#خیار
الان اینو خوندم گفتم یه بار دیگه منم بذارمش:
تو وارد زندگی بعضى آدما ميشى تا عشقى رو بهشون نشون بدى كه هيچ وقت تجربه
نكرده بودن...
در ادامه خودشون بهت نشون ميدن چرا هيچ وقت لياقتشو نداشتن
هر وقت مراسم اسکاره یا مثلا المپیک و جام جهانی و غیره تو دنیا برگزار میشه حسم بیشتر از همیشه اینجوریه که عباس معروفی میگفت:
تمام مردم جهان زندگی میکردند و ما، فقط داشتیم زنده میماندیم.