مجلهٔ روانکاوی و هنر مان از نویسندگان و مترجمان دعوت میکند.
اگر مقاله، جستار، ترجمه یا نوشتهای در نسبت با روانکاوی، هنر و فرهنگ دارید، میتوانید آن را برای بررسی به تحریریهٔ مجله ارسال کنید.
در ادامه، دربارهٔ شیوهٔ ارسال و فرایند بررسی نوشتهایم.
آثار ارسالی در تحریریهٔ مجله بررسی میشوند و بر اساس کیفیت و تناسب با رویکرد و فضای مجله، برای انتشار انتخاب خواهند شد.
ارسال اثر به معنای تعهد به انتشار نیست.
چه میشود اگر انسانی حتی نداند که آیا وجود دارد؟ یا نتواند احساس کند که هست؟
برادران داردن در فیلم «رزتا»، ما را دقیقاً وسط همین بحران رها میکنند: مسیری برایِ ماندن در ذهن و بدنِ آدمی که انگار هیچ جایی در این جهان ندارد.
وقتی در اوج تنهایی زیر بار کپسول گاز زمین میخورد و میگرید، اولین باری است که از دویدن دست میکشد. این گریه، لحظهٔ پذیرش غم و آغاز حرکت از دفاعهای اسکیزوئید به سمت «موقعیت افسرده» و تجربهٔ رابطهای واقعی است.
آنچه خواندید بریدهای بود از مقالهی
«درد ذهنیِ روانکاو: یک دیدگاه شخصی»
نویسنده: مانوئلا فلمینگ مترجم: مجتبی ارحام صدر و لیلا بهنیا
متن کامل مقاله را میتوانید در وبسایت مان بخوانید:
https://t.co/6QUwXfznhc
تحلیلگری که از اذعان به هرگونه نقش مثبت او توسط بیمار محروم است، ممکن است در جلسات احساس خوابآلودگی شدیدی کند. این خوابآلودگی در واقع نوعی داروی بیهوشی برای پرهیز از درد ذهنی است؛ مکانیزمی برای قطع پیوند هیجانی با بیمار.
ارائه اولین تعبیرهای هضمنشده به بیمار، ممکن است یک مکانیسم دفاعی از جانب تحلیلگر در مقابل درد ذهنی خودش باشد: تلاش برای رها کردن خود از یک بار هیجانی، پیش از آنکه بیمار ظرفیت پذیرش و هضم آن را داشته باشد.
مقاله «گروهدرمانی تحلیلی»
مدلی از درمان روانکاوانه که بینشهای روانکاوانه را با فهمی از کارکرد اجتماعی و بینفردی درهم میآمیزد تا گروه را به محلی برای کاوش و درمان بدل کند.
متن کامل در وبسایت مجله «مان»
https://t.co/mzBj9c1htr