ساعتهای زیادی از روز از خودم میپرسم این جهان ارزش بودن درش رو داره!؟ مخصوصا دوره حال حاضر! کمتر به جواب مثبتی میرسم... حس میکنم جهان انسان به سرعت رو به زواله
توی جهان امروز در واقع ادمها با گوشیاشون ازدواج میکنن و متعهد میمونن. بیشترین وقت رو با گوشیشون میگذرونن بیشترین زمان به گوشیشون نگاه میکنن و بیشتر از همه پای حرفای گوشیشون میشینن حتی اگه چرت بگه!
نمیدونم چطور بگم اما این دنیا دیگه به درد نمیخوره!
محرومشون میکنی همینجوری ذره ذره آدمها فضای حضورشون در دلت رو محدودتر و محدودتر میکنن یا رفتارها و کارهاشون ... یکی میشه صرفا یه عکس تو طاقچه یکی مستاجر یه اتاق یه تعدادی هم میندازی بیرون
داشتم فکر میکردم دوست داشتن ادما اینجوریه که انگار خونه دلت رو میدی دستشون میگی از هرجایی دوست داری استفاده کن بعد اونا خیلی راحت با کاراشون میزنن یه چیزی تو نشیمن رو خراب میکنن بعد میگی خب اجازه رفتن به نشیم رو نداری بعد اونا یه چیزی تو اشپزخونه رو میشکونن و تو از اشپزخونه /
نوشته اگه برگردین عقب مهاجرت میکردین؟ من اگه توانایی برگشتن عقب داشتم تا جایی برمیگشتم که یه جوری همه چی رو میچیدم که هیچجوره الان تو این نقطه نمیبودم از هر نظر!
تا به این سن رسیدم یاد گرفتم وقتی قصد به نشنیدنه دیگه توضیح نده و خودتو خسته نکن...
تنها اتفاقی که در ادامه دادن بحث میفته سطحی کردن و بیارزش کردن چیزیه که باعث ناراحتیت شده تا تو دچار این توهم بشی که چقدر سطحی و کمعمق هستی!
امیدوارم هیچکس عزیز اینتوبه شدهش رو بعد به هوش اومدم و تلاش برای حرف زدن و در اوردن لولهها نبینه یا اگه دید از دستش نده و یه عمر با ترومای اون صحنه تو خواب و بیداری و سوال چی میخواست بگه سر نکنه...
همه ازمونای زبان رو لغو کردن! این بچه پولشو داده یه بار به خاطر قطعی اینترنت لغو شد گفتن تاریخ بعدی انتخاب کنین حالا کلا باز لغو کردن
دارم از استرس میمیرم براش 🫠