@ordinaryman1980@AliHamid27 رفراندومی که صندوق آری و نَه در اون در دو نقطه مختلف شهر بود، و بالای صندوق نَه تروریستهای حزب توده و طرفداران مصدق ایستاده بودن تا به کسانی که بخوان رای نَه بدن آسیب بزنن.
رفراندومی که روی کاغذ رأیش باید نام و مشخصات و آدرس کامل فرد نوشته میشد تا بعدا به خدمتش رسیده بشه.
1️⃣/4️⃣
🛑قسمت یک:
🛑چرا مدرک دکترا و لیسانس و دیپلم #مصدق جعلی و بی اعتبار است؟
چرا محمد مصدق مدرک تحصیلی ششم ابتدایی و دیپلم دبیرستانی ندارد؟
مصدق در حقیقت به چه دلیل از ایران فرار کرد؟
مصدق چرا درخواست سلب تابعیت از کشور ایران و درخواست پناهندکی در سوئیس کرد؟ آیا در شأن رهبری جبهه ملی این است که اینگونه قوانین را به سخره بکیرد و هر کجا که اراده کرد به نسلهای پیاپی ایرانیان دروغ بگوید؟
در طول سالیان دراز پیروان آقای مصدق از ایشون یک بت غیر قابل دسترس ساخته اند و با هرگونه نقدی شدیدترین برخورد ها را کرده اند. اما گذشت سالها و فروکش کردن اتمسفر پوپولیستی ساخته اعضای جبهه ملی و فروخفتن غبارها از حقایق #شورش_فرومایگان_۱۳۵۷ به محققین فضای بهتری برای بررسی دقیق و غیر جانبدارانه از شخصیت و زندگینامه محمد مصدق هدیه داده است.
متأسفانه پیروان مصدق با چشم پوشی از دروغگویی ها و موارد متضاد در زندگینامه هایی که خود مصدق به قلم خود نوشته است، در کارنامه این درباری و اشراف زاده قجری موارد متعدد تخلف، دور زدن قوانین برای جاه طلبی های سیاسی، دروغگویی جعل اسناد، سوء استفاده از مناصب اداری و پوپولیزم را پنهان کرده اند.
🎯از دید من یکی از بزرگترین خیانت های اعضای جبهه ملی و پیروان روشنفکر مصدقی، دروغهایی است که در مورد مدرک #دکترای_مصدق گفته شده است.
در این تحقیق تلاش کردم گزیده ای از موارد جعل و سوء استفاده و تخلف و دروغگویی های مصدق را اینجا گردأوری کنم که با خاطرات متناقض خود مصدق ثابت میکند که او نه تنها مدرک دکترای معتبری ندارد بلکه دانشنامه لیسانس و دیپلم دبیرستان و حتی گواهینامه پایان مدرسه ابتدایی را هم نداشته است.
اجازیه بدید از دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه و دبیرستان ایشون شروع کنیم. در زمان کودکی مصدق مدارس ایران به دو دسته تقسیم میشدند:
1️⃣ مدرسه های سنتی مانند مکتب خانه ها ومدارس طلبگی
2️⃣ مدارس کم تعداد با سبک نو در تهران و تبریز (دارالفنون)
مصدق السلطنه دوران مکتبخانه و دوره مقدماتی مدرسه طلبگی را به مانند دیگر خانوادههای اشرافی با معلم سرخانه گذراند. به همین علت هیچ وقت نتوانست گواهینامه معتبر ششم ابتدایی و دیپلم دبیرستان را به دست آورد که خواهیم دید همین امر بعدها در زندگی او باعث چه مشکلات
عدیده ای شد.
در دوران مظفرالدین شاه در تاریخ ۲۸ آذر ۱۲۷۸ مدرسه سیاسی در تهران تأسیس شد که دوره تحصیلی ۴ ساله داشت و شرط سنی پذیرش در آن این بود که سن ورودی دانشجوها بین ۱۵ تا ۲۲ سال باشد. تعداد دانشجوهای ثبت نامی در اولین دوره این مدرسه ۱۷ نفر بود که پس از ۴ سال اول فقط ۸ نفر توانستند از مدرسه فارغالتحصیل شوند که هر ۸ نفر هم به اسخدام وزارت خارجه درآمدند.
اما ببینیم مصدق در کتاب خاطرات خود (ص۵۴،۵۵)چه دروغی در مورد علت درس نخواندن در مدرسه سیاسی آورده است:
🚫 من به دلایل شرایط سنی نتوانستم در این مدرسه پذیرفته شوم!
او در بخش دیگری از خاطرات خود یک مطلب متناقض دیگر میگوید:
"یک مستخدم دولت پس از سالها تصدی کار و خدمت نمیتوانست در عداد (شمار) محصلین آنجا درآید (منظورش نداشتن شرط سنی لازم است که دروغ است) پس تحصیل خود را در حدود برنامه درسی مدرسه تهیه کردم و ایامی را با استادان گرامی شادروان شیخ محمد کاشانی، میرزا عبدالرزاقخان بغایری، میرزا غلامحسین خان رهنما و...گذراندم".
می بینید که با اعتراف خود مصدق در کتب خاطراتش، مشخص میشود که بدون شک مصدق برای تحصیل نه به مدرسه های جدید تهران (دارالفنون) رفته و نه حتی زمانی که همراه با مادر خود به تبریز رفت علاقه ای به تحصیل در مدرسه دارالفنون آن شهر داشته.
🎯 در نتیجه بدیهی است که هیچ مدرک گواهینامه ششم ابتدایی یا دیپلم دبیرستان نداشت که خودش هم بارها به این مشکل در خاطراتش اشاره کرده است.
🚫اما مصدق اینجا در خاطراتش در مورد شرط سنی به وضوح دروغ میگوید زیرا در زمان تأسیس مدرسه سیاسی تهران او ۲۰ سال داشت اما پس از مدتی
درس خواندن در منزل با معلمان خصوصی ادامه تدریس را رها کرد. گروهی علت این بیرغبتی به تحصیل در مدرسه سیاسی را این دانسته اند که چون مصدق در همان زمان با روابطی خانوادگی که در دربار قاجار داشت به سِمت پرمنفعت مستوفی خراسان گمارده شده بود، شغلی که بواسطه آن در ابتدای جوانی و بدون مدرک وبدون تجربه خاصی، مسلما درآمدی چندین برابر اساتید خود در مدرسه سیاسی داشت!
اما ۷ سال بعد هنگامیکه ۵ سال از سن مجاز ورود به مدرسه سیاسی گذشته بود (پس از استقرار مشروطیت) دوباره یاد تحصیل افتاد و در این مدرسه مجددا ثبت نام کرد. خوب کسی که بالغ بر ده سال مستوفی پردرآمد خراسان بوده قاعدتا دیگر حالا کسر شأن خود...
۱/۴
ادامه در کامنتها و پروفایل من پست شده است👇
@TrendPersian بیخیال ظاهرا این یه مدل دکترای بیخودی بوده که تو قرن بیستم وجود داشته و درواقع همون لیسانس بوده به اضافه یه تز.
تو قرن ما هم این دکتراهای الکی جمع شدن و تو دانشگاه ها وجود ندارن و واسه دکترا باید سه تا هفت سال درس خوند.
@Kostoglotov1989 قدیم فرانسه چند مدل دکتری داشت. یه دکتری دولتی بود معادل پی اچ دی امروز. یه دکتری دانشگاهی بود که شما بعد لیسانس یه تز چرت فقط سابمیت می کردی بهت مدرک میدادن که الان جمع شده بساطش. این دومیه دکتری الکیه. مثل دکتری شریعتی و خیلی ها دیگه.مصدق یا همین دومی رو گرفته یا اصلا نگرفته!
@Kostoglotov1989 قدیم فرانسه چند مدل دکتری داشت. یه دکتری دولتی بود معادل پی اچ دی امروز. یه دکتری دانشگاهی بود که شما بعد لیسانس یه تز چرت فقط سابمیت می کردی بهت مدرک میدادن که الان جمع شده بساطش. این دومیه دکتری الکیه. مثل دکتری شریعتی و خیلی ها دیگه.مصدق یا همین دومی رو گرفته یا اصلا نگرفته!
کل دوره دکترای مصدق ۱ یکسال طول کشیده. مصدق یک لیسانسه حقوق از یک دانشگاه گمنام اروپایی بود. رفت گفت چکار کنم بهم بگید دکتر؟ گفتن برو یه رساله بنویس بیا بهت دکترا میدیم. رفت رساله وصیت در اسلام رو نوشت و شد دکتر مصدق. مشابه افرادی که امروز میرن شرق اروپا پزشکی میخونن.
ببینید راستهای وحشی عزیز!
گیر حقوقی دادن به آدمی که ۱۲۰ سال پیش مدرک حقوق داشته فقط خودتون رو ضایع میکنه.
مو لای اقدامات قانونی مصدق و کودتا بودن ۲۸ مرداد نمیره.
برید به همون گیرهای قبلی مثل لجبازی پیرمردی وخودش رو به مریضی زدن و کینه پهلوی داشتن قجریش بپردازید.
@grok@amnesiaccn@pirozzzzzzzzz چه جالب و راحت. پس دکترا صرفا همون لیسانس بوده به اضافه یه تز درمورد ارث اسلامی.
کاش الان هم مدرک گرفتن تو دانشگاه های ما انقدر راحت بود
آیا می دانستید "مدرک دکترای" محمد مصدق، جعلی بوده است ؟
برای اثبات این سخن، کافیست به کتاب خاطرات جناب محمد مصدق که توسط خودش نوشته شده است، رجوع کنید. او چند فصل از خاطرات خویش را پیرامون دوران تحصیلیش نوشته است که با مطالعه آن به وضوح پی به جعلی بودن مدرک دکتری ایشان میبریم.
مروری مختصر به تحصیلات محمد مصدقالسلطنه طبق خاطرات خودش :
🔸محمد مصدق در مارس ۱۹۰۹ برای اولین بار به اروپا میرود و وارد مدرسه علوم سیاسی در شهر پاریس میشود و پس از گذراندن سال اول مدرسه علوم سیاسی، یک درس را تجدید میآورد.
📚خاطرات محمد مصدق به قلم خودش صفحه ۶۸ و ۶۹
🔹در سال دوم تحصیلی در مدرسه علوم سیاسی، بیمار میشود و فقط ۳ ماه اول را به مدرسه میرود، سپس تحصیل را نصفه رها میکند و به تهران مراجعت میکند.
📚خاطرات محمد مصدق به قلم خودش صفحات ۷۱_۶۹
🔸سپس مصدق به جهت ادامه تحصیل به سوئیس میرود و چون برای تحصیل در دانشگاه نیازمند گذراندن مدرسه است و از آنجایی که او سال دوم مدرسه علوم سیاسی را فقط ۳ ماه از آن را رفته بود و امتحانات را شرکت نکرده بود، لذا ایشان در ژوئن ۱۹۱۱ برای شرکت در امتحانات سال دوم مدرسه علوم سیاسی به پاریس رفت.
📚خاطرات محمد مصدق به قلم خودش صفحه ۷۷
🔹محمد مصدق در سال ۱۹۱۲ "داوطلب دوره دو ساله لیسانس" میشود و ایشان میبایستی تا سال ۱۹۱۴ به تحصیل در دوره لیسانس مشغول بوده باشد در حالی که چنین نیست!.
📚خاطرات محمد مصدق به قلم خودش صفحه ۷۷
🔸محمد مصدق که میبایستی دوره دو ساله لیسانس را تا ساعت ۱۹۱۴ به پایان میرساند، در سال ۱۹۱۴ به ایران بازمیگردد و به با سمت استادی به تدریس می پردازد!
📚کتاب "مصدق، سالهای مبارزه و مقاومت نوشته سرهنگ غلامرضا نجاتی جلد ۱ صفحه ۳
🔹غلامرضا نجاتی می نویسد: "مصدق فرزندانش را در نوشاتل به مدرسه گذاشت و خود درصدد برآمد امتحانات دروس قبلی را تمام کند. او پس از موفقیت به نوشاتل بازگشت و تا اواخر ژوئیه ۱۹۱۳ دوره لیسانس و دکتری خود را در رشته حقوق به پایان رسانید".
📚کتاب "مصدق، سالهای مبارزه و مقاومت" نوشته سرهنگ غلامرضا نجاتی جلد ۱ صفحه ۳
✍🏻با توجه به این اسناد می پرسیم، محمد مصدق در چه سالی به تحصیل در دوره دکتری مشغول بوده و چه در چه سالی موفق به اخذ مدرک دکتری شده است؟ با نهایت ارفاق و با اغماض بسیاری مسائل، می توانیم در نظر بگیریم که ایشان مدرک لیسانس داشته است! اما دکتری را از کجا آمده است؟ تازه بماند که ایشان مدرک لیسانس را نیز به پایان نرسانده است!
چرا محمد مصدق خود را دارای مدرک دکتری معرفی کرده است؟ چگونه است که ایشان در مدت یک سال، مدرک لیسانس تا دکتری خویش را اخذ کرده است؟ آیا این نشان از جعلی بودن آن نیست؟
@rostammdastan@AghayeThomas2 دنیا در عربی از دنی و دنائت میاد، به معنای چیز پست و بی ارزش.
خیلی نام بدیه که ایرانیها متاسفانه بدون کوچکترین آگاهی رو بچه هاشون میذارن.
#سروده_اول_زرتشت
در این توییت سروده اول از کتاب شعر #زرتشت، یعنی گاهان را برایتان می آورم
#گاهان، تنها کتاب زرتشتیست که مستقیما سخنان خود زرتشت در آن است!
دیگر کتاب ها از جمله: اوستا و یشت ها و دینکرد و وندیداد و ... تماما پس از زرتشت و توسط موبدان و مفسران زرتشتی نوشته شده اند و سخنان شخص خود زرتشت نیست!
گاهان یک کتاب شعر از زرتشت است شامل ۱۷ سروده
اولین شعر در این کتاب را برایتان می آورم اما از شما درخواست دارم پس از خواندن این شعر حتما توییت کوت شده در زیر را بخوانید👇👇
این توییت کوت شده، به بررسی معانی کهن واژگان گاهانی می پردازد که برای فهم این شعر ضروریست✌️
سروده اول گاهان:
بند ۱:
اینک، ای مزدای پاک نیکیافزا، در آغاز، با دستهای برافراشته و خواهان شادمانی به تو نماز میآورم.
باشد که با همهی کردارهای «اشه» (راستی و پاکی)، که با خرد و منش نیک انجام گیرد، «گوشورون» (روان آفرینش) را خوشنود سازم
بند ۲:
ای مزدا اهوره!
با اندیشهی (منش) نیک به تو روی میآورم؛ در پرتو اشه، مرا از پاداش زندگی «استومند» (مادی) و مینویی(جهان اندیشه)، که گروندگان را به خوشبختی میرساند، برخوردار کن.
بند ۳:
ای اشه (راستی) و ای وهومنه (اندیشه نیک)، و ای مزدا اهوره (تلفیق جان زنده و زمینی +خرد که مخصوص انسان است)!
من برای شما میسرایم، با سرودی که پیش از این کس نسروده است، تا توانایی مینویی (خردورزانه) و «آرمییتی» (پارسایی) در ما فزونی گیرد.
خواهش مرا بپذیرید و به من شادمانی و خوشبختی ببخشید.
بند ۴:
من روانم را با وهومنه(اندیشهی نیک) به سرای گرودمان( بالاترین سرا در بهشت زرتشتی/محل شعر و سرود دائمی) جای خواهم داد.
و با آگاهی از پاداشی که اهورامزدا برای کارها برنهاده است، تا تاب و توان دارم، به مردمان میآموزم که در راه راستی بکوشند
بند ۵:
ای اشه(راستی)، کی تو را خواهم دید؟ ای وهومنه( اندیشهی نیک )، کی با مِن (دانایی) تو را خواهم یافت؟ و ای اهورای توانا، کی به تو راه خواهم برد؟ و کی آوای درونی مزدایی را خواهم شنید؟
باشد که با این پیام اندیشهانگیز بر زبان، به گمراهان راه بنمایم.
بند ۶:
ای راستی و ای اندیشهی نیک، به سوی من آیید و بخشش دیرزیوی را به من ارزانی دارید.
و تو ای اهورامزدا، با سخنان راستین خود، به زرتشت نیروی مینویی(خردورزانه) و شادمانی، و به همهی ما توانایی ده، تا بر آزار و ستیز دشمنان خود چیره گردیم.
بند ۷:
ای راستی، بخشش را که پاداش اندیشهی نیک(وهومنه) است، به ما ارزانی دار.
و تو ای پارسایی، آرزوهای گشتاسب و پیروان او را برآورده ساز.
و تو ای مزدا(خرد)، به ما توانایی بخش، تا پیام تو را به همگان برسانیم.
بند ۸:
ای اهورا(جان زنده)، ای تو بهترین و بهتر از همه، و با بهترین راستیها هماهنگ، به دل از تو میخواهم، به فرشوشتر دلیر و دیگر یارانم، اندیشهی نیک(وهومنه) را برای همیشه ببخشایی.
بند ۹:
ای اهورامزدا، ای اشه ( هنجار هستی/ راستی)، و ای اندیشهی نیک (وهومنه/جایگاهی در هرد)، با بخششی که به من دارید،
هرگز شما را نمیآزارم و میکوشم که ستایش خود را به شما نیاز کنم، که شما توانایی مینویی(خرد ورزی)، سزاوار و درخور ستایشید.
بند ۱۰:
ای اهورامزدا، آرزوی کسانی را که راست و نیکاندیش و درستکردارند، و تو آنها را میشناسی، برآورده ساز.
من نیک میدانم که تو نیایشهایی را که از دل برآید و برای انجامی نیک باشد، پاسخ خواهی گفت
بند ۱۱:
ای اهورامزدا، با آوای خود بر خرد و اندیشهی من، که با این نیایشها راستی و اندیشهی نیک را برای همیشه نگاهبانم، بیاموز و بازگوی که در آغاز هستی و آفرینش چگونه پدیدار گشته است؟
شاد باشید💚
هورمزد نگهبان پادشاه و ایران👑❤️
#جاويدشاه
#پاينده_ایران
@Ashkan_Atheist@hjazy_mhdy@IzadiShapoor بنظر من میشه به راحتی پا رو یه قدم هم فراتر گذاشت و گفت توحش اسلام خیلی بالاتر از فرهنگ همون زمان اعراب دیگه بوده.
طبق این حدیث صحیح تو همون حجاز هم مسلمونا در مقایسه با چندخدایان (پاگانها)، مسیحی ها و یهودی ها در توحش کامل به سر میبردن
My fellow compatriots,
The Islamic Republic’s attempt to raise fuel prices has once again exposed its incompetence and the deep structural dysfunction of Iran’s energy sector under this regime.
While the Islamic Republic squanders the country’s resources on foreign terrorists and domestic repression, regime officials and their cronies compete to plunder the nation’s wealth. Meanwhile, the regime’s gross mismanagement has pushed families to the breaking point and driven Iranians deeper into poverty. Forcing higher fuel prices on the people is an unforgivable mistake and a profound betrayal.
Fuel prices cannot be compared with those in other countries when Iranians earn their incomes in heavily devalued rials and live below the poverty line.
Fuel and energy are managed as a matter of routine, without constant crisis, in nearly every country in the world, including many with far fewer resources than Iran.
On one side, the IRGC’s smuggling mafia traffics tens of millions of liters of Iran’s resources every day through tanker trucks, pipelines, and ports. On the other, the automotive mafia forces Iranians to buy poorly made, fuel-inefficient cars. Unable to solve the problem it has created, this criminal cult uses its propaganda apparatus to shift the blame for fuel shortages onto the people, portraying ordinary Iranians as responsible for rising consumption and fuel smuggling.
The Islamic Republic is an incompetent, corrupt, and anti-Iranian regime. It is itself the root cause of this dysfunction and will never be capable of fixing it.
The only way to save Iran and end this destructive cycle is to bring down this regime in its entirety and establish an effective national government. The Iran Prosperity Project has developed clear plans to bring fuel production and consumption into balance. These plans draw on proven international best practices and Iran’s own national experience in managing its energy resources, and will be implemented during the transition following the fall of the regime.
Long live Iran, Reza Pahlavi