من هنوز برای بزرگسالی زیادی کوچیکم.
نمیخوام وقتی برگشتم عقب، ببینم خیلی چیزا مثل قبل نیست...
دلم میخواد همهی این لحظهها و لحظههای بعدی و بعدترش رو عمیقا زندگی کنم.
نمیخوام به هیچ چیزی فکر کنم، فقط برم جلو، فقط زندگی.
ولی نمیشه...
خواب دیدم یه چیزی خوردم و دارم خودکشی میکنم. بعد رفتم تو تختم که مثلا طبیعی بنظر برسه🤡
از یه طرف تو خواب مدام مامانم صدام میزد، از طرفی هم بابام زنگ زد بیدارم کرد.
واقعا مثل شیر وایشتادن بالا سرم یه وقت نمیرم🤡🤡
امروز به پیشنهاد غزاله قبل بیرون رفتن به خودم رسیدم و تو مسیر هم افشین و کامران هومن گوش دادم و حس میکردم دارم میرم عروسی✨🎀
الانم جاتون خالی اومدم دیدم از یه ماه پیش ۲۰۷ یه تومن رفته بالا💔
تراپیست قدیمم یه ریلز گذاشته.
حالت ابروهاش، تن صداش و کلا ترکیبش منو پرت کرد به اون اتاق درمان، به همهی وقتایی که وسط گریههام بهم میگفت «فکر میکنی فاطمه چرا اینقدر به خودش سخت میگیره؟»
از دور که بهش فکر میکنم، واقعا توجیهی نداره این همه سخت گرفتن، ولی بازم براش گریه میکنم((: