#رشتو
خب داشتم میگفتم
۱: کردستان تقریبا بر خلاف بقیه ایرانه، تو اکثر استان ها هر چی از شهر های بزرگ به سمت شهر های کوچیک و روستا ها میری مردم فضای بسته تری دارن و غریبه ها رو به چشم غریبه میبینن ولی داخل کردستان هر چی به سمت روستا ها بری بیشتر حس میکنی که اونجا غریبه نیستی
اولا که اصلا چیزی به اسم عرق دستریز اونجا وجود نداشت و همه شیشه های پلمپ رو مصرف میکردن و دوما طریقه خوردنشون بود، در اکثر شهر ها پیک ها رو کم میریزن و کم کم میخورن ولی کردها به صورت لیوانی میخوردن
خب دیگه تا اینجا حوصله داشتم، هنوز چیز های زیادی هست که بعدا مینویستم
#رشتو
خب داشتم میگفتم
۱: کردستان تقریبا بر خلاف بقیه ایرانه، تو اکثر استان ها هر چی از شهر های بزرگ به سمت شهر های کوچیک و روستا ها میری مردم فضای بسته تری دارن و غریبه ها رو به چشم غریبه میبینن ولی داخل کردستان هر چی به سمت روستا ها بری بیشتر حس میکنی که اونجا غریبه نیستی
۶: آزاد بودن مسیر های مرزی واقعا چیزی بود که اصلا توقعشو نداشتم مخصوصا اطراف بانه ده ها جاده وجود داشت بدون هیچ گشتی یا پلیس(البته من تا لب مرز نرفتم ولی تا مقدار زیادی نزدیک شدم و اصلا حتی یک دونه ماشین پلیس هم ندیدم)
۷: فرهنگ مصرف نوشیدنی های الکلی کردستان واقعا جالب بود