ای میهن، ای انبوه اندوهان دیرین
ای چون دل من، ای خموش گریهآگین
در پردههای اشک پنهان کرده بالین
ای میهن، ای داد
آنجا چه آمد بر سر آن سروِ آزاد؟
هوشنگ ابتهاج
شبکه مترجمین ایران، تا سه روز، به احترام #مهسا_امینی و همۀ بانوان سرزمینمان هیچ پستی در شبکههای اجتماعی منتشر نخواهد کرد
مترجمیار انگلیسی معرفی کنید و جایزه ببرید.
دستمزد مترجمیارهای دارالترجمۀ ساترا به این صورته: حقوق ثابت+ پورسانت.
اگه مترجم ماهری رو میشناسید که سابقۀ کار در دارالترجمه رسمی رو داره، به ما معرفیش کنید.
#استخدام#آگهی_استخدام
رضا سیدحسینی میگه کتاب بوده که دستم گرفتم دیدم زبانش زبان من نیست و نمیتونم اون زبان رو در بیارم. در نتیجه گذاشتمش کنار.
استاندال رو دستم گرفتم، دیدم زبانش زبان من نیست. گذاشتمش کنار.
عبدالله کوثری میگه وقتی اورسدیا رو برای شاهرخ مسکوب فرستادم، برام نوشت تو زبان اینها رو پیدا کردی. این زبان در عین اینکه زبان پیچیده ای نیست، زبان باشکوهیه. این چیزیه که تو بهش رسیدی. کاش بشینی بقیهش رو هم ترجمه کنی.
در دهۀ 30، تب و تابهای سیاسی روی ترجمه ادبی سایه انداخته بود. کتابهایی ترجمه میشد که بار سیاسی داشت.
دهۀ 40، اون تب و تابها خوابید و مترجمانی مثل به آذین، سیدحسینی، نجفی و قاضی اعتبار ادبی کتاب رو مبنای انتخابشون قرار دادن.
در دهه 40، ترجمه انگلیسی در ایران پا گرفت. ادبیات انگلیسیزبان، به خصوص ادبیات آمریکای شمالی، در همین دهه رونق گرفت.
قبل از این، فقط ابراهیم گلستان مترجم ادبیات انگلیسیزبان بود، ولی بعدش دریابندری هم اومد.
رضا سیدحسینی میگه ترجمه آزاد در ادبیات معنا نداره. مترجم ادبی در قبال نویسنده مسئوله. باید سبک نویسنده رو مراعات کنه.
مترجم ادبی باید صد در صد مقلدِ نویسنده باشه و زبانش رو نزدیک به زبان نویسنده کنه.