گفت: چرا به او تکیه نمیکنی؟
گفتم: چون به او اعتماد ندارم؛ تکیه بر #بیاعتمادی، مثل ایستادن زیر ديوار كج است
گفت: كجايي تو، من تمام زندگیام را زیر همین دیوار به اصطلاح تو،كج ساختهام
گفتم: غبطهای نمیخورم؛ دلم هیچوقت باآن نبوده، حتی به قیمت #زندگی#اعتماد ميوه هر درختي نمي شود
وقتی توی زندگی دیگه ترسی نداشته باشی و با بزرگترینهاشون روبهرو شده باشی، یعنی دیگه داری به آخرهای خط نزدیک میشی..
اما اگه هنوز #ترس هست، یعنی هنوز چیزهایی برای از دست دادن داری؛ یعنی هنوز #امید هم داری، #آرزو هم هست یعنی هنوز #زندگی ادامه خواهد داشت و دلايلي براي تلاش كردن…
از کفر من تا دین تو راهی بجز تردید نیست
دلخوش به فانوسم نکن،اینجا مگر خورشید نیست
با حس ویرانی بیا تا بشکند دیوار من
چیزی نگفتن بهتر از تکرار طوطی وار من
بی جستجو ایمان ما از جنس عادت می شود
حتی عبادت بی عمل وهم سعادت می شود
مقصدی نیست؛ بیا فلسفه بافی نکنیم
ما چه باشیم و نباشیم؛ #جهان در گذر است
کاش باور بکنی فرصتمان مختصر است
شاید این جمع بماند تو نمانی دیگر
شاید این یوسف گم گشته به کنعان نرسد ديگر
چقدَر عید بیاید که نباشیم رفیق
کاش باور بکند هر که مرا می خوانَد:
« #نیستی » بیشتر از بودنمان می ماند!
از یه سنی به بعد، برای هیچچیز عجله نداری؛ آروم از کنار همهچیز عبور میکنی، گاهی میایستی و عمیق تماشا میکنی؛ بدون عجله، بدون تعصب، بدون نیاز، بدون خشم.
و هر چیزی نمیتونه واکنشت رو برانگیزه؛ نه از بیتفاوتی، بلکه از روی آگاهی از گذر سریع ثانیهها و کم شدن فرصتها.
#تجربه
اگرشما درکی ازآنچه میبینید ندارید
فکر نکنید لزوماً درک شما واقعیت است وبا استدلالهایی که به نظر خودتان منطقی است
اما اندازهی محیطشان فقط #ذهن شماست
#واقعیت دیگری را برای دیگران تاریک نکنید
باید راههایی پیدا کنید که خارج از محیط ذهنتان را ببینید
حتی اگر تصورش برايتان محال است
يحتمل ما آخرین نسلی هستيم که مجبوریم پیش از آنکه #هوش_مصنوعی مشکل #زبان را بهطور کامل حل کند، یک یا چند زبان دیگر غیر از زبان مادری بیاموزیم
بزرگترین دستاوردها معمولاً ازدنبال کردن #موفقیت به دست نمیآیند؛ از #شکست دادن ترسهایی به دست میآیند که سالها ما را از اسير كرده اند
انسانها برای فتح آينده ذهني شان، از کنار هم میگذرند و میروند؛ حتی اگر بگویند:
چنانم در دلی حاضر، که جان در جسم و خون در رگ
امیدوارم این #گذشتن، از روی یکدیگر و به هر قیمتی نباشد
قاعده نانوشتهی زندگی، اسب #تاختن است و انسان #رفتن؛
اما کاش در این رفتن، همديگر را زیر پا نگذارند
آدمها،حتی میلیونها نفر،میتوانند اشتباه کنندو همه براساس یک منطق به این نتیجه برسند که فلانی این کار را نمیکنديا فلان اتفاق نمي افتد
اماآن منطق، منطق ونگاه خودِ آنهاست
وشايد فلانی اصلاً مثل آنها فکر نکند و دقیقاً همان کاری را بکند که هیچکس انتظارش را نداشت همه #سورپرايز شوند
اول میخواستم دنیا را درست کنم؛ نشد
بعد کشورم، شهرم
فامیلم و خانوادهام را
باز هم نشد
آخر فهمیدم تنها چیزی که میتوانم تغییر دهم، خودم هستم
شروع كردم و وقتي حس كردم آماده ام تصمیم گرفتم به چند نفر از نزدیکانم کمک کنم
شاید این، تنها راه شروع #اثرگذاری بر دنیاست
بايد #واقع_بين بود
آدمها با بالا رفتن سن پير نمیشوند
وقتی مأموریتشان تمام میشود
چالش وانگیزه کم میشود
تحرک، طبیعت و یادگیری کنارمیروند
تغذیه وآبرسانی نادیده گرفته میشوند
دارو و مواد شیمیایی جای سبک زندگی را میگیرندو زخمهای عاطفی، گسست ها
خاطرات تلخ و بدبینی، حس شگفتی را مي كشد #پيري مي رسد
دیشب بادلم خلوتی داشتم
توی خلوت دل عالمی داشتم
تواین دو روز #دنيا غم خوردن خطابود ادمی با خوب وبد یه جوری عادت میکنه یکی قربون میکنه جونشو با عزت نفس دیگری بهر یه لقمه نون شکایت میکنه ادما رنگ و وارنگن یکی باخودش گلاویز
اونيكي،ابرباد پاییز اره
از ادما یک #خاطره میمونه به جا
اینقدر #سبک_زندگی، مسائل و روش حل مشکلات تغییر کرده که اگر امروز یک آدم باتجربه اما قدیمی را برای حل مسائل زندگی بگذاری، شاید مثل یک کودک دستوپا بسته بماند.
کسی که تا همین چند وقت پیش میتوانست یک خانواده را راهبری کند، زمین بازی عوض شده است و مهارت هاي زندگي امروزي متفاوتند
گیاهان در نور رشد میکنند، اما انسان اغلب در تاریکی رشد میکند
در تاریکیِ تردید، شکست، تنهایی، ندانستن و لحظههایی که هیچ تضمینی برای آینده وجود ندارد
نور، مسیر را نشان میدهد؛ اما این تاریکی است که انسان را وادار میکند چشمهای خودش را باز کند، فکر کند و راهش را بسازد
#تاريكي
#آفرینش تعطیلبردار نیست
ما یا آگاهانه درآن شریکیم یا منفعلانه زیر آوارش میمانیم
در بحرانها، خلاقیت یعنی همان کارهای کوچکِ ادامهدادن، و وفاداری به زندگی در دل #رنج
یا ما سازندهایم یا ساخته میشویم
در دل تاریکی، همان ادامهدادنِ کوچک، #زندگي بزرگترین مقاومت در برابر #پوچی است
آدم ها در زندگی از چیزهایی بهره میبرندکه دیربازدهاند
چیزهایی که براشون وقت، انرژی، تمرکز و عمر گذاشته، پاشون مونده و فقط دنبال نتیجه فوری نبوده
مرور زمان اینها رو تبدیل میکنه به #اعتبار، سرمایه، ثروت و #اعتماد؛ چیزهایی که شاید قابل اندازهگیری باشن،اما قابل #ارزش گذاری نیستن
کسی چه میداند من چقدر تلاش کردهام که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود؟
زیرا در میان ویرانی و رنج وظیفهی انسان این است که قلبش را به زشتی نسپارد.
#برادران_کارامازوف
هنوز رشتهی امّید من بُریده نشد تو تیر آخر جامانده در کمان منی
تو قد کشیدی و، من ذرّه ذرّه پژمردم سرت سلامت ازین پس تو باغبان منی
چراغ چشم تو روشن، چه حاجتی به چراغ به جلوه و جذبه، ماه آسمان منی
به وعده های بهشتی نبودهام دلخوش خوشم تو کسبِ دو سر سود بی زیان منی
#فاطمه_اتحاد
این روزها، بهدلیل شرایط حاکم بر جهان، کمککردن آدمها به یکدیگر به حداقل رسیده است. آنهایی که زمانی با کمک به دیگران دلگرم میشدند، حالا غمگیناند؛ چون نهتنها دستشان برای کمک بسته است، بلکه بیش از همیشه میفهمند که در مشکلات خود و دیگران، چقدر تنها هستند #معناي_زندگي#ديگرنگري