بیچاره ماماناتون مجبورن چه بچههای لوس و خشتکخراشی رو تحمل کنن. یکی میگه مادرم بهم طرحواره رهاشدگی داده چون میرفته سر کار، یکی میگه مامانم تازگی غذاهاش خوشمزه نیست. عزیزان با این واقعیت که خودتون باید یه گوهی برای زندگیتون بخورید کنار بیاید و دست از سرشون بردارید خدازدهها.
- چرا زودتر کاراتو پیگیری نکردی؟
- درگیر بودم
- درگیر چی؟
- (درگیر افسردگی. طوری که صبحها وقتی بیدار میشم دوست ندارم هیچ کاری انجام بدم. هیچچیز باعث نمیشه دوست داشته باشم از تخت بیرون بیام و بابت موندن توی تخت هم از خودم متنفرم) کار و زندگی والا.
مهاجرت اینقدر سخت شده که اصلا به کیرم دیگه
میرم عاشق میشم ازدواج میکنم و تو همین کشور لعنتشده در جا میزنم و در نهایت میمیرم بعد از چند سال هم گویی که وجود نداشتم
از زمانی که همسرم سرباز شده،۲ بار جنگ و یه بار اعتراضات پیش اومد. جدا از استرسی که خودش و من تحمل کردیم، هربار اطرافیان با طعنه و کنایه گفتن چرا میری؟ فرار کن.
همین سربازی رو هم همسرم به خاطر اینکه بتونیم مهاجرت کنیم رفت :) که البته همونم به خاطر جنگ کنسل شد…
یه چیزایی میبینم درمورد سربازا توی تایملاینه که واقعا فقط یه بیشرف میتونه بگه!
سربازایی که الان سرخدمت هستن۹۰٪قبل از جنگ رفتن سرخدمت و هیچ راهی جز ادامه خدمت ندارن و بخوان فرارکنن دادسرای نظام از زیرسنگم شده اون سرباز رو درمیاره.
سربازم کارخاصی نمیکنه یا نگهبانی میده یا طی میکشه.
کسکش از خارج میاد می گه هر کی بره سربازی حقشه، ببخشید که اون سرباز بدبخت مثل تو یه بابای رانتی نداشته که به محض اینکه فارغ التحصیل بشه با یورو و دلار بفرستش اونور. ببخشید که برای اینکه تو کشور خودش حق و حقوقش اندازه یه اتباع غیرقانونی نشه مجبور بود بره سربازی.
یه چیزایی میبینم درمورد سربازا توی تایملاینه که واقعا فقط یه بیشرف میتونه بگه!
سربازایی که الان سرخدمت هستن۹۰٪قبل از جنگ رفتن سرخدمت و هیچ راهی جز ادامه خدمت ندارن و بخوان فرارکنن دادسرای نظام از زیرسنگم شده اون سرباز رو درمیاره.
سربازم کارخاصی نمیکنه یا نگهبانی میده یا طی میکشه.