حیف پول که بدی کانفیگ بیای توییتر ،چرت ترین و مزخرفترین ژانرها رو ببینی ،در حالی که زندگی بیشترمونو به زانو درآورده،ما داریم تقلا میکنیم برای یکم بیشتر دووم آوردن اونوقت یه سری دغدغه هاشون چیه
ما هم اسیر این خاک شدیم، آویزان، مثل دندان عاریه که با عطسهی کوچکی از دهنشان پرتاب شویم. پرتاب هم نشویم فقط زنده ایم، زندگی که نمی کنیم ...
#عباس_معروفی
در تراكمی از جهان های موازی
خطوط نامتقاطع
از درون تو
عبور خواهم كرد روزی
عبور من از تو
شايد بال زدن پروانه ای باشد از فراز يک ديوار
يا پيله ای كه به سمت ماه گشوده می شود
كسی چه میداند
ديدار دوباره ی من و تو در كدام يك از وضعيت های احتمالی ممكن است اتفاق بيفتد
#پروین_سلاجقه
شاهرخ جان عزیزم، قصه ما بسر رسید ولی کلاغه به خونه اش نرسید. خدا کنه بالاخره به خونه اش برسه و خون این جوونها که کنار پیاده روها و جوی های آب ریخته برعکس خون ماها که توی کیسه های پلاستیکی ریخته شده هدر نره.
قربان تو میروم
گیتای «مجاهد»...
۲۱ آذر ۱۳۵۷
روزهای در راه