از اردیبهشت ۱۴۰۲، سه سال است که به اجبار، خارج از ایران زندگی میکنم.
مرداد سال ۱۳۹۳، از برگزارکنندگان تجمعی در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران، در اعتراض به جنگ و کشتار در کوبانی، غزه و سوریه بودم (عکس زیر)، چند ماه بعد مقیسه در دادگاه به من گفت: «گوه خوردی که مخالف جنگی؛ کوبانی و غزه و سوریه به تو چه ربطی داره؟» همان تجمع اعتراضی به یکی از اتهامات پروندهام تبدیل شد و سالها برای آن پرونده، در زندان ماندم.
طی این سالها و همچنین پیش از جنگ ۱۲ روزه و در طول جنگ اخیر نیز بر اساسِ اصول و باورهایم، بار دیگر با صراحت در نوشتهها و مصاحبههایم مخالفتم با ج.ا و جنگ را بیان کردم؛ چرا که جنگ را چیزی جز ویرانی، کشتار و سرکوب نمیدانم.
معتقدم و پیشتر گفتهام که جنگ با هیچ بهانهای قابل توجیه نیست، کمکی به مردم ایران نمیکند و شرایط را وخیمتر میکند که کرد، خصوصا وقتی هر سه طرفِ درگیر در این جنگ، فقط به دنبال منافع و تثبیت قدرت خود هستند و به همین دلیل، بارها با بیتوجهی به قوانین بینالمللی، مرتکب جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی شدهاند و باید پاسخگو باشند؛ از ج.ا تا اسرائیل و آمریکا!
از حکومت جمهوری اسلامی تا عمق وجودم بیزارم که یکی از دلایل این بیزاری، جنگ طلب بودن سران این حکومت و دمیدن بر آتش جنگ در خاورمیانه است.
هرگز برای حمایت ج.ا از گروههای شبه نظامی در منطقه و حملات موشکی آن کف نزدهام و هورا نکشیدهام و هرگز برای حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران هم خوشرقصی نکردهام. با این حال هر بار، نه فقط موافقان ج.ا که افراد دیگری که اتفاقا خود را از مخالفترین مخالفانِ جمهوری اسلامی معرفی میکنند هم، همان ادبیات مقیسه و همان پیام را به اشکال مختلف به من رساندند، با توهین، تهمت، حمله و تهدید!
دو هفته پیش، باز هم برای سرکوب و آزار من، به اعمال فشار بر خانوادهام روی آوردند و پدرم را به وزارت اطلاعات احضار کردند؛ چند روز پیش هم ابلاغیهای از سوی قوه قضاییه برایم صادر شد که در آن اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و تقویت رژیم صهیونیستی از طریق مساعدت مستقیم» به من نسبت داده شده است.
راستش را بخواهید، تصور اتهامی احمقانهتر و مضحکتر از این برایم دشوار است، مضحکتر از تمام اتهاماتی که در طول حبس و پس از آن، از هر سو به من نسبت داده شد!
اما اهمیت این پرونده و این برگه در چیز دیگری است.
این سند نشان میدهد که وقتی برای کسی که در زندان و محروم از حق دفاع نیست و سه سال است که خارج از ایران زندگی میکند و بارها و بارها، بدون واهمه از حملات و تهدیدها، مواضع روشن و علنی خود را علیه جنگ و نقض حقوق بشر، چه از سوی ج.ا و چه از سوی اسرائیل، بیان کرده است؛ چنین پروندهسازی مضحک و سخیفی میکنند، روشن است که برای فعالان داخل ایران نیز به همین شیوه پروندهسازی میکنند؛ امری که سالها درباره آن گفتهایم، اما هنوز عدهای حاضر نیستند آن را بپذیرند.
اگر با وجود تمام نوشتهها و مصاحبههایم چنین دروغ آشکاری میگویند، روشن است که تا چه اندازه در پروندههای زندانیان، فعالان داخل ایران و همچنین شهروندان بهایی، حقیقت را وارونه کرده و هزینههای جبرانناپذیری بر افراد و خانوادههایشان تحمیل میکنند.
این برگه رسمی، سندی است که بیپایه و اساس بودن بسیاری از این اتهامات و بیاعتباریِ بسیاری از این پروندهها؛ از جمله پرونده تمام کسانی که از طریق اعدام به قتل رسیده و یا در خطر این قتل عمد حکومتی هستند را فریاد میزند.
در پایان، بار دیگر خطاب به ج.ا تاکید میکنم که تا وقتی هستید و حتی پس از آن هم، به تبلیغ علیه نظام استبدادیتان و دادخواهی ادامه میدهم و نه «تقویتکننده اسرائیل از طریق مساعدت مستقیم»، بلکه از همه شما جنایتکاران و ناقضان حقوق بشر بیزارم و آرزوی محاکمه تک تک شما را دارم که با هر نام و به هر بهانهای دستانتان به خون آغشته است.
راستی اگر با این پروندهسازی قصد مصادره اموال دارید، اعلام میکنم که من هیچ اموالی در ایران یا خارج از آن ندارم، اموال من جوانی و سلامتیام بود که شما سالها پیش، آنها را از من گرفتید و هیچ وقت هم به من باز نخواهند گشت. با این حال با ارزشترین داراییام عشق به ایران و مردمانش و باور و عقیدهام به حقوق بشر است که هرگز نمیتوانید آن را از من بگیرید، حتی با مرگ!
عدم حضور جلب است؟!
منتظرم :)
#نه_به_جنگ
#دادخواهی
A 68-year-old woman has been sentenced to death in #Iran for the second time.
#Zahra_Shahbaz_Tabari, an electrical engineer and political prisoner held in Rasht Central Prison, was sentenced to death on the charge of baghy, or “armed rebellion,” over alleged affiliation with the PMOI/MEK. Her family has denied that she was a member. Her first death sentence was overturned by Iran’s Supreme Court in January 2026, but the same Revolutionary Court in Rasht resentenced her to death on May 28, 2026.
Human rights reports say her earlier trial lasted only about 10 minutes, was held online, and took place without access to a lawyer of her choosing. Evidence reportedly included a cloth with the slogan “Woman, Life, Freedom” and an unsent audio message found on her phone. UN experts had already warned that her case showed serious violations of fair trial rights.
#ZahraShahbazTabari #StopExecutionsInIran #NoToExecution #PoliticalPrisoners #Iran #HumanRights #WomenLifeFreedom #نه_به_اعدام
Please do not forget #Fatemeh_Sepehri.
Fatemeh Sepehri is an Iranian political prisoner who became widely known for openly calling for political change in #Iran and criticizing Supreme Leader Ali Khamenei. She has also spoken against compulsory hijab and the repression of women in Iran.
She was arrested again on September 21, 2022, during the Woman, Life, Freedom uprising. For her peaceful political activism and public criticism of the government, she has been sentenced to decades in prison, with cumulative sentences reported at more than 37 years.
Her health has severely deteriorated in prison, and she has reportedly been denied adequate medical care despite serious medical concerns.
No one should spend decades in prison for peaceful political speech. No one should be denied medical treatment because they refuse to stay silent.
Be the voice of Fatemeh Sepehri. Demand her freedom.
#FatemehSepehri #FreeFatemehSepehri #PoliticalPrisoners #Iran #HumanRights #WomenLifeFreedom #PoliticalPrisoner
به لخت کردن تصاویر زنها با هوش مصنوعی و لباس زنونه پوشوندن به مردها توسط اکانتهای طرفدار پهلوی نگاه کنید. دشمنی اینا با #زن_زندگی_آزادی فقط سیاسی نیست؛ یه دشمنی عمیق و هویتیه. کسی که تا مغز استخونش مردسالار، دیکتاتورزده و جنگطلبه، نمیتونه پیام «زن، زندگی، آزادی» رو تحمل کنه.
وقتی یک کودک می میرد، یعنی هیچوقت فرصت پیدا نمی کند دوباره با اسباب بازی هایش بازی کند، با دوستانش بخندد، بزرگ شود، تحصیل کند، وارد جامعه شود و لذت های مختلف را به عنوان یک بزرگسال، تجربه کند.
یک کودک، هیچ وقت نباید بمیرد و اگر با مرگش مشکل ندارید، خود را انسان ننامید.
روایت تکاندهنده مژده هاشمی بازرگانی از زندان قزوین؛ «برای اعتراف اجباری مرا شکنجه کردند»
مژده هاشمی بازرگانی، از بازداشتشدگان فروردینماه ۱۴۰۵، در تماس تلفنی با مادر سالمند خود از زندان مرکزی قزوین، از شکنجه، ضربوشتم، اعتراف اجباری و شرایط دشوار دوران بازداشتش سخن گفته است.
خانم هاشمی بازرگانی که همراه مادر سالخورده خود در شهر الوند قزوین زندگی میکرد، شامگاه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصیاش بازداشت شد. به گفته او، مأموران بدون ارائه توضیح روشن درباره اتهامات، نیمهشب به منزلش یورش برده و وی را با خود بردهاند.
این زندانی سیاسی در بخشی از این تماس میگوید که پس از بازداشت بارها مورد ضربوشتم قرار گرفته و در جریان بازجوییها با لوله، باتوم و سایر ابزارها به سر، گردن و بدنش ضربه زدهاند؛ ضرباتی که به گفته او منجر به آسیبهای جسمی از جمله شکستن دندان، مشکلات قلبی و ادامه یافتن سرگیجه و دردهای جسمی شده است.
مژده هاشمی بازرگانی همچنین میگوید که در دوران بازداشت تحت فشار قرار داشته تا مطالبی را که بازجویان دیکته میکنند امضا کرده و در برابر دوربین بیان کند. او در این تماس تلفنی میگوید که هدف از این اقدامات، تهیه اعترافات اجباری و نمایش او بهعنوان فردی مرتبط با فعالیتهای امنیتی بوده است.
وی همچنین اظهار داشته که بدون اطلاع و رضایتش از او فیلمبرداری شده و تصاویرش از شبکه استانی قزوین پخش شده است.
در بخش دیگری از این تماس، این زندانی سیاسی با اشاره به وضعیت مادر سالمند خود، از نگرانی عمیق نسبت به شرایط زندگی او سخن میگوید و تأکید میکند که بهجز مادرش فرد دیگری را ندارد که بتواند امور زندگی و پیگیریهای مربوط به خانواده را بر عهده بگیرد.
مژده هاشمی بازرگانی در این گفتوگو بارها خواستار اعزام به پزشکی قانونی برای بررسی آثار جراحات وارده شده و گفته است که درخواستهایش در این زمینه بیپاسخ مانده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، مژده هاشمی بازرگانی با اتهاماتی از جمله «توهین به رهبری»، «جاسوسی» و «همکاری با اسرائیل و آمریکا» مواجه شده و هماکنون در زندان مرکزی قزوین نگهداری میشود.
#مژده_هاشمی_بازرگانی
#از_بازداشتیها_بگو
«در صورت تغییر ساختار سیاسی»
این همه جلسه و مسخرهبازی برگزار میکنن ولی برای این سوال که ساختار سیاسی قراره چطوری تغییر کنه، جوابی ندارن. کاش این پولها و امکانات صرف چیزی میشد که واقعا بهدرد مردم میخورد