همهچیز از دست رفته. تقریباً هم نه. کاملاً. همهچیز کاملاً از دست رفته و هراونچه که هست، چیزهای نو و تازهست که هیچ رنگ و بویی از گذشته نداره. و نمیدونم که این خوبه یا بد.
خیلی جدی توی قزوین یه آقایی اومد دوستپسرمو بابت پوششِ من بزنه. واقعاً اومد که بزنه. بدون اینکه ما مطلقاً یککلمه حتی جوابشو داده باشیم. توی زندگیم همچین چیزی ندیده بودم واقعاً. امیدوارم تکتکتون مرگ بدی داشته باشید؛ با زجر و عذاب بمیرید.