@_Santa_Sangre_ فکر میکنم عزیزانشون بعد یه مدت تبدیل شدن به پله ترقی و کیس توپ پناهندگی. مثالش این خانم که توی برنامه عشقیابی دقیقا بله دنبال پارتنر میگرده
این خانوم نامزد مهران سماکه که توی اعتراضات ۴۰۱ کشته شد. بعدم از همین روش قدیمی پناهندگی گرفت و مهاجرت کرد انگلیس تقریبا مثل خیلی از خانوادههای معترضین کشته شده. الان ایشون توی عشق ابدی دنبال پارتنر میگرده و دهنش رو پر میکنه که " انگلیس زندگی میکنم"
@Homayevahdat این خانوم که اون روزا با اشتراک گذاشتن دابسمشا و فیلمای مشترکشون اومد بالا، امروز حضورش در یک برنامه عشقیابی چه نسبتی با تصویری داره که اون زمان از خودش ارائه میداد؟
این تناقض این سوال رو ایجاد نمیکنه که آیا از اول اون فعالیتا از سر باور بود یا برای ساختن کیس پناهندگی و مهاجرت!؟
@ArFiYa68 ازدواج کردن حقشه، قرار هم نیست تا آخر عمر مجرد بمونه. ولی اینکه انگار یادش رفته امروز چرا و چطور انگلیسه عجیبه. وقتی با اسم اعتراضات شناخته شد و از همون مسیر پناهندگی گرفت، انتظار اینکه حداقل نسبت به این موضوعات بیتفاوت نباشه و توی همچین برنامهای نره انتظار غیرمنطقیای نیست
والا به خودمون اومدیم دیدیم فالویینگ اینستاگراممون شده بلیچینگو میکروبلیدینگو کانتورینگو شیدینگو رینوپلاستیو ماموپلاستیو هزار تا "پلاستی" دیگه.
یه جایی وسط این همه تبلیغِ "نسخه بهتر خودت شو" یادمون رفت که چهرهی معمولی، بدن معمولی و آدم معمولی بودن هم زمانی کاملا کافی بود.
عشقِ تصادفی و برنامهریزینشده،
این شوق و شورِ مدام و میل به تکرار با تو تا ابد،
این صمیمانه خواستن و صادقانه دل بستن به تو،
انگار که از سالها پیش یه جایی بین تقدیر و اتفاق، اسم تو رو کنار اسم من نوشته بودن تا بلاخره ببینمت و همینقدر عاشقت بشم.
مگه عاشق بودن چیزی جز اینه؟
بیهراس، بیحد و مرز، بیفکر به فردا.
اونقدر زیاد دوست داشتن که اصلا فرصت حساب و کتاب نمونه.
اونقدر دل سپردن که حتی اگه روزی تقدیر راه دیگهای رفت، لااقل مطمئن باشی عشق رو کامل زندگی کردی، عشق رو جیرهبندی نکردی و از ترسِ پشیمونی ازش فرار نکردی.
من میگم بیاید توی بخشیدن کلمات خسیس نباشیم.
اگر کسی رو دوسداریم بارها و بارها بهش بگیم.
اگر کسی لایق احترام و قدردانیه حتما به زبون بیاریم.
اگه ته دلمون محبتی داریم توی حرفامون خرجش کنیم.
یه صحبت صادقانه یه تحسین کوتاه یا یه ابراز محبت کوچیک میتونه حال آدم مقابل رو دگرگون کنه.
بعد چند هفته زود اومدم خونه گفتم برم یه دوشی بگیرم، جلوی کولر لش کنم، یهچیزی بخورم، فیلم ببینم.
اینکه خوراکیهایی که سر راه خریدم شد "یک میلیون تومن" هیچی.
رسیدم خونه، برق قطع و خب طبیعتا آب هم قطع. خونه جهنم.
ایرانی حتی نمیتونه واسه یه همچین برنامه کصشری برنامهریزی کنه :)