محیط زیست؛ زمین به عنوان یک جایگاه بی نظیر در کیهان
(بخش اول)
ضمن محکوم کردن استفاده از هرگونه اقدام زیست تخریبی از طریق ادوات و سلاحهای ژئوفیزیکی (هرچند که هنوز مدارک علمی و فنی مستندی برای آن وجود ندارد) که بدون شک ضربهای وحشتناک و غیرقابل جبران به اکوسیستم زمین محسوب میشود، به برخی موضوعاتی که رسیدگی به آنها در سطح عموم حایز اهمیت است، بشرح بسیار مختصر و کلی زیر اشاره میشود:
فرهنگسازی در زمینه کاهش مصرف مواد شوینده:
یکی از کلیدیترین راهکارها برای حفاظت از محیط زیست و سلامت انسان است. بسیاری از مردم به اشتباه تصور میکنند «کف بیشتر یا مصرف ماده شوینده بیشتر، برابر است با تمیزی بیشتر»؛ در حالی که عوارض جانبی این رویکرد آسیبهای جبرانناپذیری می تواند به همراه داشته باشد.
تغییر نگرش و اصلاح الگوی مصرف از طریق فرهنگسازی، تاثیرات عمیق و چندگانهای دارد که در ادامه به آنها میپردازیم:
۱- نجات منابع آبی و آبزیان
مواد شوینده حاوی ترکیبات شیمیایی سختی مانند فسفاتها، سورفکتانتها و سفیدکنندهها هستند. فرهنگسازی برای مصرف بهینه، مستقیماً واردات این سموم به چرخه آب را کاهش میدهد.
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری / اطلاعیه روز جهانی محیط زیست؛ زمین به عنوان یک جایگاه بی نظیر در کیهان
#حفظ_محیط_زیست
#نه_به_تخریب_محیط_زیست
#نه_به_آلودگی_محیط_زیست
مانیفست رنسانس ایران آزاد
اصل-۱ : نفی هرگونه بردهداری سیاسی و حکومت داری و سلطه بر دیگران
حکومت انسان بر انسان باطل است و هیچ انسانی نسبت به دیگران از هیچ جهتی برتری ندارد. از اینرو ملت باید حاکم بر سرنوشت خود باشد. در این راستا، همه اداره کنندگان امور مختلف مملکت، مستخدمین ملت محسوب میشوند. این عده هیچگونه برتری و حاکمیتی نسبت به هیچ یک از آحاد ملت را نداشته و فقط مستخدمین ملت هستند که از بین متخصصین و افراد شایسته انتخاب و به استخدام ملت در آمده و یا در صورت لزوم از کار برکنار میشوند. این مستخدمین نباید هیچگونه تسلطی بر جان و مال و ناموس و… مردم داشته باشند. اداره امور مملکت در هر رشته و شاخه ای به تخصص ویژه آن بستگی دارد که ملت باید شایستهترینها را انتخاب و به عنوان مستخدم به کار بگمارند. در این رابطه از به کاربردن هرگونه القابی که القا کننده صاحب قدرت بودن مستخدمین ملت باشد (مانند وزیر و…)، خودداری میگردد.
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری
https://t.co/qeSGOyVRcF
@TaheriOfficial
#محمدعلی_طاهری
#مکتب_عرفان_کیهانی_حلقه
#سازمان_صلح_طاهری
#مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد
#Taheri_Movement
“Principle-7: The administration of the country as a public joint-stock corporation”
مطالعه #مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد نوشته استاد #محمدعلی_طاهری
به زبان فارسی
در سایت سازمان صلح طاهری:
https://t.co/K9MWpY7stt
#جمهوری_رنسانسی
یکی از موانع رنسانس سیاسی در ایران، بازتولید الگوهای قدیمی در لباس جدید است. یعنی برخی افراد ناآگاه و یا منفعت طلب به دنبال جایگزین کردن یک «رهبر» با یک «رهبر» دیگر هستند. همچنین یک سیستم مادام العمری با یک نظام مادام العمری دیگر که چنین امری خیانتی آشکار در حق ملت می باشد.
#جمهوری_رنسانسی
#رنسانس_سیاسی
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
دیدگاه رنسانس ایرانی: بر این باور است که باید از مرحله اتکا به«شخص» عبور کرد و به «قانونگرایی» و ملت سالاری رسید. در این نگاه، ایران به مدیریت تخصصی نیاز دارد، نه به جایگاههای ساخته و پرداخته شده تبلیغاتی افراد کاندید قبضه قدرت.
#رنسانس_ایرانی#ملت_سالاری
#مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد
اگر ملتی به این بلوغ برسد که خود را «صاحب کشور و ثروت ملی» خود بداند، دیگر به دنبال «فرد» یا «سایه خدا» و… نخواهد گشت. نیاز امروز ایران بیش از آنکه به یک «شخص» باشد، به یک میثاق ملی (قانون اساسی مدرن) است که حقوق فردی همه آحاد ملت را تضمین و قدرت را برای ملت حفظ کند. در غیر اینصورت این ملت همواره بیچاره و درمانده باقی خواهد ماند و اسیر دست هوا و هوس های مشتی انسانهای عیاش، اهل ضیافت و تشریفات، به باد دهنده ثروت ملی، دزد و غارتگر و…
#ثروت_ملی
#قانون_اساسی_مدرن
#مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد
بازداشت رشید مظاهری پس از خطاب مستقیم به رهبر جمهوری اسلامی؛
شجاعتی که او را به قهرمان واقعی بدل کرد
رشید مظاهری پس از انتشار تصویری از علی خامنهای و نوشتن جملاتی از جمله: «خامنهای بدان که فرماندهی تو بر این خاک ایزدی به پایان رسیده است» بازداشت شد و این پست از اینستاگرام وی حذف شد. همسر او با اعلام خطر نسبت به وضعیت جانیاش تأکید کرده مسئولیت هر آسیبی مستقیماً بر عهده حکومت است.
در چنین بستری، روشن است که علت بازداشت صرفاً یک جمله تند نیست. مسئله خطاب مستقیم بالاترین مقام قدرت در نظامی است که خود را فراتر از پاسخگویی میداند.
به همین دلیل، از منظر نفی بردگی سیاسی و حق تعیین سرنوشت نسلها، هیچ مقامی نمیتواند خود را خارج از دایره نظارت ملت بداند. واکنش فوری حکومت مادام العمر نظام نشان میدهد مسئله اصلی نه یک واژه، بلکه به چالش کشیدن همین مصونیت تثبیت شده است؛ مصونیتی که با ترس، تهدید و هزینهسازی محافظت میشود.
در همین فضاست که قهرمانی رشید مظاهری معنا پیدا میکند. با توجه به تهدیدها و فشارها طی سالیان اخیر، او میدانست اعتراض به بالاترین سطح قدرت چه پیامدی دارد و با این حال عقب ننشست. این تصمیم، انتخابی آگاهانه برای نپذیرفتن سکوتی بود که از او مطالبه میشد. قهرمانی او در همان لحظهای شکل گرفت که حاضر نشد از موضع خود عقبنشینی کند. این همان نقطهای است که شرافت و شجاعت به هم میرسند.
با توجه به همین سابقه برخورد با منتقدان، نگرانی درباره جان او کاملاً جدی است و هرگونه آسیب به او مستقیماً متوجه حاکمیتی است که به جای پاسخ دادن، بازداشت را برگزیده است. در چنین شرایطی، سکوت به عادیشدن این الگو کمک میکند. از همین رو، همه اقشار، بهویژه ورزشکاران، باید خواهان آزادی فوری او باشند.
واقعیت این است، تعداد قابل توجهی از چهرههای ورزشی در برابر بازداشتها، احکام سنگین و حتی خطر اعدام معترضین دیماه، ترجیح دادهاند سکوت کنند و جایگاه خود را حفظ کنند. این سکوت چشم پوشی از ظلم و ظالم است؛ اکنون زمان آن است که این سکوت پایان یابد و حمایت علنی از همه زندانیان و بازداشتشدگان، از جمله رشید مظاهری، اعلام شود.
وقتی انسانی به دلیل بیان موضع خود بازداشت میشود، مسئولیت هر پیامدی متوجه همان قدرتی است که او را در حبس نگه داشته است. این وضعیت باید بیدرنگ پایان یابد و رشید مظاهری فوری آزاد گردد.
#رشید_مظاهری
#IranRevolution2026
#IranMassacre
دانشگاه در قامت یک ایستادگی تاریخی در دل بحران؛
میان سرکوب و تلاش برای مصادره اعتراض
دوم و سوم اسفند ۱۴۰۴، با تداوم اعتراضهای دانشجویی، بار دیگر روشن شد که دانشگاه همچنان در خط مقدم مبارزه ایستاده است. قدردانی از این نسل، تأکید بر مسئولیتی است که در سختترین شرایط بر دوش گرفتهاند نسلی که با وجود کشتار بی سابقه دیماه و بازداشتهای گسترده، همچنان در صحنه مانده است. ماندن در میدان پس از کشته شدن همکلاسیها و همنسلان، سطح بالای جسارت در نسلی را نشان میدهد که شایسته قدردانی و ستایش است.
این اعتراضها و تحصنها در دانشگاه تهران، صنعتی شریف، امیرکبیر، علامه طباطبایی، شهید بهشتی، هنر تهران، علم و صنعت ایران، خواجه نصیرالدین طوسی، تربیت مدرس، فردوسی مشهد، علوم پزشکی مشهد، دانشگاه سجاد مشهد و همچنین در مراکز دانشگاهی شیراز، اصفهان، تبریز و چند شهر دیگر برگزار شده است.
در جریان این اعتراضات و در بسیاری از دانشگاهها، بویژه دانشگاه تهران، شعارهایی چون «زن، زندگی، آزادی، جمهوری ایرانی»، «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشد چه رهبر» و «نه سلطنت، نه رهبری؛ آزادی و برابری» طنینانداز شد؛ شعارهایی که هم نفی استبداد موجود و هم رد هر شکل از بازتولید قدرت فردمحور را در بر دارد. این شعارها در فضایی سر داده شد که نیروهای امنیتی و بسیج در دانشگاهها حضور داشتند و برخوردهای تند، توهینآمیز و همراه با ضرب و شتم با دانشجویان رخ داد و برای متفرق کردن آنان از گاز اشکآور استفاده شد؛ شماری از دانشجویان نیز پس از خروج از دانشگاه بازداشت شدند و برخی به دلیل مشارکت در اعتراضها از ورود به دانشگاه و ادامه تحصیل محروم شدهاند، با این حال، بسیاری از دانشجویان عقب ننشستند و در برابر صف نیروهای امنیتی و بسیج ایستادگی کردند.
همزمان با این شعارها، در برخی تجمعات موضوعی متفاوت نیز دیده شد. سردادن شعارها و نمایش نمادهای سلطنتطلبانه توسط چند نفر در تجمعات دانشجویی مشاهده شد که تلاشی برای مصادره یک حرکت مستقل است؛ آن هم در حالیکه دانشگاهها رسماً برائت خود را از حاکمیت موروثی اعلام کرده و بر جمهوریخواهی تأکید دارند. این مداخله بهانه سرکوب و پروندهسازی را تقویت میکند. هوشیاری دانشجویان و مردم ضروری است تا اعتراضات بار دیگر به سود قدرتطلبان مصادره نشود.
در برابر حکومتی مادامالعمر و غیرپاسخگو که بقای خود را در سرکوب و حذف صداهای منتقد جستوجو میکند، ایستادگی دانشجویان تأکید بر حق جامعه برای تعیین سرنوشت خویش و تجلی همان «صدای سوم» است؛ صدایی که نه به استبداد موجود تن میدهد و نه به بازتولید قدرت موروثی رضایت میدهد.
آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی دانشجویان بازداشت شده و معترضان ۱۴۰۴، روشن شدن وضعیت تمامی مفقودشدگان از جمله دانشجویان، و توقف استفاده از خشونت علیه دانشجویان و نخبگان کشور، حداقل مطالباتی است که در برابر این وضعیت مطرح است.
مسئولیت هرگونه آسیب، فشار یا نقض حقوق دانشجویان مستقیماً متوجه جمهوری اسلامی و همچنین عواملی است که میکوشند اعتراضات دانشجویی را همچون اعتراضات مردمی دیماه به سود خود، حتی اگر به بهای جان معترضان تمام شود، مصادره کنند.
#صدای_سوم
#اتحاد_جمهوری_خواهان
#از_بازداشتیها_بگو
از سوگ تا ایستادگی؛
چهلمی که معادلات ترس را برهم زد و ادامه راه مبارزه شد
در تاریخ معاصر ایران، مراسم چهلم همواره ادامه سوگ درگذشتگان با آیینی آمیخته به اشک و ماتمی سنگین بوده است. اما آنچه در چهلم جانباختگان دیماه ۱۴۰۴ رخ داد، رخدادی بیسابقه و شکستن سنتی دیرینه بود. این رخداد نشان داد اندوه مردم عزادار ایران دیگر به خاموشی ختم نمیشود و فقدان عزیزانشان را به اعتراض و خشمی بدل کردند که این کشتارها پایان راه نیست و راه آنان را ادامه میدهند.
خانوادههایی که عمیقترین داغ را بر دل داشتند، بر مزار عزیزان خود ایستادند و سنگینترین اندوه را به جسورانهترین شکل، با رقص و پایکوبی و حضوری گسترده و بیپروا، به ادامه همان اعتراض بدل کردند.
این کنش مدنی بیسابقه انکار اندوه نبود؛ رنج به آگاهی تاریخی بدل شد و خانوادهها اجازه ندادند این فقدان توسط نظام تعریف شود و خود معنای این جانهای از دسترفته را تعیین کردند.
در نظامهای مستبد مادامالعمر، کشتار زمانی به کار گرفته میشود که مشروعیت فرو میریزد و خشونت جای اقناع را میگیرد تا جامعه باور کند ایستادگی هزینهای سنگین دارد. بقای این حکومتها به ترس جامعه وابسته است.
اکنون چهلم جاویدنامان اعتراضات دیماه، منطق تثبیت ترس را برهم زد. جامعه نپذیرفت که این قتل عام به ترفند سکوت همیشگی توسط نظام تبدیل شود. رقص بر مزار پیامی روشن داشت که این جامعه زنده است و از مرگ نمیترسد. این رفتار نشان داد کشتار نتوانسته مردم را خاموش کند و ارعاب دیگر فرمان نمیدهد.
راهبرد رژیم دیکتاتور آن بود که شوک کشتار به وحشتی پایدار بدل شود و هر امکان اعتراض را پیش از شکلگیری خاموش کند. اما حضور گسترده و شجاعت خانوادهها نشان داد این سیاست شکست خورد و جامعه وارد مرحلهای شده که دیگر با این جنایتها، مهار نمیشود.
به همین دلیل، چهلم دیماه ۱۴۰۴ را باید نقطه عطفی دانست که ایران را وارد مرحلهای تازه از تاریخ اعتراضات خود کرد. این تحول نشانه دگرگونی عمیق در وضعیت روانی و سیاسی جامعه است؛ تغییری که بیان میکند مهمترین ابزار بقای حکومتهای تکحزبی و مادامالعمر، یعنی ترسِ سازمانیافته، کارایی پیشین خود را از دست داده است. وقتی مردم از مرگ نترسند، قدرتی که بر ترس بنا شده فرو میریزد. این همان نقطهای است که جامعه از نگاه و اندیشه فرسوده فاصله میگیرد؛ نه بازگشت به سلطنت، نه تداوم رهبری مادامالعمر، بلکه گامی به سوی صدای سوم؛ صدایی که حاکمیت مردم، جمهوریت و دموکراسی را مبنا قرار میدهد.
این کنش فقط شکست ترس نبود؛ بازگرداندن شأن به جانهای از دست رفته، پسگرفتن میدان از قدرت و اعلام این پیام بود که با کشتار نمیتوان ملتی را خاموش کرد و راه عزیزانشان ادامه دارد.
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
#از_دموکراسی_بگو
#مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد
مانیفست رنسانس ایران آزاد
نکته-۳: احزاب و گروهها، اصناف و طبقات مختلف نیز میتوانند کاندیداهای خود را برای «شورا با هیئت منتخبین و معتمدین ملت» معرفی کنند که در رفراندوم های شهری و استانی انتخاب و به عضویت و استخدام این شورا در آمده و به امر نظارت بر امور برای مدت تعیین شده تا انتخابات بعدی بپردازند.
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری
https://t.co/qeSGOyVRcF
@TaheriOfficial
#محمدعلی_طاهری
#سازمان_صلح_طاهری
#مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد
#رفراندوم
#Taheri_Movement