«بنزین» منتشر شد.
میان ما و جمهوری اسلامی یک دریای خون فاصله است؛ از پشتبام مدرسه علوی تا امروز، دهههاست میکشند، سرکوب میکنند، زندان میکنند و آینده نسلهای ایران را میسوزانند؛ طوری آدم میکشند که انگار فردایی در کار نیست، انگار هیچ روزی قرار نیست پاسخگوی این همه خون باشند.
اما فردا میرسد...
روزی میرسد که «بنزین» میشویم؛ بنزین بر بساطی که برای ایران پهن کردهاید و ریش و ریشه شما را میسوزانیم. ریشههای رژیمی را که با سرکوب و خون مردم قد کشیده، از تن ایران عزیزمان بیرون میکشیم و بساط جمهوری اسلامی و نهادهای وابسته به آن را برای همیشه جمع میکنیم.
کاری میکنیم که دیگر هیچ کودک ایرانی آیندهاش با آخوند، سپاه، بسیج و دستگاه سرکوب تباه نشود.
روزی که این رژیم اهریمنی کنار برود، باید بساط نهاد روحانیت و نهادهای مفتخوار وابسته به آن نیز برچیده شود.
یک بار برای همیشه کاری میکنیم که کشورمان تا ابد از گزند این اهریمنان مصون بماند.
و آن روز دور و دیر نیست!
پست همسر جاویدنام #فرهاد_محدودی:
امروز روز اول مدرسه آرازمون بود.
فرهاد، خیلی برای این روز برنامه داشتیم.
قراربود جشن بگیریم. قرار نبود پسرمون با دستهگل بیاد سر مزارت بهت بگه که روز اول مدرسهشه.
خیلی دلمون برات تنگ شده.
آراز وقتی بابای بچهها رو میبینه یه جور دیگه بهشون نگاه میکنه. من اون لحظه داغونتر میشم.
کاش خدا یه فرصت میداد تا دوباره کنار هم باشیم.
رفتنت دردیه که درمون نداره. آراز، من و آیناز دلمون برات خیلی تنگ شده.
از اون بالا مواظبمون باش
قهرمان زندگیم💔😭🕊️🥀
یه ماجرای خیلی عجیب توی قرآن هست که سرنخ خیلی مهمیه و خیلی باید بهش فکر کرد.
قرآن مکی میاد سراغ مریم، مادر عیسی.
مردم به مریم میگن:
"يا أخت هارون"
یعنی:
"ای خواهر هارون."
مریم ۲۸.
خب.
هارون کیه؟
لازم نیست حتی از قرآن خارج بشیم.
چند آیه بعد، همین سوره درباره موسی میگه:
"برادرش هارون را به او بخشیدیم."
مریم ۵۳.
پس قرآن هم موسی رو میشناسه،
هم هارون رو،
هم میدونه هارون برادر موسی بوده.
پس مریم = خواهر موسی.
حالا بریم سراغ منبع قدیمیتر.
تو تورات هم یه "مریم" داریم.
Miriam.
و ایشون دقیقا:
خواهر هارونه.
خواهر موسی هم هست.
باباش هم Amram ـه.
یعنی همون عمران. :-)))))
یعنی: مریم + خواهر هارون + دختر عمران
دقیقا همون سهتایی که تو قرآن افتاده روی مریم مادر عیسی. :-)))
که اصلا یه مریم دیگهست.
قرآن بعدا تو مدینه دوباره میره سراغ داستان تولد مریم، مادر عیسی.
مادر مریم بچه رو نذر خدا میکنه.
مریم به دنیا میاد.
برای عبادت وقف میشه.
زکریا سرپرستش میشه.
بعد هم داستان یحیی و عیسی شروع میشه.
یه متن مسیحی خیلی قدیمی به اسم "انجیل یعقوب" هم تقریبا همین داستان کودکی مریم رو داره:
مادرش نذرش میکنه.
مریم به معبد سپرده میشه.
ولی یه مشکل کوچولو هست.
بابای مریم اونجا اسمش:
"یواکیم"ه.
Joachim.
نه عمران. :-)))))
یعنی اینجا دیگه ترکیب واقعا شاهکاره.
داستان؟
داستان مریم مادر عیسی.
فضا؟
معبد و زکریا و تولد عیسی.
ولی شناسنامه؟
"مریم، دختر عمران، خواهر هارون."
یعنی شناسنامهی اون یکی مریم. :-)))))
انگار دو تا پرونده روی میز بوده:
پرونده اول:
"Miriam
دختر Amram
خواهر Aaron و Moses"
پرونده دوم:
"Mary
مادر Jesus
دختر Joachim در سنت مسیحی"
بعد یکی از صفحات پرونده دوم قاطی پروندهی اول شده و شناسنامهی مریم اول با مریم دوم جابهجا شده. :-))))
قرآن بعدا تو بقره ۸۷ میگه:
موسی رو فرستادیم،
بعد از او پیامبران دیگری فرستادیم،
و بعد:
عیسی بن مریم.
خب.
یعنی خود قرآن هم عملا موسی و عیسی رو در دو دوره جدا گذاشته.
یعنی مریم مادر عیسی دیگه نمیتونه خواهر تنی هارون و موسی باشه.
حالا "يا أخت هارون" چی میشه؟
:-))))
صحیح مسلم یه روایت داره خیلی جالبه.
مغیره بن شعبه میره نجران.
مسیحیها جلوشو میگیرن.
میگن: یه لحظه بیا اینجا،
شما درباره مریم میخونین:
"ای خواهر هارون."
در حالی که موسی خیلی قبل از عیسی بوده.
یعنی همون سوالی که الان بعد از ۱۴ قرن داریم میپرسیم،
مسیحیهای همون دوره هم پرسیدن.
یعنی من فکر میکنم یه چیزی تو این مایهها تو ذهنشون بوده:
"داداش قبل از نگارش کتاب جدید، منابع رو درست بخونین. این مریم اون مریم نیست."
مغیره میگه:
"نمیدونستم چی جواب بدم."
:-)))))
یعنی احتمالا خودش هم برای اولین بار برگشته آیه رو یه بار دیگه خونده.
"خواهر موسی، دختر عمران، اینکه نمیتونه مادر عیسی باشه."
برمیگرده پیش محمد.
میگه:
یا رسولالله،
اینا چی میگن؟
:-))))
محمد هم جواب میده:
"مردم اسم افرادشون رو به نام پیامبران و صالحان قبل از خودشون میگذاشتند."
صحیح مسلم ۲۱۳۵.
یعنی داره اینطوری توجیه میکنه که:
این هارون،
اون هارون نبوده.
یه هارون دیگه بوده.
:-))))
فقط یه مشکل کوچیک:
منابع قدیمی مسیحی نه تنها نگفتن مریم برادری به اسم هارون داشته،
اصلا برادری براش ثبت نکردن.
برعکس، تو انجیل یوحنا از "خواهر مادر عیسی" حرف زده میشه.
یعنی هارون دوم رو هم فعلا فقط برای حل همین آیه لازم داریم. :-))))
خب اکی.
اصلا فرض کنیم هارون حل شد.
حالا عمران چی؟ :-))))
چون مشکل فقط "هارون" نبود.
قرآن دو بار مریم مادر عیسی رو به عمران وصل کرده.
حتی تو تحریم ۱۲ صریح میگه:
"مريم ابنت عمران"
"مریم، دختر عمران."
یعنی برای حل پرونده الان باید قبول کنیم:
یه مریم دیگه داشتیم،
یه عمران دیگه داشتیم،
و یه هارون دیگه هم داشتیم،
که اتفاقا این سه نفر دوباره کنار هم قرار گرفتن:
مریم،
دختر عمران،
خواهر هارون.
ولی این بار هیچ ربطی به
مریم،
دختر عمران،
خواهر هارون قبلی
ندارن.
:-))))
و گفتیم، تو سنت مسیحیای که داستان کودکی همین مریم رو تعریف کرده،
باباش اصلا "یواکیم"ه.
یعنی هر دری رو باز میکنی،
پشتش یه در دیگهست.
هرکاری میکنیم درنمیاد :-))))
بعضی اشتباهات پاکشدنی نیستن.
قرآن دیگه هیچوقت مریم رو "خواهر هارون" صدا نمیکنه.
همون یک باره.
اما آیهی قبلی سر جاش میمونه.
پاک نمیشه.
عوض نمیشه.
و بعد از تذکر مسیحیان،
دیگه تکرار هم نمیشه.
با تأیید رأی اعدام مژده هاشمی بازرگانی، کارمند ۲۷ ساله هلال احمر، در دیوان عالی جمهوری اسلامی، یک زن دیگر در خطر فوری قتل حکومتی قرار گرفته است.
این رژیم اهریمنی، با پروندهسازی، شکنجههای قرون وسطایی، و برگزاری دادگاههای نمایشی، جان فرزندان ایران را میگیرد تا چند صباحی بیشتر بر سر قدرت نامشروعش بماند، اما سرنوشت محتوم جمهوری اسلامی نابودی است.
صدای ایرانیان در خطر اعدام باشیم.
#آخرین_نفس
شب ۱۶دی بود تمام قائمیه و اسلامشهر دود آتیش صدای گلوله بود
باهر شعار #جاوید_شاه صدایی با لرزش وخشم تو تمام کوچه ها میپیچید
تروریست های سپاه زمانی که شعار جاوید شاه میدادیم رگبار گلوله رو از پشته بوم ها به روی ما میبستن
ساعت ۲شب بود من ویکی از دخترای همسایه یه پیکر رو بلند کردیم زمانی که داشتیم میبردیم
زیر لبش هی زمزمه میکرد تا رسیدیم تو پارکینگ درازش کردیم غرق خون بود
انگار تمام زورش رو جم کرده بود میخواست چیزی بگه تا خون صورتشو پاک کردیم
بالرزش گفت #جاوید_شاه همه تا یک رب تو شوک بودیم هیچ کدوم از همسایه ها توپارکینگ صحبت نمیکردن
همه به هم نگاه میکردیم بغز تو گلومون بود ترس وحشت خشم یهو یکی از پزشکان #گارد_جاوید بلند شد گفت چرا نشستین ؟؟
گفتم چی کار کنیم ..
گفت ما تو انقلابیم همه برید یک نفر بمونه کمک من بایه #جاوید_شاه بلند امید رو تو دل همه زنده کرد وهمه حدود ۲۰نفر او نجا بودیم پرقدرت تر برگشتیم
به مبارزه ...
ما از ۱۴دی تو انقلاب بودیم کشته بازداشتی زخمی میدادیم التماس کردیم تا شاه اولین فراخوان رو داد
این #انقلاب_ادامه_داره......
#جاوید_شاه
تاریخ را فاتحانِ خیابان مینویسند، نه آمارهای نمایشی!
برای شنیدن صدای واقعی یک ملت، نیازی به آمارهای دروغین نیست؛ گوشهایتان را به نبض خیابانهای ایران بسپارید. از دیماه تا تمام روزهایی که خیابان سنگر غیرت و شرف شد، یک نام فریادِ مشترک یک ملت بود: «شاهزاده رضا پهلوی».
او امروز فراتر از یک گزینه سیاسی، نماد اصالت، شناسنامهٔ افتخار و محور همبستگی ملی است؛ تنها پل مطمئن و شایستهای برای عبور از این برهه تاریک به سوی یک ایران نوین، آزاد، آباد و مقتدر.
رفراندومِ ما در کف خیابان با خون و ارادهی جوانان وطن امضا شد. ملتی که در دل آتش، تکیهگاه، رهبر و مسیرِ بازگشت به شکوه خود را انتخاب کرده باشد، با هیچ فریبی متوقف نخواهد شد.
زورِ بیهوده نزنید؛ این خاک انتخابش را کرده است! 👑🦁☀️
#ننگ_بر_سه_فاسد_ملا_چپی_مجاهد
#ننگ_بر_جمهوری_اسلامی_و_مزدورانش
#KingRezaPahlavi
بچه ها مغزم داره از کار میفته. اسامی، چهره ها، تاریخا، کارایی که می خوام انجام بدم هیچی یادم نمی مونه، شعله ی گازو یادم می ره خاموش کنم، بیشتر شبا خوابای عجیب می بینم، با خودم حرف می زنم، نمی دونم باید چی کارکنم؟!