تو پاییز میای یه چرت بزنی، همینکه بیدار میشی حس میکنی بابات وقتی بچه بودی ولتون کرده، مامانت دوستت نداره، رفیق چند سالهت به دوهزار تومن فروختهاتت، از کار اخراج شدی، برگشتی خونه، ظرف غذای سرد شدهات از دستت افتاده و زنت با گذاشتن یه نامه رو میز ناهارخوری ازت خداحافظی کرده.