ای کاش شماها مثل من نباشید
کوچک ترین رد فلگی تو عشق و رفاقت دیدین بزاریدش کنار
پشت سرم حرف زد گردن نگرفت انداخت گردن یکی دیگه
مسائل زندگیم رو جلو بقیه عنوان کرد توهین کرد
ولی من چشامو بستم بخشیدم به هوای اینکه دوسم داره نفهمیدم اینا نشونه های نفرته
احمق بودم
آدم امنی نبود
نمیدونید قطع ارتباط با کسی که انگار حکم بچتون رو داشته چقدر حس افتضاحیه
انگار بچمو از دست دادم
و به این واقعیت رسیدم که هرگز دوسم نداشته
دیگه چشام باز شده
حالا من این پای سیبی که هنوز تو یخچاله رو چیکار کنم