تصویر ستارخان برای بنده پسربچهی دوچرخه سواره. شش و نیم صبح و دوی بعد از ظهر و یازده و چهل دقیقهی شب هیچ فرقی باهم ندارن. همیشه پسربچهی دوچرخهسوار میبینی.
مادرم بیست دقیقه صرف ارائهی یک موقعیت شغلی به عنوان غازچرون به بنده کرد. یک بخشی از ایدهش هم شامل مدرسه برای جوجه غازها و یک بچه روباه میشد که برای فارغ التحصیلی باید باهم وقت بگذرونن بدون اینکه روباه جوجهها رو بخوره- که ما کل این پروسه رو مستند کنیم بذاریم یوتوب.