@__Soogaandd شبش خوابم برد مجبور شدم پنج صبح برم حموم
دیرم شد مجبور شدم تند برم ادما هم رانندگیشون کیری
بابامم کنارم یک ساعت نصیحتم میکرد اینطوری رانندگی نکن
رسیدم شرکت نیروهای جدیدمون بیست تا پسر بودن که مجبور بودم براشون توضیح بدم ما داریم چیکار میکنیم و تا شب همینطوری کیری ادامه پیدا کرد