چند منبع مطلع خبر دادند که روز دوشنبه پنجم مرداد یک داربست آهنی در فلکه علیخانی اصفهانی نصب شده و با توجه به استقرار نیروهای امنیتی در اطراف آن، نگرانی درباره اعدام چند معترض دیماه در ملاء عام افزایش یافته است.
پرونده موسوم به میدان علیخانی اصفهان ۱۰ متهم محکوم به اعدام دارد. یک منبع نزدیک به خانواده امیرحسین صفری از متهمان این پرونده به ایران اینترنشنال گفت که خانواده او برای آخرین دیدار به زندان فراخوانده شدهاند. ابوالفضل سپاهی و علیرضا سپاهی دو بازداشتی دیگر اعتراضهای دی ماه که به اعدام محکوم شدهاند هم در خطر قریبالوقوع اجرای حکم قرار دارند. در هفته گذشته گلمحمد محمدی و عرفان اسفندیاری در این پرونده اعدام شدند.
پرونده میدان علیخانی اصفهان مربوط به اعتراضهای ۱۸ دیماه در این شهر است که مقامهای حکومت میگویند در درگیریهای این منطقه چهار نیروی بسیج و یگان ویژه کشته شدهاند.
#IranMassacre
علیرضا سپاهی و ابوالفضل سپاهی در آستانه اعدام؛ شاید آخرین فرصت برای شنیده شدن
بر اساس اطلاعات دریافتی، #علیرضا_سپاهی و #ابوالفضل_سپاهی، دو تن از محکومان پرونده «میدان علیخانی» اصفهان، برای آخرین ملاقات با خانوادههای خود فراخوانده شدهاند. منابع مطلع میگویند خطر اجرای حکم اعدام این دو زندانی بسیار جدی است و ممکن است هر لحظه احکام آنان اجرا شود. خانوادهها و نزدیکان با نگرانی در انتظار سرنوشت این دو زندانی هستند.
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران
روایت #محمدعلی_شهدادنژاد ر خوندم و اینکه دوست داشت فرزند ایران و جانفدای میهن ازش یاد بشه..
یکی از بستگان من هم در دیماه ساچمه خورد و چند روز قبل ازعید توی بمبارونی که مقصرش ج.ا بود کشته شد..
مقصر جان باختن تمام غیرنظامیان و سربازان وظیفه ی جنگ با اسراییل ج.ا میباشد.
پاینده ایران
«فرزند ایران، جانفدای میهن»؛ محمدعلی شهدادنژاد، سرباز وظیفهای که در توپخانه ۴۴ اصفهان زیر بمباران کشته شد
محمدعلی شهدادنژاد، متولد ۳۱ شهریور ۱۳۸۲، جوانی ۲۰ ساله و سرباز وظیفه ارتش بود که در توپخانه ۴۴ اصفهان خدمت میکرد. او مانند هزاران جوان دیگر در ایران، نه با انتخاب آزاد، بلکه زیر اجبار نظام سربازی به نیروهای مسلح پیوسته بود. به روایت یکی از نزدیکانش، در بحبوحه وضعیت جنگی، نیروهای کادر و رسمی پادگان محل خدمت او از محوطه اصلی خارج شده و در نقاط امنتری مستقر شده بودند، اما سربازان وظیفه را با ارعاب و تهدید – از جمله اینکه «اگر نیایید، دادگاهی میشوید و در شرایط جنگی خائن به کشور محسوب میشوید» – به داخل پادگان کشاندند. آنها را در گودالهایی غیر اصولی و ناایمن مستقر کردند و همان عصر دهها تریلی تجهیزات نظامی وارد پادگان شد؛ در حالی که فرماندهان شب را در خانههای خود گذراندند و این جوانان بیاختیار را در قلب خطر رها کردند. حدود ساعت یک و نیم بامداد ۸ فروردین، پادگان زیر آتش بمباران رفت و دهها، شاید صدها سرباز به خاک و خون کشیده شدند؛ محمدعلی یکی از آنها بود.
دو روز پیش از عزیمت دوباره به اصفهان و تنها سه روز پیش از کشتهشدن، محمدعلی روی دستش تتویی زد که روی آن نوشته بود: «فرزند ایران و جانفدای میهن»؛ عبارتی که در سالهای اخیر برای معرفی جانباختگان اعتراضات مردمی در ایران بسیار به کار رفته و برای نسل معترض، معنایی فراتر از یک شعار دارد. او پیشتر، در ۲۲ اسفند، وصیتنامهای نوشته و در آن تأکید کرده بود که اگر برایش اتفاقی افتاد، او را «فرزند ایران و جانفدای میهن» معرفی کنند؛ وصیتی که نشان میدهد خود را فرزند مردمی میدید که برایشان جان میدهد، نه سرباز یک حکومت. نزدیکانش میگویند بسیاری از سربازانی که آن شب در پادگان ماندند، خودشان منتقد یا مخالف جمهوری اسلامی بودند؛ بعضی از آنها پیشتر در اعتراضات خیابانی شرکت کرده و علیه همین حاکمیت شعار داده بودند، اما در نهایت، زیر اجبار خدمت سربازی و در شرایط ناامن، کشته شدند.
برادر محمدعلی نیز در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ در جریان اعتراضات مردمی بازداشت شده بود؛ خانوادهای که هم فرزند معترض در خیابان داشته، و هم سربازی که در چارچوب ارتش جان داده است. همان منبع مطلع درباره خاکسپاری محمدعلی میگوید: «حقیقتاً آن لحظه باید سوگواری میکردم، ولی انگار مبارزه واجبتر بود.» او تأکید میکند که نگذاشته خون محمدعلی به نام حاکمیت مصادره شود یا او را «شهید» همان سیستمی معرفی کنند که با رها کردن سربازان وظیفه در موقعیت ناامن، زمینه مرگشان را فراهم کرده است. به گفته او، ویدیوی تشییع پیکر محمدعلی شهدادنژاد نشان میدهد مردم حاضر در مراسم، شعارهایی میدادند که با روایت رسمی جمهوری اسلامی همخوانی نداشت و بیش از آنکه او را «قهرمان جنگ» حاکمیت بنامند، همان عبارتی را که روی دستش حک کرده بود، تکرار میکردند: «فرزند ایران، جانفدای میهن».
#محمدعلی_شهدادنژاد #جنگ #سرباز_وظیفه #فرزند_ایران_جانفدای_میهن