سالهای سال جمهوری اسلامی خدمات رضا شاه و محمدرضا شاه پهلوی را در همهی ابعاد خفیف و تحقیر کرد و زیر سؤال برد.
راهآهن جنوب شمال؟ بهخاطر خدمت به متفقین کشیده شده و به درد ایران نمیخورد.
دانشگاه؟ برای وابسته کردن تفکر جوان ایرانی ساخته شد.
کارخانههای تولیدی؟ همه مونتاژکار و در خدمت اقتصاد غرب بودند.
ارتش نیرومند؟ بهخاطر حفاظت از منافع امریکا در خاورمیانه ثروت ایرانیان را دور ریختند.
حق رأی زنان؟ غربزدگی و ادای تجدد؛ در حالیکه مردها هم حق واقعی رأی دادن نداشتند.
و هزاران هزار از این داستانها.
حالا طرفداران همان نظام پادشاهی چشمشان را بستهاند و هر دستاوردی که در این سالها توسط ایرانیها در اوج تحریم و گرفتاری به دست آمده را بکسره انکار یا فقط و فقط در راستای منافع نظام حاکم میدانند. حتا زیرساختهای پایهگذاری شده در زمان پهلوی.
پل (هنوز افتتاح نشدهی) B1: محل عبور تسلیحات موشکی بوده.
فولاد خوزستان: برای تامین قطعات فلزی موشکها استفاده میشده.
پتروشیمی: فقط برای تامین مالی و مواد اولیهی تجهیزات جنگی سپاه بوده.
انستیتو پاستور: جلوگیری از بیماری بچههای سرداران سپاه کار میکرده.
صنایع دارویی: فقط برای تامین مواد اولیهی نظامی کاربرد داشته.
بیچاره ایران.
این بازی رسوا و نخنما رو تمومکنین. تا راجع به چیزی حرف میزنیم، میگین فلان چیز پس چی، بهمان چیز پس چی.
جنگ بده. اعدام پس چی؟
اعدام بده. محیط زیست چی؟
محیط زیست مهمه. کودکان کار چی؟
کودکان کار نیاز به حمایت دارن. سالمندان چی؟
کرامت سالمندان باید حفظ شه. کولبرها چی؟
فلان….. بهمان چی.
کوفت. زهرمار پس چی؟
خفهخون مرگ بگیرید. هیچ کدومتون هم نه اسم دارین، نه عکس. فقط زبوووووون.
میخواستم روزنوشت امروز رو تموم کنم، بیش از ۲۰ پیام گذاشته بود که امروز تولدشه، من خسته بودم و نمیخواستم دوباره برم بیرون.
با بی حالی داستان زندگیشو خوندم، موسس یه مزون تو هفت تیر بوده که بعد از آبان ۹۸ و پناه دادن به معترضین مجبور شده کشور رو ترک کنه. مزونش مصادره و به شخصی در مزایده واگذار شده
میخواست تولدش رو با تصویر جایی ببینه که حاصل ده سال عمرش بوده
داستانش رو که خوندم حتی لباسامم عوض نکردم
رفتم و به جاش حسرت زندگی و کاری که ساخت و خاکشو خورد در هفت تیر رو با عمق جانم کشیدم..
بمیرم برای غربتت💔💔🫂🫂 #جنگ #تهران
دوست من که یه انلاین شاپ کوچیک داره و این چند ماهه به خاطر شرایط ایران مشتریاشو از دست داده؛ کسبوکاری که با زحمت ساخته بود، تقریبا از بین رفته و الان دم عید، فقط امیدوار به اینه که دیده بشه و زندگیشو سر پا نگه داره.
اگه میشه ریتوییت کنید که دیده بشه…
https://t.co/uCOCwJLRg3
امروز خانوادهی من و تعدادی از خانوادههای زندانیان سیاسیِ دی، مقابل زندان لاکان رشت و دادستانی تجمع کردند و اعتراض کردند که چرا در شرایط جنگی با وثیقه و آزادی بچهها موافقت نمیشه.
جواب: اگراینارو را آزاد کنیم، دوباره میریزن خیابون؛ برای همین نگهشون داشتیم.
#از_بازداشتیها_بگو