یه کارگر مرغداری ساده بود.هرروز از کرج می رفت قزوین بره سرکار،یه پیج اتوگالری فالو داشت ک همه پستاش قیمت پراید دسته دو بود.یه پست از تفریح و خوش گذرونی نداشت،کلا یه عکس گرفته بود تو رامسر زیرش نوشته بود۱۳۸۵.از دوستش کادوی تولد تسبیح با دونه های سنگ تزیینی گرفته بود
۱)
اونی که ملت رو میزنه نه به خاطر اعتقادشه نه تعهدش، صرفا یه بیمار عقده ایه که تمام زندگیش تحقیر شده و از اینکه حالا باتوم دستشه و تو موضع قدرته لذت میبره