تاحالا براتون پیش اومده تو مغزتون داد بزنید، همهی ظرفا رو بشکونید، میزا رو برگردونین، همهچیو بهم بریزین و برین، در حالیکه آروم نشستین و به یه نقطه خیره شدید؟؟
راستش افرادی که کشته شدند همگی بیشتر از من لایق زندگی بودند
ورزش میکردن، میرقصیدن، هنرمند بودن و عاشق زندگی و از ته دل میخندیدند
من نه، من فقط زنده بودم هیچ لذتی در زندگی من نبود و نیست
کاش من به جای همه ی شما میمردم
زندگی بیشتر از من حق شما بود...
این جمله از جنایات و مکافاتِ داستایفسکی دقیقا همون حسی رو میگه که این روزها دارم:
«هر وقت سعی میکنم لبخند بزنم،
احساس میکنم
به آنچه رخ داده است،
خیانت میکنم...»
مردها توییت نمیکنن، عمل میکنن. اسید میپاشن. میکشن. قانون زنستیزانه تصویب میکنن. زنها تنها کاری که میتونن برای تسکین رنجشون بکنن نوشتن تو توییتره.
الان دیدید نسبت به کسانی که خط سفید داشتند چه حس بدی پیدا کردیم؟
ما زنها هم نسبت به مردهایی که از امکانات مملکت به صرف مرد بودنشون استفاده میکنن همین حسو داریم مثل:
١- رفتن به استادیوم
٢- برگزاری کنسرت
٣- محدود نبودن ساعت خوابگاه
۴- داشتن گواهینامه موتور
و...