دلنوشته همسر جاویدنام وحید محمدلو، همزمان با سالگرد ازدواجشان
او نوشت:
دلنوشته ای برای سالگرد ازدواجمان:
«وحیدم... مرد با احساس من، سالگرد ازدواجمون بود ولی امسال نبودی باز سورپرایزم کنی و برام رز قرمز بخری، باران و بهار به جای تو برام رز قرمز خریدن. تو انقدر به من عشق میدادی و عاشق بودی که الان حال و روزم اینه، کاش یکم بد بودی تا من انقدر از غمت نسوزم، کاش بداخلاق بودی تا من انقدر داغون نشم، من و تو عاشقانه زندگی کردیم تو همه ی این سالها پس چجوری عشقتو تنها گذاشتی؟ وحید تو چجوری انقدر قلبت مهربون بود؟ هرکی بهت بدی کرد تو بد نشدی، تو بهترین مرد دنیا بودی، تو بهترین پدر دنیا بودی، تو انقدر ماه بودی که هرکسی که فقط یکبار تورو دیده بود برات اشک ریخت، هیچکس نگفت قسمتش بود همه گفتن حیف شد، حیف😭»
وحید محمدلو، ۳۹ ساله، پدر دو دختر ۴ و ۹ ساله، ۱۸ دیماه، در میدان صادقیه تهران با شلیک مستقیم گلولهٔ جنگی به چشمش کشته شد.
#وحید_محمدلو #دادبان
هیچوقت از یادتان نمی کاهیم.
#محسن_اربابی ۲۰ساله کارگر که برای تامین مایحتاج خانواده به کرج رفته بود، به ضرب گلوله نیروی سرکوب در اعتراضات سراسری ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، کشته شد.
#علیه_فراموشی
#رضا_کاووسی، نوجوان ۱۶ ساله
در ۱۸ دیماه با شلیک گلوله به قلبش جان باخت. خانواده رضا حاضر نشدند زیر فشار حکومت او را بسیجی معرفی کنند و مجبور به پرداخت پول برای تحویل گرفتن جنازهاش شدند. تصویر چشمهای نیمهباز رضا وقتی مردم در تلاش برای نجات جانش بودند، به یکی از تصاویر دردناک اعتراضات دیماه تبدیل شد.
عرفان شکوریزاده در آخرین روزهای حیاتش در قزلحصار:
«به همه بگو برادرت برای میهنمان جنگید و لاغیر»
نامهای منتسب به عرفان شکوریزاده، زندانی سیاسی اعدامشده، که گفته میشود در آخرین روزهای حیاتش در زندان قزلحصار خطاب به برادرش احسان نوشته شده، به دست آموزشکده توانا رسیده است.
عرفان شکوریزاده، متولد ۱۳۷۶، دانشآموخته مهندسی برق دانشگاه تبریز و دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علم و صنعت تهران بود. بر اساس سوابق علمی منتشرشده، او در حوزه نرمافزارهای تست ماهواره، کنترل و موقعیتیابی ماهواره فعالیت پژوهشی داشت و رتبه نخست مقطع کارشناسی ارشد را نیز کسب کرده بود.
طبق اطلاعات منتشرشده، او در بهمنماه ۱۴۰۳ توسط اطلاعات سپاه با اتهام «جاسوسی و همکاری با کشورهای متخاصم» بازداشت شد. منابع نزدیک به پرونده گفته بودند که عرفان شکوریزاده حدود ۹ ماه را در سلول انفرادی سپری کرده و تحت فشار و شکنجه برای اخذ اعترافات اجباری قرار داشته است.
در بخشی از نامه منتسب به او خطاب به برادرش آمده است:
«برادر شریف و عزیزم، سلام.
میدانم در حالی که دارم این متن را نگارش میکنم، تو از هیچ تلاشی برای نجات من فروگذار نکردهای. اگر این متن را میخوانی، احتمالا به این معنی است که من در این جهان در کنار تو نیستم. اما بدان من از تمام تلاشهای تو و پدر و مادرمان ممنونم و تمام مدت سعی کردم برای تو برادر خوبی باشم. لاجرم این اتفاق کریه و این رژیم کثیف ما را از هم جدا کرد.
میخواهم بدانی که علیرغم سختی این یک سال و نیم و با وجود شکنجهها و اعترافات اجباری، همواره به فکر تو و خانواده بودم. ولی سعی کردم در همین مدت هم خوب زندگی کنم و تا جایی که میشود مقاوم باشم.
همیشه تصورم این بود که در کنار هم خوب و طولانی زندگی خواهیم کرد و فرزندانمان کنار هم بزرگ خواهند شد. هرچند که امیدوارم فرزندان تو این راه را طی کنند.»
او در بخش دیگری از این نامه نوشته است:
«برادر عزیزم، از تو میخواهم به جای هر دویمان خوب زندگی کنی و برای پدر و مادرمان هم عرفان باشی و هم احسان. من هیچ وقت نمیخواستم تو را اذیت کنم یا پدر و مادرمان را. اما ناخواسته این اتفاق افتاد و من برای همیشه شرمنده تو خواهم ماند.
اما این بهایی بود که خانواده ما برای آزادی ایرانمان باید پرداخت میکرد و قرعه به من افتاد که این هزینه را بدهم.»
در ادامه این نامه، عرفان شکوریزاده با اشاره به امیدش برای دیدار دوباره خانوادهاش نوشته است:
«من در حین نگارش این متن هم باز سرشار از امید به زندگیم. چون پشتم به تو گرم است. برادر عزیزم، بدان برای یک بار صحبت کردن با تو حاضرم هر کاری بکنم. دلم برای صدایت و برای وجودت تنگ است و دوستت دارم.»
او همچنین در بخشی دیگر، نام افرادی را که به گفته او در روند پروندهاش نقش داشتهاند و «نهایت شقاوت را خرج کردند»، ذکر کرده و نوشته است:
«کنار پدر و مادرمان بایست و سرت را بالا بگیر و مطمئن باش برادرت تا لحظه آخر ایستاد و آنطور که تو به من آموختی سرخم نکردم و جنگیدم.»
در بخش پایانی این نامه نیز آمده است:
«در زمانی که در کشورمان دادگاه عادلانهای بود، حتماً خسارات مادی و معنوی را پیگیری کن و بعد از برداشتن مبلغی که بابت خسارات مادی به خانواده ما وارد شد، مابقی صرف ایجاد بنیاد علمی با نام خانوادگی ما در جهت رشد و کمک علمی به فرزندان این کشور شود.»
و در پایان نوشته است:
«قوی بمان و به همه بگو برادرت برای میهنمان جنگید و لاغیر.»
پیشتر نیز یادداشتی از عرفان شکوریزاده منتشر شده بود که در آن نوشته بود: «من عرفان شکورزاده ۲۹ ساله، یکی از معدود به اصطلاح نخبگانی که حاضر به مهاجرت نشدم. چند ماه پیش از جنگ ۱۲ روزه، به اتهام واهی جاسوسی و همکاری با کشورهای متخاصم توسط اطلاعات سپاه بازداشت شدم و در مدت ۸ ماه و نیم شکنجه و زندان انفرادی مجبور به اعتراف اجباری شدم. نگذارید یک جان بیگناه دیگر در سکوت و بیخبری از دست برود.»
عرفان شکوریزاده بامداد ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ اعدام شد.
#عرفان_شکوری_زاده #عرفان_شکورزاده #نه_به_اعدام
حمید سهرابیان، کشتهشده در دی ۱۴۰۴
دختر حمید سهرابیان با انتشار این ویدیو نوشت: «۱۹ دی ماه…
روزی که زندگیِ ما برای همیشه عوض شد.
از اون روز تا امروز،
ماهها گذشته…
اما داغِ پدرم جاویدنام حمید سهرابیان
نه کم شده،
نه از دلِ ما رفته.❤️🩹
هر روز بیشتر از قبل
جای خالیشو حس میکنم…
هر روز بیشتر دلتنگِ صدایی میشم
که دیگه توی خونه نمیپیچه.
پدرم رفت…
اما خاطرههاش، خندههاش،
و اسمش تا آخر عمر
توی قلبم زنده میمونه. 🖤🕊️»
به اساس گزارش «دادبان»، آنچه در جریان سرکوب اعتراضات سراسری در ایران رخ داده، مجموعهای از اقدامات هماهنگ، تکرارشونده و سازمانیافته علیه شهروندان غیرمسلح بوده است؛ اقداماتی که از منظر حقوقی میتواند واجد عناصر «جنایت علیه بشریت» باشد.
در این گزارش، استفاده از تسلیحات جنگی در مناطق شهری، بهکارگیری تیربار، خودروهای نظامی و مهمات جنگی علیه معترضان، از جمله نشانههای اعمال خشونت مرگبار خارج از چارچوبهای متعارف انتظامی عنوآن شده است.
#حمید_سهرابیان
#رشت
#دادبان
غلامرضا خانی شکرآب با اتهام جاسوسی برای اسرائیل اعدام شد
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، گزارش داد #غلامرضا_خانی_شکرآب، ورزشکار پیشین امامای و داور بینالمللی این رشته، با اتهام «همکاری اطلاعاتی و جاسوسی برای اسرائیل» اعدام شده است.
مونا حسینی کاظمی، متولد ۱۳۴۹ و کارشناس رادیولوژی، روز ۱۸ دیماه هنگامی که به همراه دخترش در حال جابهجایی جهیزیه او در ملکشهر اصفهان بود، هدف گلولههای ساچمهای قرار گرفت و جان باخت.
در جریان این تیراندازی، صورت مونا حسینی و دستهای دختر و دامادش نیز مورد اصابت گلوله قرار گرفت. هر سه به بیمارستان غرضی اصفهان منتقل شدند، اما تنها چند دقیقه پس از پذیرش در اورژانس، به خانواده اعلام شد که مونا حسینی جان خود را از دست داده است.
به گفته نزدیکان او، مونا در مسیر انتقال به بیمارستان از سوزش شدید در ناحیه صورت و بدنش شکایت داشت.
بر اساس گزارش «دادبان»، آنچه در جریان سرکوب اعتراضات سراسری در ایران رخ داده، مجموعهای از اقدامات هماهنگ، تکرارشونده و سازمانیافته علیه شهروندان غیرمسلح بوده است؛ اقداماتی که از منظر حقوقی میتواند واجد عناصر «جنایت علیه بشریت» باشد.
در این گزارش، استفاده از تسلیحات جنگی در مناطق شهری، بهکارگیری تیربار، خودروهای نظامی و مهمات جنگی علیه معترضان، از جمله نشانههای اعمال خشونت مرگبار خارج از چارچوبهای متعارف انتظامی عنوآن شده است.
#دادبان #مونا_حسینی_کاظمی
ادامه بیخبری از وضعیت امید یوسفی؛ خانواده این بازداشتشده اعتراضات دیماه همچنان در انتظار تماس و ملاقات
با گذشت ماهها از بازداشت امید یوسفی، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، خانواده او همچنان از وضعیت جسمی، محل نگهداری و شرایط پروندهاش بیاطلاع هستند و تاکنون موفق به ملاقات یا حتی دریافت یک تماس کوتاه از او نشدهاند.
امید یوسفی، ۳۵ ساله و اهل صوفیآباد کرج، پس از اعتراضات روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه در منطقه گوهردشت، توسط دوربینهای مداربسته شناسایی و در تاریخ ۲۳ دیماه ۱۴۰۴، با یورش نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شد.
به گفته منابع مطلع، مأموران امنیتی هنگام بازداشت، این شهروند را بهشدت مورد ضربوشتم قرار دادهاند. نزدیکان او میگویند شدت خشونت اعمالشده در زمان بازداشت، نگرانیها درباره وضعیت جسمی وی را افزایش داده است.
با وجود گذشت هفتهها از زمان بازداشت، تاکنون هیچ اطلاعات رسمی و شفافی درباره وضعیت امید یوسفی منتشر نشده است. خانواده او در مراجعات مکرر به نهادهای امنیتی و قضایی، پاسخ روشنی دریافت نکردهاند و همچنان در شرایطی از نگرانی و بیخبری به سر میبرند.
در حالی که برخی مقامهای امنیتی و قضایی به خانواده اعلام کردهاند که او در زندان قزلحصار نگهداری میشود، اما تاکنون امکان ملاقات یا تماس تلفنی برای خانواده فراهم نشده است؛ موضوعی که نگرانیها درباره سلامت و امنیت جانی او را تشدید کرده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، اتهاماتی از جمله «نگهداری سلاح» و «لیدری اعتراضات دیماه» علیه امید یوسفی مطرح شده است. با این حال، محرومیت طولانیمدت او از تماس با خانواده و دسترسی مؤثر به وکیل، نگرانیها درباره روند دادرسی و رعایت حقوق اولیه این بازداشتشده را افزایش داده است.
حق اطلاع خانواده از وضعیت بازداشتشدگان، دسترسی به وکیل و برخورداری از دادرسی عادلانه، از حقوق بنیادین متهمان محسوب میشود؛ حقوقی که به گفته نزدیکان امید یوسفی، تاکنون در مورد او رعایت نشده است.
منبع این خبر، مسعود علیزاده به نقل از یکی از بستگان نزدیک امید یوسفی است.
#امید_یوسفی #از_بازداشتیها_بگو
پژمان نوروز رجبی، جوان ۲۷ ساله و آرایشگر ساکن شهر شهسوار (تنکابن)، به ضرب گلوله کلاشنیکف ماموران کشته شد.
او متولد هفتم اردیبهشت ۱۳۷۷ بود.
شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در جریان تجمعات اعتراضی در بلوار شیرودی شهسوار (مقابل بانک رفاه)، بر اثر شلیک مستقیم گلوله کلاشنیکف توسط نیروهای امنیتی از ناحیه پهلو و شکم مجروح شد و به دلیل شدت خونریزی جان باخت.
خاکسپاری پیکر او تحت فشار و نظارت نهادهای امنیتی، در بامداد ۲۰ دیماه ۱۴۰۴ در آرامستانی در زادگاهش شهسوار به خاک سپرده شد.
#پژمان_نوروزی_رجبی #دادبان
اعدام مجتبی کیان به اتهام ارسال اطلاعات نظامی؛ اجرای حکم در کمتر از ۵۰ روز
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، اعلام کرد #مجتبی_کیان، زندانی سیاسی، به اتهام ارسال اطلاعات صنایع نظامی ایران به «دشمن» در جریان جنگ اخیر اعدام شده است. بر اساس این گزارش، او متهم بود اطلاعاتی را به یک «شبکه ماهوارهای معاند» ارسال کرده و برای اسرائیل و آمریکا فعالیت اطلاعاتی انجام داده است. قوه قضاییه اعلام کرد از زمان بازداشت تا اجرای حکم او در ۳ خرداد ۱۴۰۵ کمتر از ۵۰ روز زمان سپری شده است.
یزدان افروغ، جوانی که نامش کمتر از اوشنیدیم.
او تنها ۱۸ سال داشت.
شامگاه ۱۹ دیماه، در محله ۱۷ شهریورِ شادآباد تهران، به دست مأموران امنیتی کشته شد.
ابتدا با تیر مجروح و به زمین افتاد؛ سپس مأموران بالای سرش رسیده و تیر خلاص را به قلبش شلیک کردند.
برای تحویل پیکر او، خانوادهاش را تحت فشار قرار دادند.
#دادبان #یزدان_افروغ
با گذشت بیش از ۵۰ روز از زمان بازداشت ماندانا و مهسا ستوده، دو خواهر ساکن شیراز، این دو شهروند بهایی همچنان به صورت بلاتکلیف در زندان عادلآباد شیراز نگهداری میشوند.
بخوانید: https://t.co/54nmptAm8y