یه روز کامل صدای تقتق میومد تو خونمون، همهجا رو چک کردم و اصلا به ذهنم نرسید ممکنه در ورودی خونه باشه که بازه:/ فاکنیک در ورودی، یک روز کامل باز بود. خوب شد من شبپرسنم وگرنه کسی میومد تو و مارو میکرد نمیفهمیدیم :/
صدای خروسهای محل بلند شده و من ۲۴ ساعته پشت هم دارم پیج رو از اول طراحی میکنم چون با وجود مقاومت قهرمانانه، در نهایت مجبور به مذاکره و قمبل کردن شدم و کمالگراییم کونم گذاشت.
شاید تعجب کنید که چرا فلسفه در لیست نیست؟ که باید بگویم اهل فلسفه پشیمان نمیشوند. شاید بگویید چون مصمم هستند؟ باید بگویم که خیر! عمدتاً کونده پررو هستند.
@Stoch_Nomad اینو همون موقع که بودی انجام دادم وقتی داشتم برات سوپ میپختم.
ولی حقیقتش اینه که زن عقلش ناقصه و بدون مرد، کاملا ناتوانه و هیچ زنی رو نباید بدون مرد رها کرد. چون زنها خنگن و به خودشون آسیب میزنن. 😔😔😔😔
برای اینکه یه قاشق اضافه کثیف نشه، مرغ داغ رو از تو قابلمه با دست برداشتم، دستم سوخت و مرغ افتاد همهجا به گه کشید، ناخنمم زردچوبهای شد، تاول هم زدم. میگم یعنی عقل هم خوب چیزیه.
بچهها ما جمعی از بیکار شدگان و تعدیلشدگان پس از جنگیم که چیزمیز میسازیم. تازه هم بازارچه و پیج راه انداختیم. اگه خودتون دوست ندارید بخرید، لطفا فالو کنید و به اشتراک بذارید که بتونیم زندگی رو چرخونیم.
https://t.co/jy2QQBeW2g
https://t.co/9kRdZOu1TJ
دارم دیوانه میشم. تو محله کسشر که همه از پشت بوم با هم حرف میزنن، کلیه خرید و فروشها با وانت و بلندگو انجام میشه، هزاران بچه همیشه توی کوچه هستن چون جایی برای بازی ندارن، جنده محله اومدن گیر داده به لونه پرنده روبهروی طبقه ما که خرابش کن صدای پرنده اذیتمون میکن. مادرجنده.
اون لونه و تماشای بزرگ شدن جوجهها همه چیزی بود که منو به این زندگی متصل میکرد. تنها نور امیدم بود تو این غربتی که تازه توش تبعید شدم. شبیه کابوس میمونه. یه روز خیلی عادی اومدن ریدن تو زندگیم. زورم به احمقا نمیرسه. فقیرم. پول ندارم دیه بدم. اگه پول داشتم یه لحظه مکث نمیکردم.