اگر هم میپرسین کلا چرا و طی چه فرایندی؟ باید بگم که یک ساعت مونده بود به امتحانم و مجبور بودم به نحوی، خودم رو بیدار نگه دارم و حواسم رو از امتحانم پرت کنم که حس گوسفندِ دمِ مذبح رو نداشته باشم و شگفتزده میشم اگر تا اینجا اومده باشین🤹🏼♀️
چرا لفظِ جدیدِ tea، کار نمیکنه؟
حس میکنم دالِ tea که این روزها مدلولِ جدیدی پیدا کرده (as hot/physically attractive body/appearance) در فرهنگ ایرانی، کار نمیکنه چون تصویر ذهنی انسان غربی از چای، یحتمل به یک ظرف و مظروفِ elegant/classy (برآمده از فرهنگ انگلیسی) برمیگرده.
فلذا این نامانوس بودگیِ دال و مدلول در فرهنگ ما، نهتنها کار نمیکنه بلکه به صورت اغراقشده، واکنشهای منفی بیشتری میگیره و فکر میکنم دلیلِ "hate" گرفتنِ شدید افرادی که اخیرا از این لفظ برای خودشون استفاده کردن؛ میتونه این باشه.
هر سال، یک یا دو اجرای خوب و درستحسابی تو تهران هست.
این اجرا، یکی از اونهاست.
(دریم لند هم البته قراره دور جدید اجراهاش شروع بشه که اگر مثل اجرای سال ۹۸ باشه؛ اونم دیدنیه)
سوال من اینه
اونی که این طرح رو نوشته و برای صبحانه، ۱۲۰ هزار تومان - برای ناهار، ۳۵۰ هزار تومان و برای شام، ۲۵۰ هزار تومان در نظر گرفته؛
اولا که چند سال و توی کدوم غار، زندانی بوده؟
ثانیا که بقیهش رو چجوری پرداخت کرده؟
@gordan1247 متوجه نقطهنظرت هستم
ضرورت هنر و ادامه دادن به سیر مطالعه و اینجور کارها، دائم در ذهن من هم چه بعد از دی، چه در جنگ و پس از جنگ و چه در بزنگاههای دیگر، دچار نوسان میشه
تا اینجا، تنها چیزی که تونست کمی برام منطقی به نظر برسه؛ این صحبتهای کانت بود:
https://t.co/hBkWADMajp
اژدها و دیوِ اسطورهای، هیچگاه یکسره از بین نمیرود. آن دیوها همیشه در جهان هستند. مادامی که قدرتهای فکری، اخلاقی و هنری، تمام توان خود را دارند؛ اسطوره، رام و فرمانبردار است.