برف، شاخهها را خَم کرده بود و در بارشِ بعد، حتماً میشکستشان.
آدمها هم مثل درختها بودند. یک برف سنگین همیشه بر شانههای آدم وجود داشت و سنگینیاش تا بهار دیگر حس میشد. بدیش این بود که آدمها فقط یکبار میمردندو همین یکبار فاجعه دردناکی بود.
📕سمفونی مردگان
#عباس_معروفی
هر جا هستی استخون فَکِتو شل کن.
هر جا هستی استخون فَکِتو شل کن.
هر جا هستی استخون فَکِتو شل کن.
هر جا هستی استخون فَکِتو شل کن.
هر جا هستی استخون فَکِتو شل کن.
هر جا هستی استخون فَکِتو شل کن.
هر جا هستی استخون فَکِتو شل کن.
هر جا هستی استخون فَکِتو شل کن.
نیل طغیان کرده و موسی عصا گم کرده است
فصل طاعون بو علی سینا شفا گم کرده است
این همه فریاد باید آسمان را می شکافت
یا زمین دور است یا مارا خدا گم کرده است