اسمش رشد نیست؛ اسمش فرصتطلبی و نداشتن حداقل ثبات فکری است.
قبل از اینکه دیگران را به جنگطلبی متهم کنید، بد نیست یک بار آرشیو پستها و کامنتهای خودتان را مرور کنید. حافظهی اینترنت، از حافظهی شما قویتر است.
عجیبترین موجودات سیاسی، حافظههای سهروزهاند.
تا دیروز زیر هر پست فریاد میزدند: «دایی نتانیاهو بزن! عمو ترامپ حمله کن! کار را تمام کنید!»
امروز همانها با قیافهی فیلسوفان صلح، برای دیگران کلاس اخلاق گذاشتهاند که «جنگطلب نباشید!»
واقعاً؟!
یعنی وقتی فکر میکردید جنگ فقط قرار است به رقیبتان ضربه بزند، تشویقش میکردید؛ اما حالا که فهمیدهاید جنگ، موشک و آتش، جناح و سلیقه نمیشناسد، ناگهان کبوتر صلح شدهاید؟
تغییر نظر، نشانهی رشد است؛ اما پاک کردن گذشته و متهم کردن دیگران به همان چیزی که خودتان دیروز تشویقش میکردید،
بلکه با صداقت، تنوع دیدگاه، تحلیل حرفهای و تقدم منافع ملی بر ملاحظات جناحی اقناع میشود. در غیر این صورت، مدیریت فعلی نهفقط در انجام ماموریت رسانهای خود ناکام خواهد ماند، بلکه بیش از پیش به پاشنهآشیل نظام در حوزه مدیریت افکار عمومی بدل خواهد شد.
مدیریت صداوسیما در دوره پیمان جبلی، بهویژه با غلبه نگاه سیاسی و فکری نزدیک به سعید جلیلی، بهجای آنکه به تقویت مرجعیت رسانهای و انسجام افکار عمومی کمک کند، در موارد بسیاری خود به یکی از عوامل فرسایش اعتماد عمومی تبدیل شده است.
صداوسیما اگر بخواهد دوباره به رسانهای اثرگذار و معتبر تبدیل شود، ناگزیر است از این الگوی بسته و جهتدار فاصله بگیرد. مدیریت آن باید بپذیرد که افکار عمومی با حذف، سانسور یا روایتسازی یکطرفه مدیریت نمیشود،