الان خوشبخت ترین آدم دنیام به خودم اومدم دیدم آمریکام، دارم می رم کنفرانس روباتیک، استادم که اونم عاشق روباتیکه داره درایو می کنه داره آهنگ کانتری می خونه و با هیچکسم میل سخن نیست😊😊. خواستم اگر خدایی نکرده زبونتون لال مُردم بدونید زندگیی که می خواستمو کردم.
من بچه بودم قبل این که برم دانشگاه دلم می خواست یه روبات انسان نما بسازم که بهش روح بدم. رزبری اینام نبود۱۸ سال پیش کلاس الکترونیکم تو مشهد نبود رفتم تعمیر موبایل یاد گرفتم. بعد رفتم لیسانس از ترم سه شروع کردم با یه دوستی که میشیگان درس می خونه شبکه عصبی و کلاسترینگ یاد بگیریم.
همکارم سه روزه داره کلنجار میره که یک کاری بکنه من اون کارو من دوماه پیش دوساعته جمع کردم آخر کوتاه اومد از کد من استفاده کرد. خوب چرا باید مقاومت کنی آخه؟! خوب یه دلیلی داره این شغل رو بمن دادن دیگه
خوب دوباره یکم آرامش داشتیم یه چیز دی گه از خشتکشون برا ویزای اچ وان بی درآوردن. خوب لامصب غیر قانونیه بیخودی خودتو کوچیک می کنی. غیر از حق سرویس حق نداره پول بگیره. دهن مارو سرویس کردید
سال اول من هرکاری می کردم نمی تونستم صحبتای یکی دوتا از استادا و همکلاسیام رو بفهمم بعد اسکمر ها که زنگ می زدن یکساعت باهاشون حرف می زدم تا تونستم لهجه همکلاسیا رو بفهمم. دپارتمان کامپیوترم سختیای خودشو داشت.