صلح شرافتمندانه
حمایت سیدمحمد #خاتمی از "صلح شرافتمندانه" به مذاق محافل تندرو خوش نیامده است.
برخی از آنها میپرسند منظور از "صلح شرافتمندانه" چیست؟
آقای خاتمی خودش آن را توضیح داده است. صلح شرافتمندانه یعنی احیا و اجرای کامل تفاهمنامهای که بین رؤسای جمهور ایران و آمریکا رسماً امضا شده است.
جایگزین این تفاهمنامه سه چیز است. اول، آغاز دوبارهٔ جنگ که هزینهها و نتایج مترتب بر آن آشکار است. دوم، ادامهٔ وضعیت موجود و تداوم محاصرهٔ اقتصادی کشور که عواقبش نیاز به توضیح ندارد. سوم، تن دادن به فرمولی یکجانبه که به لغو تحریمها منجر نشود.
کدامیک از این سه جایگزین به کام تندروها شیرین میآید که اجرای تفاهمنامه را به عنوان مبنای صلح شرافتمندانه نفی میکنند؟
6️⃣ راهحل عجماوغلو: بازآفرینی لیبرالیسم سیاسی بهسوی شهروندمحوری – مالیات بر ثروت دیجیتال، مهارتآموزی، و بازتعریف آزادی بهعنوان «توانایی مقاومت در برابر شوکها». برای ما ایرانیان، پیامش عبرتآموز است: اگر به فکر بازآفرینی نباشیم، باید منتظر «مرگ تدریجی» باشیم؛ مرگی که با خاموشکردن آرامِ امیدِ کارگر و اقشار مزدبگیر آغاز میشود.
5️⃣ او تأکید میکند هوش مصنوعی اگر در انحصار غولهای فناوری و نظامیان بماند، نه تنها شکاف درآمدی را عمیقتر میکند، بلکه «همبستگی اجتماعی» را نابود میسازد. الگوریتمها تصمیم میگیرند چه کسی وام بگیرد، شغل پیدا کند یا زیر نظر باشد. این وضعیت آینده ایران را هم به خطر میاندازد.
4️⃣ عجماوغلو «میانبرِ اقتدارگرایانه» را رد میکند. او میگوید وسوسهٔ سپردن همهچیز به قوهٔ مجریه یا نهادهای غیرانتخابی، لیبرالیسم را به پایان میرساند. دموکراسی بدون مشارکت طبقهٔ کارگر و اقشار به حاشیهرانده شده و رفاه حداقلی، پوستهای خالی است. این دقیقاً همان هشداری است که برای نظام سیاسی ایران نیز صادق است.
3️⃣ او سه بحران موازی را تشخیص میدهد: ژئوپلیتیک، فناوری (هوش مصنوعی بینظم) و مشروعیت (گسست نخبگان از طبقهٔ کارگر). این سه، همدیگر را تغذیه میکنند. در ایران نیز نابرابری اقتصادی و رشد فناوریهای نظارتی بدون ضابطه و فضای حاکم بر شبکههای اجتماعی مجازی، همبستگی اجتماعی را تخریب کرده و زمینه را برای پوپولیسم و اقتدارگرایی فراهم ساخته است.
2️⃣ بهگفتهٔ عجماوغلو، نظم لیبرال جای خود را به دنیای دوقطبی میدهد: چین قدرتمندتر، آمریکا ضعیفتر. در چنین فضایی، کشورهای متوسط مانند ایران اگر به یکی از قطبها وابسته شوند یا بر استبداد ملی تکیه کنند، نه امنیت خواهند داشت و نه توسعه. راه حل، «مدیریت هوشمندانهٔ آشفتگی» از طریق نهادهای فراگیر است.
رشته توئیت پیرامون هشدار مرگ دموکراسی عجماغلو و شرایط ایران:
1️⃣ دارون عجماوغلو، برندهٔ نوبل اقتصاد ۲۰۲۴، میگوید جهان در وضعیتی «بسیار غمانگیز» به سر میبرد؛ جایی که همگان– حتی روزنامهنگاران – خطرات ترامپ را دستکم میگیرند: مرگ دموکراسی آمریکا، فروپاشی نظم جهانی، جنگها و هوش مصنوعی بیضابطه. اما این فقط یک هشدار دربارهٔ آمریکا نیست؛ نقشهٔ بحرانی است که ایران هم در آن گرفتار است.
این زن بعد از پایان بازی استقلال و مس شهر بابک، به جای ترک #ورزشگاه روی سکوها ماند و زبالههای باقیمانده را جمع کرد.
تصویری ساده اما مهم از مسئولیتپذیری اجتماعی؛
جایی که #هواداری فقط تشویق تیم نیست، احترام به ورزشگاه و محیط پیرامون آن هم هست.🍀
هفت ماهه چشم از تلویزیون برنداشته، فقط برای شنیدن اسم پدر جاویدنامش!
دستبهدست کنید تا این انتظار به گوش آقای مراد ویسی برسه.
فرزند وطن، جاویدنام #مهدی_اسکندریان
سرهنگ#شهرزاد_ضمیری معاون فضای مجازی پلیس فتای مشهداز صبح نوزدهم دی ماه ۱۴۰۴تا کنون زندانی است، از ملاقات وهرگونه ارتباط با بستگانش بی بهره است وکسی از وضعیت او خبر ندارد.اوتاوان دست نیالودن به خون هموطنانش را میدهد.نامش را به خاطر بسپاریم
توصیههای ناشنیدهشده!
صبحمان را با خبر تشییع پیکر جانباختگان جنگ در یکی از شهرهای جنوب آغاز میکنیم و بعد خبر اعدام برخی بازداشتشدگان حوادث دیماه در یکی از استانهای مرکزی در ملأعام عام به سراغمان میآید.
با هر اعدامی سیل پیامها از راه میرسد:
چرا چیزی در این باره نمینویسی؟ چرا اعتراض نمیکنی؟ چرا از آقای پزشکیان نمیخواهی که برای توقف اعدامها دخالت کند؟ چرا به آقای محسنیاژهای نامه نمینویسی؟
پاسخم معمولاً این است:
بارها و بارها در این باره نوشتهام، درخواست کردهام، دلیل آوردهام، هشدار دادهام و بخصوص از رئیس دستگاه قضا خواستهام که برای توقف اعدامها اقدامی کند.
ادامهٔ پیامها این است که این جوانان "بیگناهند" و تو باید به صورتی اعتراض کنی که اثر کند!
در بارهٔ گناهکار یا بیگناه بودن همهٔ اعدامیها من در جایگاهی نیستم که صلاحیت داوری نهایی داشته باشم چون اطلاعات لازم را ندارم، اما همواره تأکید کردهام که روند دادرسی باید شفاف، علنی و از هر جهت عادلانه باشد تا جامعه بتواند نسبت به صدور هر حکمی داوری خود را داشته باشد. در عین حال، حکم اعدام حتی اگر لغو آن در جامعهای به طور مطلق صلاح نباشد، الزاماً باید به موارد بسیار استثنایی و انگشتشمار محدود شود و بویژه هيچگونه عجله و شتابی در کار آن نباشد.
وقتی این توصیهها و بخصوص هشدار در بارهٔ اثرات خانوادگی و روانی و اجتماعی و سیاسیِ نادیده گرفتن آنها اثر ندارد، چه کار دیگر از امثال من برمیآید؟
در پیامهای ارسالی نوع مجادلات اما ادامه مییابد و پای ماهیت حوادث دیماه و مجموعهٔ عوامل دخیل در آن وسط میآید و بعضاً به تندی و تلخی هم کشیده میشود.
من از جمله کسانی بودم که نسبت به شکل و ساعت و شعارهای آن اعتراضها و پیامدهای اسفبار آن از جمله همین اعدامها با تمام ابزارهای در اختیارم هشدار دادم، اما واکنش برخی حامیان معترضان، پرخاش و ناسزا و تهدید و اتهام وابستگی به حکومت بود!
حالا پارهای از همان افراد، معترض میشوند که چرا برای جلوگیری از اعدامها کار مؤثری نمیکنم. انگار من رئیس قوهٔ قضائیه و یا مسئول نهادهای امنیتی در این کشور هستم و با صدور فرمانی میتوانم ماشين صدور و اجرای حکم اعدام را خاموش کنم و یا از چنان قدرت و نفوذی برخوردارم که به محض توفنده کردن لحن و بالابردن صدایم، قضات صادرکنندهٔ حکم اعدام ماستهای خود را کیسه میکنند و به کارشان پایان میدهند!
من فقط یک نویسنده با دانشی در حد بضاعتم در حوزهٔ سیاست و تاریخ و بعضی چیزهای دیگر هستم و تجربهای از تلاطمها و ناملایمات سیاسی در این کشور را پشت سر گذاشتهام.
آن دانش و آن تجربه اگر نهایتاً ارزش واقعی داشته باشد مرا به این نتیجه رسانده است که به مردم و جوانان کشور خود توصیه کنم که کار سیاسی پرریسک در اين کشور کمکی به بهبود شرایط جامعهٔ ما نمیکند و معمولاً خانوادهها و فامیلهای بسیاری را اسیر و درگیر مشکلات بازداشت و زندان و اعدام میکند. از این رو هر نوع کنش سیاسی باید در همهٔ ابعاد و اهداف آن خشونتپرهیز و مسالمتآمیز باشد تا راه به جایی ببرد. بنابراین همگی باید مراقب باشند که ناخواسته قربانی منازعهٔ بین باندهای قدرتطلب نشوند.
توصیههایم به حکومت هم همواره این بوده است که با همهٔ اقشار مردم خود از درِ مهر و مدارا وارد شود، سیاستهای خود را در جهت بهبود شرایط زندگی آنان تنظیم کند، موجبات آسايش و آرامش و امنیت و رفاه و سربلندی مردم را فراهم سازد، در شدائدی که پیش میآید علم مجازات را بلند نکند و حتی در برخورد با خاطیان از در عفو و ملایمت و مهربانی وارد کند و مجازات اعدام را به موارد بسیار خاص و استثنایی محدود سازد.
بدبختانه از هر دو سوی ماجرا عدهای این نوع توصیهها را خوش نمیدارند و از خود واکنشهای زهرآگین نشان میدهند!
من اما در حد مقدورات و برغم ناملایمات به همین شیوه ادامه میدهم و این تنها کاری است که در این شرایط از مثل منی برمیآید.
@1374Hassan_A کاشکی جدا این کارو بکنین. جبلی! یه نامه بزن به دولت که من پولتونو نمی خوام. یه نامه سرگشاده هم به ملت که بهت پول بدن. ببینم می تونی کارمندای صدا و سیما رو به فلاکت برسونی.