دیروز انگشتم در حالی که کاملا خشک بود با تیغ بریده اون صدای مسخره اش هنوز تو گوشم و سوزشش نیوفتاده
همش با خودم میگم چی جوری دبیرستانی بودیم بچه ها بدنشون رو خط خطی میکردن و اسم دوست پسرشون رو مینوشتن 🥲🥶
موقع مشکلاتم تنها بودم ،وقتی ناراحت بودم تنها بودم ،کم اوردم تنها بودم ، از نو شروع کردم تنها بودم ،نیاز به کمک داشتم تنها بودم ،
من همیشه وهرجای زندگیم که نیاز داشتم یک نفر دستمو بگیره جز خودم کسی دستشو سمتم درازنکرده پس چرا باید برام مهم باشه کی وارد زندگیم میشه یا ترکم میکنه ؟
بهم پیشنهاد شروع کردن ی رابطه و دوستی رو داده طبق معمول همیشه تو این چند وقت گ��تم نه الان شرایطش رو ندارم،
میگه بیا با برنامه ریزی جلو بریم شرایط پیش میاد :/