"دلتنگ فرداهایی هستم که بتوانم پشتسر را نگاه کنم و دلتنگِ همهی این لحظات باشم. هرچند عبث و مضحک. ویرانم از این هجمهی خودبازبینی. از با خود-اندیشیدن بسیار حالا شدهام اندیشههایم، نه خودم..."
توصیه احمقانه و عجولانه عدهای به جهت ترک تهران حالا با درماندگی و بلاتکلیفی ملت در جادهها مواجه شده. جایی که به مراتب از خانههایشان برایشان ناامن تر خواهد بود. مشکل ما همینه. استاد تبدیل کردن معضل به بحران هستیم.
«اگر بابِ منازعه میان گذشته و حال را بگشاییم، به زودی درخواهیم یافت که آینده را از دست دادهایم.»
این سخن چرچیل در بحبوحۀ جنگ جهانی دوم دربارۀ ما هم صادق است. فجایع انقلاب ویرانگر ۵۷ عمدتاً معلول دروغگویی، تهمتپراکنی، خشونتستایی، نارواداری، خودمحقپنداریِ جزماندیشانه، قبیلهگرایی و انحصارطلبیِ اسلامگرایان و چپگرایان افراطی بود.
متأسفانه امروز همین معایب هولناک در راستگرایان افراطیای دیده میشود که «یادسپاریِ کینتوزانۀ گذشته» را با «یادگیریِ دادخواهانه از گذشته» اشتباه گرفتهاند.
تأکید یووال نوح هراری بر تمایز مهم میان «یادسپاری گذشته» و «یادگیری از گذشته» در مورد رویدادی «روانخراش» (traumatic) مثل انقلاب ۵۷ نیز صادق است. اولی به «اسارت» و دومی به «رهایی» از بندِ گذشته و فرا رفتن از آن و پیشرفت میانجامد.
انتقامجو اسیرِ گذشته میماند اما دادخواه از گذشته فراتر میرود و آیندۀ متفاوتی را رقم میزند. درس گرفتن از گذشته یعنی پرهیز از تکرار اشتباهات گذشته، نه تکرار خواسته یا ناخواستۀ همان خطاها توسط هواداران یک گرایش سیاسیِ دیگر.
تاریخ سرشار است از ستمدیدگانِ پیشین که به ستمگرانِ پسین تبدیل شدند. برای مثال، بسیاری از کمونیستهای مستبد اروپای شرقی و مرکزی در دوران پس از جنگ جهانی دوم، خود پیش از سال ۱۹۴۵ قربانیِ ظلم و ستم فاشیستها بودند اما پس از تصرف قدرت، به ظالمانِ جدید تبدیل شدند و چرخۀ باطل خشونت و استبداد را ادامه دادند.
سختگیری و تعصب، خامی است / تا جنینی کار خونآشامی است
بنجامین فرنتز، دادستان دادگاه نورنبرگ، در یکصد سالگی، در کتاب درخشان «وداعگفتارها» (۲۰۲۰) تأکید کرد:
««انتقامجویی غریزهای انسانی است، اما باید با آن مبارزه کرد. به چیزی که از آن نفرت داری تبدیل مشو ــ وگرنه، به دشمن شخصِ دیگری تبدیل میشوی و این چرخه تا ابد ادامه مییابد.»
همانطور که زیگمونت باومن در کتاب «دربارۀ آموزش» (۲۰۱۲) میگوید، زنجیر بلندِ تبعیض و ستم را تنها به لطف تعلیم و تربیتِ صحیح میتوان گسست. به لطف چنین آموزشی حساسیت به تبعیض و ستم چنان در ژرفای وجودِ آدمی ریشه خواهد دوانید که از بازتولید تبعیض و ستم به شکلهای دیگر خودداری خواهد کرد.
فراموش نکردن فاجعهای همچون انقلاب ۵۷ ضروری است اما اگر از یادسپاریِ رویداد تلخی که به روانِ ما صدمه زده فراتر نرویم و از آن درس نیاموزیم، در نظم سیاسی-اجتماعیِ پس از جمهوری اسلامی نیز دادخواهی، مودت و معاهده جایگزین انتقامجویی، نفرت و منازعه نخواهد شد.