@manmmdrzam من انقدر مورد زیاد دارم نمیدونم کدومو بگم
ولی یه طلافروشی اومد خواستگاریم ۱. دست خالی اومد، ۲. پرسیدم تفریحتون چیه گفت هیئت، ۳. گفتم حق کار بیرون از خونه میخوام همه جارو پر کرد این زن کارِخونه نمیخواد بکنه
۴. هزینه کافه رو انتظار داشت من حساب کنم
فرداش اون به من جواب منفی داد😂
@raya_noell رسم شهر ما اینکه برای مهریه دو الی سه دنگ از خونه پسر به نام زنش بشه
حتی اگه خونه نداشته باشه یه دنگ از خونه باباش میذارن تو مهریه اش
نسل اندر نسل هم این بوده
مادر من الان سهم خونه شو داره
مادربزرگم داره
مادرمادربزرگم داره...الی آخر
به عنوان کسی که هجده سال با مادرم و سی و دو سال با پدرم اختلاف سنی دارم میگم که به اینا ربطی نداره.
پدر و مادر باید آماده باشن برای بچه دار شدن همچنین اونقدری سن بالایی نداشته باشن که حوصله بچه داری نداشته باشن.
من دوتاشو تجربه کردم
مادری که خودش بچه بود و پدری که حوصلمو نداشت
که تحت هر شرایطی توجهات رو به خودش جلب میکرد و هیچکس محل سگ به بقیه کلاس نمیذاشت
و ما هممون از اون یه نفر متنفررر بودیم
اینجور آدم ها در بزرگسالیهم انسان های عقده ای و تشنه توجهی میشن که چون کیوتی و نمکی بچگی رو ندارن به خواستشون نمیرسن و حاضرن هرکاری برای مرکز توجه بودن بکنن
در ادامه این موضوع
یه کیلیپی چندروز پیش وایرال شده بود که توی جشن یکی از دبستان های مشهد یک دختر موقع خوندن سرود شروع به رقص میکنه و همه براش اکلیل پراکنی کرده بودن.
من از لحظه ای که اون کلیپ رو دیدم عصبی شدم
نمیفهمم چرا بعضیا متوجه نیستن که وقتی بیست تا دختربچه ۱/
روی سن ایستادن که بهشون توجه بشه، باااید توجهات بین اون بیست تا بچه «تقسیم» بشه
کاملا واضحه که بچه ها بعد از رقص اون یک دختر دپرس شدن و توی خودشون رفتن و حتی دیگه دست نمیزدن.
یاد خاطرات خودم افتادم که همیشه یه سوگلی بشدت پررو توی کلاسمون بود۲/