وقتی به یه پسری میگم تایپم نیستی تعجب میکنه. فکر میکنه منظورم ظاهر و قدشه. نمیدونم چجوری بگم تایپ من پسریه که صبج به صبح قربونم بره، شب به شب دورم بگرده. هیچ جمله ای رو بدون عشقم نفسم زندگیم ادامه نده. جلوی همه بهم بگه چقدر زیبام و نظر و خواسته ی من رو به همه چی اولویت بده
سخت
یادمه منِ 4 ساله نشسته بود چیپف میخورد
یهو عمو پورنگ نقاشی اردک منو گرفت جلو دوربین
گفت مهدی کوچولو خیلی دوست دارم،
ممنونم بابت شتری که برامون کشیدی،
آفرین که تو خونه به مامانت کمک میکنی!
داد زدم عمو داره منو میبینههه
پاشدم یه طوری خودمو کوبیدم به در و دیوار
هنوزم خوب نشدم.
تو اولین دیدار رودابه و زال، رودابه در حرکتی راپونزلی، موهای بلندش رو از پنجره پایین میندازه تا زال اونها رو بگیره و بره بالا. ولی زال، بهعنوان مردی که با حیوانات بزرگ شده، میگه نه عزیزم من حاضرم تیر به قلبم بخوره ولی به تو فشار نیاد.
و بله با طناب میره بالا. :))
دلیلش نه به درد شما میخوره
نه اینکه من میتونم بگم
اگرم بگم متوجه نمیشین
نه اینکه نفهمین، میفهمین من چمه اما حسش نمیتونین بکنین. شما میتونین با من همدردی بکنین، میتونین زبونی با من همدردی بکنی ولی حسش نمیتونی بکنی.
شما رنج خودتونو دارین من رنج خودمو دارم.