یه آشنا داشتیم که سالها پیش ورشکست شد، اومد تهران که بدهیاشو بده و دوباره سرپا وایسه. تو همین گیر و دار با یه خانمی آشنا شد که دو بار طلاق گرفته بود و دو تا بچه داشت. خلاصه دلبسته هم شدن و ازدواج کردن، دو تا بچه هم آوردن.
چند سال گذشت. پدر خانمه فوت کرد.⬇️
خانم گفت: «بیا طلاقم بده، بعدش صیغهام کن، حقوق بازنشستگی بابامو بگیریم.» مرده هم طمع کرد و قبول کرد.
یه روز از سر کار اومد خونه، رفته دوش بگیره. همون موقع خانم زنگ زد به پلیس. مأمورا ریختن تو خونه، کتبسته بردنش کلانتری که «آقا طلاق دادی اینجا چیکار میکنی؟»⬇️
ماه اول لباسشویی بود. رفتم یه LG مدل V5 نه کیلویی خریدم. ۱۴ میلیون تومن.
حالا چند سال گذشته. همون سایت هنوز مونده ولی عملاً هیچ درآمدی نداره. اما همون لباسشویی الان شده ۱۶۵ میلیون تومن.
خیلی بدبختیم.
سال ۹۷ با یکی از دوستام یه سایت زده بودیم. درآمدش از فروش لوازم صوتی تصویری بود و هر ماه یه مقدار پول درمیاورد. چون تازه از تبریز اومده بودم تهران و لوازم خاصی نداشتم، هر ماه با درآمد سایت یه چیزی میخریدم تا خونهام رو جور کنم.