#امیرحسین_موسوی (#جیمز_بیدین)، دوست و همبندی سابقم، در شرایطی نگرانکننده قرار دارد و احتمال طرح اتهامهای سنگین علیه او وجود دارد.
از همه فعالان و کنشگران سیاسی میخواهم دستکم در دفاع از حقوق اولیه زندانیان سیاسی، اختلافات را کنار بگذارند و از امیرحسین موسوی حمایت کنند.
همیشه تو راه خونه، پیاده رو و مشتری مغازهها رو دید میزنم تو آذربایجان. مشاهداتم اینطوری بوده؛
۱۰٪ پلنگِ شدید و تزریقی و ناخونای بلند
۶۰٪ جوان و ادایی(دختر و پسر)
۲۰٪ گروههای زن و بچهها (که غالبا مسافرن یا از راه دور اومدن)
۱۰٪ زن و مردهای قریفری بالاشهری با کالسکه و بچهمچه
عجیبترین لحظه تو دندونپزشکی وقتیه که دکتر ازت هی سوال میپرسه و تو درحالیکه هزاران پیچ و سیم و دستگاه و رابردم توی دندون و فک و لثهته باید یجوری جواب بدی. از همه بدتر اینه که وقتی کار تموم میشه اونقدر بیحس و سرّی که نمیتونی فکت رو درست فشار بدی ببینی دندون بلنده یا کوتاه 🦷💉
امروز ٣٥ ساله شدم...
٣٤ سال از لحظهاى كه چشم به دنيا باز كردم گذشته. دنيايى كه نه هميشه امن بود، نه هميشه مهربان.
در اين سالها خنديدم، گريه كردم، جنگيدم، شكستم، اما دوباره ايستادم.
۳۴ سال گذشت و من هنوز با استرسی درون استخوانهایم نفس مىكشم...
با جنگی در جانم و وطنم، که در خیابانهای شهرم، در سکوت شبهای پر از اضطراب، در فریادهای بیصدا، و در نگاههای خسته اما امیدوار شکل گرفت...
من فرزند اين خاكم.
خاكى كه زخمش روى جانم مانده، خاكى كه آزادى را هنوز در آغوش نگرفته، و من در اين سالها، هر روز، با بغض وطن چشم باز كردم.
٣۴ سالهام، اما گاهی انگار هزار سالهام از بس كه درد ديدم، بغض فرو خوردم، و منتظر صبحى بودم كه هنوز نيامده.
تولدم مبارک...
براى خودم كه هنوز با تمام زخمها زندهام،
كه هنوز باور دارم آزادى مىرسد،
و هنوز بلدم دوست داشته باشم،
حتی وقتی دنيا با من میجنگد.
این آخرین نوشته آیدا متولد دوم تیر ۱۳۷۰ برای روز تولدش بود، #آیدا_عقیلی؛ دختری که لای پتوی چهارخانه، آرام خوابیده بود.
#پرستوـاحمدی و #پژمانـجمشیدی هر دو محکوم به ضربه شلاق شدن.
چقدر باید وحشتناک باشه که در جمهوری اسلامی خوانندگی زنان همون حکمی رو داره که تجاوز به زنان.
بعد عمری دست دست کردن، این کاربر بالاخره دیروز طاقت نیاورد و کولرآبی تخمی خونهش رو راه انداخت .. 😮💨☠️
با تشکر از فشار آب تخمی محلهمون که دائم باید صدای پمپ آب بشنوم تو خونه
اَه 👾💩