باب نوع جدیدی از مهمونی رو گشودم. رفیقم بعد مدتها ساعت ۷:۳۴ با حلیم اومد زنگ خونه رو زد. منم از تخت در اومدم درو باز کردم و مسواک زدم و قهوه ساختم. ساعت ۱۱ هم رفت که بره با زن و بچه برن مسافرت. منم برگشتم به آغوش کتاب و تخت.
اگه ظرفای کثیف حلیم تو ظرفشویی نبود خودمم شک میکردم.
باب نوع جدیدی از مهمونی رو گشودم. رفیقم بعد مدتها ساعت ۷:۳۴ با حلیم اومد زنگ خونه رو زد. منم از تخت در اومدم درو باز کردم و مسواک زدم و قهوه ساختم. ساعت ۱۱ هم رفت که بره با زن و بچه برن مسافرت. منم برگشتم به آغوش کتاب و تخت.
اگه ظرفای کثیف حلیم تو ظرفشویی نبود خودمم شک میکردم.
بچه ها میشه لطفا این خانم رو ریپورت کنید؟؟ بچه رو گرفته شکنجه میده هرچی گریه میکنه اهمیتی نمیده هیچی برگشته میگه « بوسم کن تا ولت کنم »
یه دقیقه سرچ کنید ریپورت کنید بخدا اینا باید یه جا یه تو دهنی بخورن این چه طرز رفتار با یه بچه است؟؟ ریپورت نشه دو روز دیگه یه بچه ی دیگه ؛(