سناتور کندی درباره ایران: بعضیها میگویند نیرو اعزام کنید.من نیروهای نظامی را اعزام نمیکردم. تسلیح کردها را در نظر میگرفتم و به کردها میگفتم هر بخشی از خاک ایران را تحت کنترل یا اشغال خود درآوردهاند، میتوانند بهعنوان سرزمین خودشان حفظ کنند.
من آن را توصیه نمیکنم، اما قطعاً چیزی است که ارتش ما در حال بررسی آن است.
کردها بزرگترین قومیت فرهنگی در جهان هستند که کشور مستقلی برای خود ندارند.
راستش از یک جهت این نوع نوشتهها برای من جالب و حتی خوشحالکننده است؛ چون بسیاری از غیرکوردها، شاید حتی ناخودآگاه، کوردها را یک جامعه بههمپیوسته میبینند؛ فرقی نمیکند در ایران باشند، ترکیه، سوریه یا عراق. همین که برای تحلیل یک اتفاق در ترکیه، پای «کوردهای ایران» را هم وسط میکشید، خودش اعتراف جالبی است به همان واقعیتی که معمولا دوست ندارید صریح به زبان بیاورید: کوردها با وجود مرزهای سیاسی، پیوند هویتی و تاریخی مشترکی دارند.
اما یک اشتباه اساسی هم این وسط هست؛ ما مرید و رهرو «آپو» نیستیم. عبدالله اوجالان در میان بخشی از کوردها احترام و جایگاه سیاسی خودش را دارد، اما این را نمیشود به کل جامعه کورد تعمیم داد. در میان احزاب کورد ایرانی هم این پژاک است که بیشترین قرابت فکری و تشکیلاتی را با جریان پکک دارد، نه اینکه تمام احزاب و جامعه کورد ایران دنبالهرو آن باشند.
پس لطفا این «یکپارچگی کوردها» را که ناخواسته به رسمیت میشناسید، با «یکسان بودن سیاسی همه کوردها» اشتباه نگیرید. اولی واقعیت است، دومی سادهسازی ناشیانه.
مادر و فرزند هیچگاه کاملاً از یکدیگر جدا نمیشوند
این یک پژوهش جدید نیست، اما طی چند روز گذشته مجدداً بر سر زبانها افتاده و به همین بهانه بد نیست نگاهی به آن بیندازیم. چون موضوع شگفتانگیزی است.
چند سال قبل، پژوهشگران مغز ۵۹ زن را پس از مرگ بررسی کردند و در ۶۳ درصد آنها DNA مردانه پیدا کردند! سلولهایی که تقریباً بهطور قطع یادگار فرزند پسرشان بود. مسنترینِ این زنان ۹۴ سال داشت و آن سلولها هنوز همانجا نشسته بودند.
ماجرا از حدود هفتهی چهارم یا پنجم بارداری شروع میشود؛ یعنی پیش از آنکه بیشتر مادران حتی به کسی خبر داده باشند. تعدادی از سلولهای جنین وارد خون مادر میشوند و بعضی از آنها دیگر هرگز آنجا را ترک نمیکنند.
به این پدیده «میکروکایمریسم» میگویند: حمل کردن تکهای از یک انسان دیگر در بدن خودتان.
پژوهشگران وقتی اندامهای زنانی را که بهتازگی باردار بودند بررسی کردند، سلولهای جنین را در همهی آنها یافتند؛ در کبد، ریه، تیروئید، کلیه، مغز استخوان، پوست و حتی قلب.
و این سلولها بیکار نمینشینند، در بررسی جای زخم سزارین ۷۰ زن، سلولهای جنین درست در محل برش، در حال ساختن کلاژن و پروتئینهای ترمیمی پیدا شدند! یعنی سلولهای کودک، زخمی را که در زمان تولد خودش ایجاد کرده بود، خودش بست!
در یک آزمایش دیگر، وقتی پژوهشگران به قلب موشهای باردار آسیب زدند، سلولهای جنین (که با نشانگر درخشان علامتگذاری شده بودند) مستقیم به سمت محل آسیب رفتند و به ماهیچهی قلب و دیوارهی رگها تبدیل شدند.
نسخهی انسانی این ماجرا هنوز اثبات نشده، اما پزشکان سالهاست دیدهاند که نارسایی قلبیِ رخ داده در حوالی زایمان، بهتر از تقریباً هر نوع نارسایی قلبی دیگری بهبود پیدا میکند.
شاید عجیبتر از همه این باشد که پژوهشگران در خون بند ناف چند نوزاد، سلولهای «مادربزرگ» را هم پیدا کردند؛ سلولهایی که دهها سال قبل از یک جفت گذشته بودند و حالا از جفت دوم هم عبور کرده بودند. سه نسل از یک خانوادهی زنده، درون یک جریان خون!
شاید بتوان گفت کششی که هر مادر نسبت به فرزندش حس میکند، صرفاً یک استعاره نیست و حتی در سطح سلولی هم برقرار است: در کبدش نشسته، در قلبش، و حتی در مغزش. و البته تا آخر عمر هم همانجا میماند…
امروز یک پهلویست نوشت چرا اینقدر به پهلویسم میپردازی به جمهوری اسلامی نمیپردازی که عامل اصلی این وضعیت است؟
.
من بدون هیچ استثنایی هر کسی این حرف رو به یک آدم در داخل ایران بگه بلاکش میکنم
قبلا هم نوشتم اینها احتمالا از دوستان قلمراد ویسی هستند و میخوان لیست جانفدایان هیچوقت تموم نشه که قلمراد بخونه!
.
اما چرا پرداختن به جمهوری اسلامی در فضای مجازی توسط افرادی که در داخل ایران هستند هزینه دادن بیهوده است.
وقتی از کسی میخواهید به حکومت بپردازد از خودتون بپرسید چه انتظاری از او دارید و چه بهایی باید بپردازد.
میخواید به مقامات فحش بدهد؟
فحاش در خارج کم است؟
میخواید "جنایاتش" را رسانهای کند؟
رسانه در خارج کم است؟
میخواید در مورد ماهیت حکومت آگاهیرسانی کند؟
چیزی هست در مورد حکومت که یک اکانت عوام داخل ایران بداند و شما ندانید؟
پس میبینید اصولا کار تقریبا بیهودهای است!
اما این تمام ماجرا نیست
این کارهای بیهوده اصلا ارزان نیستند، می توانند به قیمت جان و مال و زندگی خود فرد و خانواده و حتی طایفهاش تمام شود!
تنها اقدامی که در داخل ایران ارزش هزینه دادن دارد اقدام عملی در روی زمین است.
آیا دارم توصیه به مبارزه عملی میکنم؟
نه!
نه خودم آدم این کار هستم!
نه میدونم این کار دقیقا یعنی چی!
نه صلاحیت این رو دارم به کسی بگم چکار کند!
.
اما احمقانه است اگر از کسی در داخل ایران بخواهیم برای یک فحش به یک مقام یا یک هشتگ یا یک خبررسانی که هزاران نفر دیگر می توانند بدون ریسک خاصی انجام دهند، جان و زندگیاش را به خطر بیاندازد!!
حالا اگر کسی در داخل ایران برای انفجار وزارت اطلاعات برنامهریزی کند، صرفنظر از اینکه بتواند یا نه و از نظر ما درست باشد یا نه، میتوان گفت جانش را سر قیمت خوبی قمار کرده است نه سر هشتگ و حرف مجازی
حرف و هشتگ مجازی رو از لسآنجلس هم میتوان زد، با ارزش برابر هشتگ داخلی و با بهای بسیار ارزانتر، مفت!
.
یک مثال و تمام
تصور کنید عدهای آدم ضعیف توسط یک گروه خشن به گروگان گرفته شدهاند
و عدهای هم وعده آزادی آنها را میدهند
بعد هر وقت گروگانها بگویند این راهی که شما برای آزادی ما میروید جواب نمیدهد، و ما بیشتر عذاب میکشیم و کشته میشویم و اصلا شما دارید با گروگانگیر ها همکاری میکنید!
در جواب
آن مبارزان آزادی بگن چرا اینقدر که به ما میپردازید به خود گروگانگیر ها نمیپردازید که عامل این وضعیت شما هستند؟
خب از این بگذریم که اگر بپردازیم ما رو میکشند
اصلا چی میخواید من بگم در موردشون که به تیمهای آزادی کمک کنه!؟
گروگانگیرها رو فحششون بدم خوبه؟
Following an investigation by the Kurdistan Counter-Terrorism Unit, my personal office and the home of the head of the Security and Intelligence Agency were targeted by Iranian drone attacks earlier today.
I condemn these reckless and unacceptable attacks in the strongest terms. This is a dangerous escalation and a direct threat to the security and stability of the Kurdistan Region.
These attacks will not deter us from carrying out our duties and protecting our citizens -mb.
#فوری
مسرور بارزانی، نخستوزیر اقلیم کردستان عراق، با تأیید حمله پهپادی جمهوری اسلامی ایران به دفتر ویژه خود، اعلام کرد: «چنین حملاتی نمیتوانند اراده ما را برای مقابله با تروریسم و حفاظت از شهروندانمان تضعیف کنند.»
So Trump administration officials did something unconventional — they went around Iran's negotiators and reached out directly to IRGC leadership. The person they tapped for the backchannel was Nechirvan Barzani, the president of the Kurdistan region in Iraq, who had something very few others do: the trust of both U.S. and IRGC leaders.
https://t.co/MYxhDo7T0S
🇺🇸🇮🇷Scoop: The Trump administration established in mid-May a secret backchannel to Iran's Revolutionary Guard commander Ahmad Vahidi through Nechirvan Barzani, the president of the Kurdistan region in Iraq. My story on @axios
https://t.co/hp8LyTHsKJ
جریانی تمامیتخواه در اپوزیسیون، با اتکا به فاندهای خارجی، میخواست با سوار شدن بر موج نارضایتی مردم و مصادرە قیام مردمی، روایت حقیقی جامعە ایران را تغییر بدهد. این جریان فرصت طلب تمام امیدش را به جنگ و سرنگونی جمهوری اسلامی بهدست نیروی خارجی بسته بود. اکنون مهرەهای این گروە که روزی پرزیدنت ترامپ را میستودند، علیه او جبهه گرفتهاند، غافل از اینکه ترامپ از روز نخست صریحاً گفته: سیاست او «اول آمریکا»ست، نه تحقق رؤیاهای قدرتطلبانه دیگران!
مرگ سیاسی این جریان کە نتیجە رفتار آن جز پراکندگی و تفرقە در اپوزیسیون و بقای جمهوری اسلامی نبودە، رقم خوردە. پول خارجی تلویزیونهای آنها در حال تە کشیدن است و ساپورترهایشان یکی پس از دیگری عقب میکشند. این بە نفع افراد و گروههای دمکراسیخواهی است کە در تلاشند با همبستگی سراسری و اتکا بە خودباوری داخلی از سلطنت ولایت فقیهی عبور کردە و ایرانی آزاد و دمکراتیک ایجاد کنند. هر روز تعداد افرادیکە متوجە فریبکاری این جریان میشوند در حال افزایش است.
باید از هر نوع دیکتاتوری عبور کرد و ایدە دیکتاتور بهتر و دیکتاتور بدتر را برای همیشە بە تاریخ سپرد. روزهای خوبی در راە است!
از متن مقاله: «بروز عاملیتِ ملتهای بهحاشیهراندهشده، بهویژه در #کوردستان، دو جریانِ ظاهراً متخاصم و دارای تخاصمهای ایدئولوژیک – یعنی #چپِ_ایرانگرا و راستِ سلطنتطلب – را وادار به واکنش کرد. این دو جریان ... در یک افقِ گفتمانی مشترک در تقابل با دیگریِ غیرفارس به همگرایی رسیدند: هراس گفتمانی از افولِ ساختارِ تمرکزگرای فارسمحور و نامشروع سازیِ دیگری. ... تقاطع این گفتمانها در سیاست هنجاری این دو نمایان است: ادغام در جنبش سراسری ایرانی، حل مسئله کورد در چارچوب #ایران و در نهایت قناعت به حقوق شهروندی و طرد هر فرم سیاسی و بدیلی دیگر اعم از فدرالیسم و استقلال. به همین دلیل گفتمان چپ و راست، راه حل پیشنهادی را نه در واسازی نظم فارسمحور موجود و بهرسمیتشناختن #حق_تعیین_سرنوشت، بلکه در بهحاشیهرانی دیگری، استمرار #فارسمحوری و نظم موجود یافتهاند.»
معروفترین لالایی کُردها رو کسی نوشته که خودش هیچوقت لالایی نشنید.
چهلروزه بود که پدرش رو از دست داد، چهارساله مادرش رو. اسمش محمد کابلی بود، تخلصش «قانع» و یه لحظه از وضع موجود قانع نشد.
مادرم و مادربزرگم شبها همین لالایی رو دم گوشم زمزمه میکردن. خیلی بعدتر فهمیدم یکی از معدود لالاییهای دنیاست که از زبون یه پدر خونده میشه، و اگه دقیق گوش بدی اصلاً لالایی نیست؛ یه نامهست به کسی که نیست: تا برگردی چشمبهراهتم، گهوارهی کودکیات رو هنوز تکون میدم. ما فکر میکردیم دارن خوابمون میکنن؛ داشتن یه چیزی رو تحویلمون میدادن.
خودش سال ۱۳۴۲ با پسرش وریا تو زندان قصر بود، هر کدوم تو یه سلول جدا. و تو همون لالایی این رو گذاشته: «شەوی تاریک نامێنێ، تیشکی ڕۆژ دێتە سەرێ».
زیر همین پست یه تیکه از لالاییای که مادرت یا مادربزرگت برات میخوند بنویس. فارسی، کُردی، تُرکی، بلوچی، عربی، لری، گیلکی، هر چی. ببینیم اینجا چند تا زبون جمع میشه.
#ماموستا_قانع
در مورد رابطه تمامیت ارضی، حاکمیت و مردم:
موضوع پیچیدهای است که من نمی تونم در مورد تمام جنبههایش حرف بزنم.
اما میخوام در مورد این گزاره حرف بزنم
.
" اگر رضا شاه نبود ایران چند پاره میشد و مردم ایران از این بابت باید قدردان او باشند"
.
مراقبت از کشور و تمامیت آن در برابر حمله خارجی افتخاری برای حاکم است و برای مردم هم اغلب همینطور است مگر برای گروهی از مردم که احساس تعلق به آن کشور نمیکنند و یا احساس تعلق به حمله کننده خارجی میکنند.
فرض کنید ترکیه به تبریز حمله کند و فرض کنید تبریزیها هم دوست داشته باشند با ترکیه باشند
در این صورت اگر حاکم ایران تمامیت ایران را حفظ کند برای خودش و مردم تهران جای خوشحالی و افتخار است اما برای مردم تبریز فکر نمیکنم!
و بعد شما نمی تونید به مردم تبریز بگید باید خوشحال باشید اگر این شاه نبود الان از ایران جدا شده بودید!
این از حمله خارجی!
.
اما مراقبت از تمامیت ارضی کشور در مقابل تهدید داخلی کلا متفاوت است.
یکی میگوید اگر رضاشاه نبود ایران چند پاره شده بود و مردم ایران مدیون او هستند
اما رضا شاه در برابر چه کسانی برای یکپارچگی ایران جنگید؟
مگه میشه به کسانی که حفظ یکپارچگی ایران با شکست آنها از رضاشاه ممکن شده بگویید خوشحال باشید و به رضاشاه افتخار کنید؟
به کردها نمیتونید بگویید خوشحال باشید و افتخار کنید به رضاشاه که شما رو شکست داد و نذاشت از ایران جدا بشید
به ترکها نمیتونید بگویید خوشحال باشید و افتخار کنید به رضاشاه که شما رو شکست داد و نذاشت از ایران جدا بشید
به بلوچها نمی تونید بگویید خوشحال باشید و افتخار کنید به رضاشاه که شما رو شکست داد و نذاشت از ایران جدا بشید
به عربها نمیتونید بگویید خوشحال باشید و افتخار کنید به رضاشاه که شما رو شکست داد و نذاشت از ایران جدا بشید.
مگر اینکه بگویید نه، ترکها و کردها و بلوچها و عربها نمیخواستند و نمیخواهند از ایران جدا شوند و آن "تجزیهطلبان" فقط اقلیتی از آنها بودند.
این ادعا و ادعای مقابل آن که اکثریت این گروهها خواهان جدایی بوده و هستند در حال حاضر راهی برای اثباتشون نیست و بحث بیجایی است اما اگر بگیم اکثریت مثلا کردها مخالف جدایی بوده و هستند و فقط اقلیتی "تجزیهطلب" بودند که میخواستند جدا شوند در این صورت اینقدر رضاشاه کار خاصی نکرده که نگذاشت ایران چند پاره بشه، چند پاره نمیشد.
مگه میشه اقلیت کمی از یک اقلیت کشور رو چند پاره کنند؟
اگر هم فرض کنید جداییطلبان زیاد و قوی بودند و رضاشاه کار بزرگی کرد در این صورت نمی تونید بهشون بگید خوشحال باشید که شکست خوردید مگر در یک حالت، آن هم در صورتی که چند پاره نشدن کشور زمینه خوشبختی آن مردم را فراهم کرده باشد.
مثلا الان اگر الان کردستان در رفاه و آرامش و توسعه بود، میگفتیم خوشحال باشید که رضاشاه نذاشت جدا بشید نه الان که صد سال بعد از رضاشاه هنوز کردستان یک منطقه عقب افتاده و جنگی است.
(اینکه بعدا ایران توسعه خوبی پیدا نکرده شاید تقصیر رضاشاه نیست ولی به هر حالی نمیشه به کردها گفت خوشحال باشید که رضاشاه نگذاشت جدا بشید!)
یا مثلا اگر به عربهای جنوب بگید خوشحال باشید که شاه نگذاشت از ایران بزرگ جدا بشید با حسرت میخندند بهتون و میگن اگر جدا شده بودیم الان شاید مثل امارات و قطر بودیم!
.
فکر میکنید چند درصد از مردم آذربایجان الان میگویند کاش شاهان قاجار قوی بودند و ما از ایران جدا نمیشدیم؟
من که فکر میکنم بیشتر میگن کاش شاهان قاجار ضعیفتر بودند و تبریز هم با ما از ایران جدا میشد!
بنابراین برای پایان:
شاهان برای حفظ و گسترش قلمرو هر کاری می کنند و این افتخار خودشان است نه مردم!
این خوشحالی و افتخار در صورتی بین مردم و حاکم مشترک می شود که از مردم در برابر تهدید خارجی محافظت شده باشد نه اینکه توسط حاکم به خود مردم حمله شده باشد و یا در صورتی دیگر که رفاه و خوشبختی آن مردم با حفظ مرزها تامین شده باشد.
.
شما نمی تونید به مردم سوریه بگویید افتخار کنید که قلمرو هخامنشیان یا رومیان چقدر بزرگ بوده
آنها فحش میدهند به رومیان و ایرانیان که به سرزمینهای آنها حمله میکردند!
اگر روزی هم بلوچستان از ایران جدا بشه و کشوری مستقل بشه دیگه از اینکه زمانی در تهران یک حاکم قدرتمند بوده خوشحالی و افتخار نمیکنند.
.
توان رضاشاه برای محافظت از کشور برابر تهدید خارجی رو هم که دیدهایم!
واقعیت روشن این است که اگر در آن جلسه سه نفره نخواستند ایران را چند پاره کنند و چند قرارداد بدتر از ترکمنچای ببندند دیگه قدرت رضا شاه نبود، صلاحدید خودشان و تعارض منافع روسیه و انگلیس و آمریکا بود و گرنه رضاشاه از قبل تسلیم شده بود!
در مورد رابطه تمامیت ارضی، حاکمیت و مردم:
موضوع پیچیدهای است که من نمی تونم در مورد تمام جنبههایش حرف بزنم.
اما میخوام در مورد این گزاره حرف بزنم
.
" اگر رضا شاه نبود ایران چند پاره میشد و مردم ایران از این بابت باید قدردان او باشند"
.
مراقبت از کشور و تمامیت آن در برابر حمله خارجی افتخاری برای حاکم است و برای مردم هم اغلب همینطور است مگر برای گروهی از مردم که احساس تعلق به آن کشور نمیکنند و یا احساس تعلق به حمله کننده خارجی میکنند.
فرض کنید ترکیه به تبریز حمله کند و فرض کنید تبریزیها هم دوست داشته باشند با ترکیه باشند
در این صورت اگر حاکم ایران تمامیت ایران را حفظ کند برای خودش و مردم تهران جای خوشحالی و افتخار است اما برای مردم تبریز فکر نمیکنم!
و بعد شما نمی تونید به مردم تبریز بگید باید خوشحال باشید اگر این شاه نبود الان از ایران جدا شده بودید!
این از حمله خارجی!
.
اما مراقبت از تمامیت ارضی کشور در مقابل تهدید داخلی کلا متفاوت است.
یکی میگوید اگر رضاشاه نبود ایران چند پاره شده بود و مردم ایران مدیون او هستند
اما رضا شاه در برابر چه کسانی برای یکپارچگی ایران جنگید؟
مگه میشه به کسانی که حفظ یکپارچگی ایران با شکست آنها از رضاشاه ممکن شده بگویید خوشحال باشید و به رضاشاه افتخار کنید؟
به کردها نمیتونید بگویید خوشحال باشید و افتخار کنید به رضاشاه که شما رو شکست داد و نذاشت از ایران جدا بشید
به ترکها نمیتونید بگویید خوشحال باشید و افتخار کنید به رضاشاه که شما رو شکست داد و نذاشت از ایران جدا بشید
به بلوچها نمی تونید بگویید خوشحال باشید و افتخار کنید به رضاشاه که شما رو شکست داد و نذاشت از ایران جدا بشید
به عربها نمیتونید بگویید خوشحال باشید و افتخار کنید به رضاشاه که شما رو شکست داد و نذاشت از ایران جدا بشید.
مگر اینکه بگویید نه، ترکها و کردها و بلوچها و عربها نمیخواستند و نمیخواهند از ایران جدا شوند و آن "تجزیهطلبان" فقط اقلیتی از آنها بودند.
این ادعا و ادعای مقابل آن که اکثریت این گروهها خواهان جدایی بوده و هستند در حال حاضر راهی برای اثباتشون نیست و بحث بیجایی است اما اگر بگیم اکثریت مثلا کردها مخالف جدایی بوده و هستند و فقط اقلیتی "تجزیهطلب" بودند که میخواستند جدا شوند در این صورت اینقدر رضاشاه کار خاصی نکرده که نگذاشت ایران چند پاره بشه، چند پاره نمیشد.
مگه میشه اقلیت کمی از یک اقلیت کشور رو چند پاره کنند؟
اگر هم فرض کنید جداییطلبان زیاد و قوی بودند و رضاشاه کار بزرگی کرد در این صورت نمی تونید بهشون بگید خوشحال باشید که شکست خوردید مگر در یک حالت، آن هم در صورتی که چند پاره نشدن کشور زمینه خوشبختی آن مردم را فراهم کرده باشد.
مثلا الان اگر الان کردستان در رفاه و آرامش و توسعه بود، میگفتیم خوشحال باشید که رضاشاه نذاشت جدا بشید نه الان که صد سال بعد از رضاشاه هنوز کردستان یک منطقه عقب افتاده و جنگی است.
(اینکه بعدا ایران توسعه خوبی پیدا نکرده شاید تقصیر رضاشاه نیست ولی به هر حالی نمیشه به کردها گفت خوشحال باشید که رضاشاه نگذاشت جدا بشید!)
یا مثلا اگر به عربهای جنوب بگید خوشحال باشید که شاه نگذاشت از ایران بزرگ جدا بشید با حسرت میخندند بهتون و میگن اگر جدا شده بودیم الان شاید مثل امارات و قطر بودیم!
.
فکر میکنید چند درصد از مردم آذربایجان الان میگویند کاش شاهان قاجار قوی بودند و ما از ایران جدا نمیشدیم؟
من که فکر میکنم بیشتر میگن کاش شاهان قاجار ضعیفتر بودند و تبریز هم با ما از ایران جدا میشد!
بنابراین برای پایان:
شاهان برای حفظ و گسترش قلمرو هر کاری می کنند و این افتخار خودشان است نه مردم!
این خوشحالی و افتخار در صورتی بین مردم و حاکم مشترک می شود که از مردم در برابر تهدید خارجی محافظت شده باشد نه اینکه توسط حاکم به خود مردم حمله شده باشد و یا در صورتی دیگر که رفاه و خوشبختی آن مردم با حفظ مرزها تامین شده باشد.
.
شما نمی تونید به مردم سوریه بگویید افتخار کنید که قلمرو هخامنشیان یا رومیان چقدر بزرگ بوده
آنها فحش میدهند به رومیان و ایرانیان که به سرزمینهای آنها حمله میکردند!
اگر روزی هم بلوچستان از ایران جدا بشه و کشوری مستقل بشه دیگه از اینکه زمانی در تهران یک حاکم قدرتمند بوده خوشحالی و افتخار نمیکنند.
.
توان رضاشاه برای محافظت از کشور برابر تهدید خارجی رو هم که دیدهایم!
واقعیت روشن این است که اگر در آن جلسه سه نفره نخواستند ایران را چند پاره کنند و چند قرارداد بدتر از ترکمنچای ببندند دیگه قدرت رضا شاه نبود، صلاحدید خودشان و تعارض منافع روسیه و انگلیس و آمریکا بود و گرنه رضاشاه از قبل تسلیم شده بود!
دو فوتبالیست خاین وطن فروش ایرانی سابق ، ظرف چند ماه با فروختن ایران ، شهروند استرالیا شدند . فاطمه پسندیده و عاطفه رمضانزاده ، دو خاین می گویند که بسیار افتخار می کنند که شهروند استرالیا شده اند . عکس های این دو خاین را در توالت های استادیوم ورزشی ایران ، بچسبانید درس عبرتی باشد برای خاینین ورزش کار و سلبریتی ضد ایرانی/ Fatemeh Pasandideh and Atefeh Ramezanisadeh