اوقات تلخی را میگذرانم. در نظرم بر سطح خارجی اشیاء هم به طرزی عجیب غم موج میزند!
اندوه مانند باد زمستانی در کاجهای باغ متروک روحم میوزد؛ یاد تو اما شمعی است افسانهای که هنوز هم به تنهایی قلب باغ را گرم نگه داشته.
.
دختری درحال خواندن نامه
یوهانس ورمیر-۱۶۵۹