چرا به هرکی مخالفتونه فحش میدید؟ حرفم میزنیم میگید حداقل مثل آخوند بهتون تیر جنگی نمیزنیم! استدلالتون همینقدر بیپایهواساس و مسخره است. چرا درهای گفتوگو رو میببندید؟ شما الآن این روش رو پیش گرفتهاید دوفردا دیگه قدرت دستتون بیفته از آخوندم بدتر میشید.
#از_دموکراسی_بگو
@PahlaviReza بابا تو واقعاً نمیفهمی. کشتن مردم تو خیابون بس نبود که حالا جلو در خونهشون کشته بشن؟ چقدر خون دیگه باید ریخته بشه براش نقشهی شاهشدن پلشتی مثل تو؟!
حقیقتاً این گیری که به هم سر کتاب خوندن میدین بیهوده است. کتاب رو کسی میخونه که یه سوال داره. در راستای سوالش فکر میکنه و در سیر فکر کردنش کتاب میخونه. آدمهایی که از قبل «جواب» رو دارن، نیازی به کتاب خوندن ندارن.
مثلاً دوستان فهمیدهاند برای مقابله با ج.ا مبارزه با خشونت بهتر از مبارزه خشونت پرهیز است ولو که علم میگوید مبارزات خشونت پرهیز موفقتر بودهاند؛ یا دوستان فهمیدهاند با مداخله خارجی میشود به آزادی رسید، ولو این که کشوری تو منطقه با مداخله نظامی به آزادی نرسیده است. همهی اینها هم به این دلیل است که ما «ایرانی» ایم و استثناییم؛ دولتمون هم جمهوری اسلامی است و استثناست. وقتی وضعیتی تبدیل به استثنا میشه، علم و کتاب و تجارب قبلی به درد لای جرز دیوار میخوره. ما «یگانه» پدیدهی جهانیم.
اینکه بخشی از جامعه امروز حامی پهلوی است واقعیتی انکارناپذیر است و اینکه گاه در خیابان به نفعش شعار داده میشود نه عجیب است و نه غیرطبیعی. مسئله از جایی آغاز میشود که این جریان در سطح سیاستگذاری، بهدلیل تمامیتخواهی ذاتی خود، با همه پایههایی درگیر میشود که بدون آنها پیروزی یک جنبش ناممکن است. جریان پهلوی عمق ندارد و به همین دلیل در میدانهای حیاتی پیروزی یک انقلاب عقیم است. در فرهنگ انقلاب هیچ نساخته. نه سرود، نه روایت مشترک، نه هویت جمعی، نه ارزش انسانی فراگیر. فقط مصرف کرده است. در اندیشه و سازوکار پیروزی نیز ناتوان است، در حالیکه عبور از لحظه خیابان به لحظه پیروزی نیازمند پل اندیشه، فعال مدنی، دانشگاه، نیروی مولد سیاسی، تکنوکرات و کنشگر حقوق بشر است. اما این جریان با تمامیتخواهی خود همه پلها را ویران کرده و به آنها سنگ زده، رنجشان را انکار کرده، زندانرفتنشان را نادیده گرفته، مطالبات طبقه مولد اندیشه را فانتزی خوانده و دانشگاه را فتنه نامیده است.
نتیجه روشن است، جریانی که پیوندهای واقعیاش را بریده ناگزیر به جعل میشود و صحنه سیاست را با روایتهای برساخته مصادره میکند. اینها اگر هم موقتا کار کند، نه در خدمت پیروزی انقلاب که در خدمت شکست آن است. پهلوی امروز توان چیرگی بر جمهوری اسلامی را از دست داده و ناکارآمدی ساختاری همیشه به فساد میانجامد. به همین دلیل دستگاه سیاسیاش به همان فسادی آلوده شده که مدعی نفی آن بود. آنها خودشان هم میدانند نه راه بازگشتی به دیگر جریانها باقی گذاشتهاند و نه مسیر واقعیای بهسوی پیروزی دارند. و اینجاست که حقیقت عریان میشود. پیروزی انقلاب برای دستگاه پهلوی بهمعنای پایان قطعی موجودیت خودش است. پس طبیعی است که امروز، آگاهانه، در حال ضربهزدن به مبارزه مردم باشند. نه از سر خطا، بلکه از سر بقا.
ترانه علیدوستی این جملهش جالب بود که هنر نمیتونه از جامعه عقبتر باشه. اگر آوانگارد هم نیستی، دست کم همتراز جامعه باش؛ وگرنه حتی هنر عامهپسند هم نیست، کلاً بیرون از دایرهی هنره.