مثل فیلمی هستم که نگاهش میکنی تا بلکه خوابت ببرد
صدایش را خاموش میکنی
و تصویرش را برای خسته شدن چشمهایت نگاه میکنی
از من چیزی نمیفهمی
جز اینکه خودت آرام شوی و بخوابی.
👤علیرضا روشن
یه حس عجیبی نسبت به این کانسپت چای و کیک عصرونه دارم ، وقتی قراره بشینیم چای و کیک بخوریم یعنی بخش قابل توجهی از چیزها خوب یا حداقل عادیه، یعنی فاجعهای رخ نداده، یعنی احتمال میدیم تا چند ساعت دیگه چیزها حداقل در همین وضعیت فعلی میمونن.
دو سال پیش اگه به جا کاری که دوست دارم، کاری که ونکوور بود رو انتخاب میکردم. الان که دارم از مریضی میمیرم، یکی بود آب دستم بده.
کی میدونه عواقب تصمیم هامون کی سراغمون میاد؟