چرا باید رمان میخواندیم؟
رمان را نماینده دموکراسی یا چندصدایی میدانند. و قتی رمان میخوانید عادت میکنید که با نظریات مختلف بیانکه شما را تحریک کند، کلنجار بروید. در رمان یکی طرف شاه است، دیگری مخالف او، یکی مذهبی است و دیگری لامذهب، ذهن به مرور عادت میکند
تا جایی که یادمه، شیندلر که با بیزنسش کنار نازیها کلی پول درمیآورد، وقتی توی پاکسازی گتو چشمش به اون دختر کوچولو با پالتوی قرمز افتاد، انگار یه چیزی تو وجودش شکست. همونجا آخرین بندش با آلمان هیتلری پاره شد و از اون به بعد همه توان و ثروتش رو گذاشت برای نجات کارگرای یهودی.
قتل مهسا امینی برای خیلی از ماها هم همچین لحظهای بود. از قبل از جمهوری اسلامی بیزار بودیم، اما اون اتفاق آخرین شانسهای رواداری با احتمال ادامهاش، حتی برای یه مدت کوتاه، رو هم از بین برد. از همون لحظه مبارزهی واقعی شروع شد. به جای حسرت یک زندگی معمولی مردم شروع به تمرین یه زندگی معمولی کردن و اینا هر روز مجبورن کمی عقبتر برن تا قبل از سقوط کاملشون.
#اسم_تو_رمز_میشود
#مهسا_امینی