من اصلا آدم جنگیدن و تلاش مضاعف برای چیزهایی که فکر میکنم خعلی معمولیه و حق بدیهیمه نیستم، اصلا اذیتم میکنه این کار، من دوست دارم خعلی صاف و ساده سرم رو بندازم زمین، بچرخونم هوا، لذتم رو ببرم و زندگیم رو بکنم.
تجربههای مشترک ما رو بهم نزدیک میکنه و حداقل در من که احساس خوبی ایجاد میکنه، بعد از طوفان دیشب و این همه توییت که ازش دیدم فکر کردم چی میشد که ما رو همین تجربهها به هم نزدیکتر میکرد، نه تجربههای سوگ و ناراحتی و غصه و خشم جمعی.
@Sir_Don_Sir برای اینکه خلاصه جای اون سوراخی دوست داره عفونت کنه و خودش رو ترمیم هم بکنه و بچسبه دوباره...
جلوی اینها رو باید بگیریم :(((
ولی همون یکی دو بار اولش دررد داره، بعدش اوکیه
امروز برای اینکه برای فرستادن ۸ عدد عکس به برادرم، مجبور بودم ۴۰ دقیقه با موبایلم درگیر باشم... چون برق رفته، اینترنت به شکل عجیبی ضعیفه که نمیشه ایمیل هم فرستاد، ویپیان با نت همراه عملا کار نمیکنه....
گریه کردم... هق زدم قشنگ.
@NasehMohi یعنی برای جامعهای مثل ایران اون زمان حتما باید که یک انقلابی رخ میداد که درش توان اقتصا��ی من نوعی، ارزش تحصیل من نوعی، ارزش پاسپورت من نوعی و دورنمای زندگی معمولی من نوعی اینقدر تغییر کنه.
طفلی من نوعی خب.