کنج هیئت نشسته بود،
طبق معمول به اشک؛
با همان آهِ سوزناکِ همیشگی…
روضه��خوان که میکروفن را تعارف زد،
گفت فقط یک بیت و بس…
گفت و کبریت را کشید بر دلِ پر از باروتِ گریهکنهای روضهی مادر!
آخ…
بریدی، دوختی، اندازه کردی، لطفها کردی
اگر محسن نپوشد، اصغر ششماهه میپوشد
#معنی_زنجانی