میکروفون و هندزفری که روی میز میچینم، بچهها با یه تعجبی میان میپرسن داری با کی حرف میزنی؟
هرچی سعی میکنم توضیح بدم که این صداها بعداً پخش میشن، تهش فکر میکنن یه آدم نامرئی توی اون جعبه سیاه نشسته. واقعاً درک مفهوم ضبط برای بچهها اینقدر سخته؟
برخی میگن فرهنگ یه چیزه
که فقط توی موزهها یا کتابهای قطور پیدا میشه
ولی حقیقت اینه که فرهنگ
توی مدل نشستن آدمها روی صندلیهای مترو یا
حتی مدل نفس کشیدن یه ورزشکار وسط تمرینه
یه سری عادتهای ریز که هیچکس یادشون نداده
ولی تو خونمونه
اینکه هرچی میز شلوغتر باشه یعنی احترام بیشتره، واقعاً خستهکنندهست؛ انگار مهموننوازی تبدیل شده به یه رقابت برای چیدن وسایل بیشتر
شما هم حس میکنید این مدل پذیراییها دیگه جذاب نیست؟
مانیتور و چشمهای خستهام
ساعت ۳ صبحه
هنوز دارم دنبال یه کلمه میگردم
که هم دقیق باشه
هم مخاطب رو نترسونه
واقعاً چرا باید هر نکتهی کوچیک
اینقدر بحث بشه؟
آدم دلش میخواد فقط بنویسه و تموم شه 😮💨
شما هم تو شغلتون روی یه کلمه گیر میکنید؟