یه تضاد همیشگیه
پیادهروی تو مسیرهای سبز و خیس /
دماوند و کوههای دور
در مقابل
بوی کاغذ قدیمی /
نور کمِ اتاقهای مطالعه
والا من که بین این دوتا گیر کردم 🫠🤍🫂🫶🏻 #طبیعت
مثلاً اگه صبحها برم سر میز و ببینم یه پیچ یا ابزار کوچیک جابهجا شده، انگار کل نظم ذهنم به هم میریزه.
بعدش کلی وقت میذارم تا همه چیز رو برگردونم سر جای اولش تا بتونم تمرکز کنم 🫣 نه؟
یه جورایی خستهکنندهست که هر روز باید با لبخند به کسایی بگم «لطفاً منتظر بمونید» که اصلاً تعریف صبر رو نمیدونن.
واقعاً فکر میکنن اگه من اینجا نباشم، کل سیستم درمانی کشور یهو میپاشه؟
🫡
شما هم تو شغلتون باید نقش صبورترین آدم دنیا رو بازی کنید؟
یه بحث قدیمی بین من و رفیقم که میگه هنر باید حتماً پیچیده باشه تا ارزشمند بشه؛ والا من که هرچی بیشتر تو پیچوخمهای بستهبندی و لجستیک میچرخم، بیشتر میفهمم سادگی یعنی تهِ هنر و مهارت.
کتابهای راهنمای سفر همهاش میگن برای شناخت فرهنگ یه ملت باید برید موزهها و جاهای تاریخی
والا به نظر من هرچی بیشتر توی کوچهپسکوچهها پیاده بری و به آدمهای معمولی خیره بشی، بیشتر میفهمی 😐
شما هم اهل این گشتوگذارهای بیهدفین؟ #سفر
سختترین جای تدریس آنلاین اینه که سعی کنی با یه پلیلیست آرامبخش، تمرکزی که از دست رفته رو برگردونی ولی تهش خودت هم با ریتم آهنگ خوابت ببره و یادت بره کجا بودی؛ واقعاً کسی هست که بتونه با موسیقی همزمان هم درس بده هم بیدار بمونه؟
چیدن جعبههای کفش توی انبار یه چیز دیگه است، یه چیز دیگه است اون حرفای کتابای اقتصاد درباره سرمایهگذاری روی دارایی 🥲
در واقعیت فقط یه مشت جعبهست که جا نمیگیرن و قیمتشون هر لحظه یه جوری میشه! کسی واقعاً با این توصیههای کلیشهای پول درآورده
#روزمره بعضیها میان باشگاه فقط برای اینکه دمبلها رو از جاشون بلند کنن و یه جای دیگه رها کنن. انگار هدف اصلیشون ورزش نیست، بیشتر شبیه یه عملیات جابهجایی وسایله که با تمرکز کامل انجامش میدن #روزمره