میدانستند و گفتند بیایید!!
از صبح که این گزارش را دیدم در شوکم. چند بار عقب زدم، دوباره گوش دادم، گفتم شاید اشتباه میشنوم. اشتباه نمیشنیدم.
فرنوش فرجی، امروز صبح، روی آنتن اینترنشنال، درباره خرمآباد. کلمه به کلمه:
«در روز هجدهم و نوزدهم ما صداهایی دریافت کردیم، تصاویری دریافت کردیم که نشان میدهد در میدان کیو دوشکا گذاشته بودند، مردم را به رگبار بستند.»
به فعل دقت کنید. دریافت کردیم. در روز هجدهم و نوزدهم. نه بعدا. نه این هفته. همان شب.
حالا یادتان بیاید شب نوزدهم دی از همان آنتن چه پخش میشد: فردا بیایید. مراکز شهرها را تسخیر کنید و نگه دارید. دستگاه سرکوب دارد فرومیریزد.
یعنی در یک ساختمان، همزمان: اتاق خبری که صدای دوشکا در هدفونش بود، تصویر سردخانه بیمارستان عشایر را داشت و میدانست زمین میدان رازی آنقدر غرق خون است که آتشنشانی حریفش نشد و آنتنی که به همان مردم وعده فروریختن دستگاهی را میداد که همان لحظه، در فایلهای صوتی خودشان، داشت با سلاح ضدهوایی به جمعیت شلیک میکرد.
میدانستند دوشکا کار میکند. گفتند بیایید جلوتر.
من مدرک تبانی با رژیم ندارم و ادعایش را نمیکنم ، بیسند حرف زدن کار آنهاست، نه من. ولی برای چیزی که سندش را امروز خودشان پخش کردند، اسم دارم: فرستادن آدم بیسلاح به سمت رگباری که صدایش را داری، با برآورد غلط، از پشت شیشه استودیو.
به نظر من این یک جنایت است. جنایت رژیم سر جای خودش ،ماشه دست او بود، خون به گردن او، ذرهای کم نمیشود. این جنایت دوم است، از جنس دیگر: مثل کسی که با علم به بریدن ترمز، مسافر سوار کند. قاتل نیست. ولی هیچ دادگاهی هم رهایش نمیکند.
و هفت ماه گذشته. یک نفر از آن ساختمان، یک بار، نگفت: صدا را داشتیم و باز گفتیم بیایید. برآورد ما غلط بود. به جایش هر کس پرسید ف��ش خورد، هر کس تناقض را نشان داد مزدور شد.
آن شب را میشد خطای مرگبار نامید. هفت ماه دفاع از خطای مرگبار، خطا نیست. انتخاب است.
«در روز هجدهم و نوزدهم دریافت کردیم.» ثبت شد.
ما هم دریافت کردیم. و فراموش نمیکنیم.
#به_کجا_رسید #خرمآباد #ایران_اینترنشنال
نخست اعصاب خو�� را پولادین کنید!
افرادی که صبر و حوصلهٔ زیادی ندارند، به نظرم لازم نباشد با نمایندگان جبههٔ پایداری و همفکران آنها مثل امیرحسین ثابتی مناظره کنند.
نیروهای پایداری و همسویان آنها متأسفانه به قصد کشف حقیقت یا اجرای عدالت یا کمک به آگاهی عمومی یا شنیدن سخن طرف مقابل، در مناظرات حاضر نمیشوند.
آنها ظاهراً فوت و فنهای مربوط به جدال غیرِ احسن مثل قطع سخن طرف مناظره در اوج نقطهٔ استدلال، پرت کردن حواس او از بحث اصلی، متلکپرانیهای بیمورد، لبخندهای استهزاءآمیز، تکرار ممتد یک اتهام خاص و از این شاخه به آن شاخ پریدن و مشابه اینها را آموزش دیده و تمرین کردهاند تا طرف مناظره را به شدت عصبانی کرده و بدین طریق او را به ترک مناظره یا سکوت یا بیان الفاظ ناشایست و نامناسب مجبور سازند!
واضح است که هر یک ا�� این سه مورد هم که رخ دهد، آنها خود را پیروز مناظره و طرف دیگر را بیتحمل و ضعیف و بیادب معرفی خواهند کرد.
به این بنای ناروا و غیراخلاقی محمود احمدینژاد در مناظرات سال ۸۸ دامن زد و از آن پس، همین شیوه الگو و سرمشق جریان پایداری و نیروهای نزدیک به آن شد.
از این رو، اگر فردی میخواهد با این تیپ افراد مناظره کند، قبل از آن لازم است اعصاب خود را پولادین کند!
حفرهٔ امنیتی!
عباس #عراقچی وزیر خارجه: "اطلاع دشمن از چند جلسهٔ مهم در روز حمله، نتیجهٔ یک حفرهٔ امنیتی بود که احتمالاً هنوز هم وجود دارد. حفرهٔ امنیتی فقط در نفوذ و گرفتن اطلاعات نیست، در جهتدهی به تصمیمسازیها هم هست؛ از آن مهمتر در جهتدهی به فضای روانی ما هم هست."
این جملات به نظرم مهمترین، درستترین و ترسناکترین جمل��تی است که از ابتدای انقلاب تاکنون به زبان یک مقام بلندپایهٔ کشور جاری شده است!
@TurkmensahraTs ما با هیچ وطن فروش خائنی که قصد پاره پاره کردن جغرافیای وطن رو داره و با دشمن کشور همدست میشه و جیره خور دشمنه هیچ نسبتی نداریم... همه شون به درک واصل بشن... این از من گیلک...