دلم یه حسی شبیه حس رسیدن به هدف، شنیدن خبری که انتظارش رو نداشتی،دیدن یهویی کسی که مدت ها دلتنگش بودی، شنیدن خبری که هر بار یادش میفتی تا مدت ها لبخند میزنی، موف،حسِ زنده بودن و زندگی کردن میخواد!
امروز یکی از همکارا تو انبار یه قطعه افتاده تو صورتش و پیشونیش شکافته!
رئیسم زنگ زد گفت چیشده؟ گفتم بردنش بیمارستان!
گفت اونو نمیگم قطعه چی بوده؟
دیه آدم قیمتش خیلی پایینتره تا قیمت اون قطعه!
دقیقا ارزش آدمیزاد تو این کشور همینقده!
پولدار بودن خیلی خوبه.
درستو میخونی، زبانتو فول میکنی، هر تخصص یا هنری رو دلت بخواد یاد میگیری، باشگاه میری به هیکلت میرسی،
به دوست دختر/پسرت میرسی،
سفرتو میری،
تفریحتو داری.
تهشم از اراده ات حرف میزنی.
این مدت نه کانفینگ خریدم نه پرو و این یعنی تازه برگشتم بعد مدتها ،اینستا رو که باز کردم از حال افسردهی خودم شرمنده شدم:)خیلی همه خوشگل و خوشتیپ و شیک و به ظاهر معمولی بودن!
از لحاظ روانی مراسم چهلم یک عزیز برای اینه که آدما نیاز دارن یک نقطه زمانی مشخص داشته باشن تا با غمشون مواجه بشن و به پذیرش برسن!
اما برای این حجم از غم، ما هیچگاه به پذیرش نمیرسیم.
درست یک ماه پیش هزار هزار ایرانی واسه اخرین بار خوابیدن ، واسه اخرین بار بیدار شدن ، واسه اخرین بار مادرشونو بغل کردن ، واسه اخرین بار خداحافظی کردن و در خونشون رو بستن و دیگه برنگشتن ...
وقتی «ابتذال» با «بیرحمی» جفت میشود، حاصلش میشود مسخره کردن پیکرِ بیجان یک هموطن. جانی که برای شما بازیچه و اسباب خنده است، برای یک ملت، داغی است که سرد نمیشود. شما رسانهچی نیستید؛ شما تجسمِ عینیِ سقوطِ انسانیت در چاهِ بیوطنی هستید.