هشت صبح باید با آبدارچی اینجا دعوا کنم که چرا جلوی مهمون شرکت ،لیوان شخصی من و گذاشته . آخه این چه کاریه مرد مومن
چرا باید در جواب بهم بگه مهمون ویژه بود گفتم لیوانش قشنگ باشه .
ناراحتترینم
☹️☹️☹️☹️
بی بی زنگ زد گفت خونه کثیفه هیشکی نمیاد کمکم ، پاشدم اومدم همه خونه رو تمیز کردم.تموم که شد نشستم یه لیوان چایی بخورم بابابزرگم اومده یه ده تا هزاری پرت کرد جلوم رفت ،با نفرت نگام کرد و رفت هیچی نگفت و رفت
چاییم یخ کرد، دلم شکست
خدایا گریه نکنم
خدایا اشکام نریزه